چلیپای امروز " معمارانه "

Gallery1

9-12-09

Urban shapes III

Lines IV

+ نوشته شده در  جمعه 21 اسفند1388ساعت 3:21  توسط فروغ  | 

Beautiful Residence in Cyprus by Armon Choros Architektonikis

Beautiful Residence in Cyprus by Armon Choros Architektonikis

Armon Choros Architektonikis is anarchitecture firm founded in Larnaca, Cyprus in 1995. The project is called Chalkidos Street Residence and is also winner of some important awards in the field. It seems like the whole building circles around the inner yard. The curved walls really give this construction its uniqueness

beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_0.jpg
beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_1.jpg
beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_2.jpg
beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_3.jpg
beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_4.jpg
beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_5.jpg
beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_6.jpg
beautiful_residence_in_cyprus_from_armon_choros_architektonikis_7.jpg
+ نوشته شده در  جمعه 21 اسفند1388ساعت 3:8  توسط فروغ  | 

Stunning House For Four From A.F. Abeijon-Fernandez Arquitectos

Stunning House For Four From A.F. Abeijon-Fernandez Arquitectos

Sometimes private homes have such an impressive exterior design and such dimensions that you might as well mistake them for company headquarters or important institutions. Located in A Coruna, Spain, what is truly striking about this residence is its exterior diversity. The interior is spacious and modern, with many original and attractive elements which we invite you to discover.

stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_0.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_1.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_2.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_3.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_4.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_5.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_6.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_7.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_8.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_9.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_10.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_11.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_12.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_13.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_14.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_15.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_16.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_17.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_18.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_19.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_20.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_21.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_22.jpg
stunning_house_for_four_by_af_abeijnfernandez_arquitectos_23.jpg
+ نوشته شده در  جمعه 21 اسفند1388ساعت 3:2  توسط فروغ  | 

Waiuku Church In New Zealand, An Ingenious Architecture Plan

Waiuku Church In New Zealand, An Ingenious Architecture Plan

This is not your average small town church. And to explain this fact, we will mention a few things. First off, we are dealing with a project from Jasmax architects developed for the city council of Manukau in New Zeeland. The challenge of this 'church' makeover consisted in the fact that the city council did not want just a” remake” of a 1960's A-frame Church, but a increase in seating places, a new kitchen, a meeting room and a lounge.  Also, this is a place where many events will occur, such as theater plays and it is to become one of the city’s community centers.- via Arch Daily

waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_0.jpg
waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_1.jpg
waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_2.jpg
waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_3.jpg
waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_4.jpg
waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_5.jpg
waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_6.jpg
waiuku_church_in_new_zealand_an_ingenious_architecture_plan_7.jpg 
+ نوشته شده در  جمعه 21 اسفند1388ساعت 2:53  توسط فروغ  | 

فراز و نشيب در تعريف استراتژي (بررسي تطبيقي)

فراز و نشيب در تعريف استراتژي (بررسي تطبيقي)

 

خلاصه مقاله:

در سير انديشه هاي مديريت، نظريه پردازان تعاريف گوناگوني را براي واژه استراتژي ارائه كرده اند. هر يك از اين تعاريف از خواستگاه متفاوت بوجود آمده اند، و همچنين مولد راهواره هاي گوناگوني گشته اند. بي ترديد انتخاب هر يك از انها، نه تنها مسير و فرايند برنامه ريزان راهبردي، بلكه نتايج برنامه هاي راهبردي رامتفاوت ساخته اند. در اين مقاله، ضمن معرفي برخي از تعاريف مشهور در اين حوزه، ابتدا سير تحول مفهوم استراتژي در حوزه هاي سياسي، نظامي و اقتصادي و سپس ، سير تكويني تفسير و كاربرد آن را در سير انديشه هاي مديريت، در سه زمينه، نسل هاي مفهوم سازي، كاربرد مفهوم استراتژي، بيان ويژگي هاي تعاريف هر نسل، تشريح مي كنيم. در ادامه براي بررسي مقايسه اي يك تعريف، ويژگي هاي تعريف كامل از راهبرد را همراه با معيارهاي براي انتخاب يك تعريف، جمع اوري و توصيف مي كنيم. در پايان با بحث درباره روش هاي به گزيني انتخاب تعريف مناسب، شيوه هاي انتخاب يك تعريف موجه را بر اساس سه شيوه؛ روش پيگيري و انطباق، جستجوي معني در لغت نامه ها، روش هاي ابتكاري، معرفي نموده و به يكي از روش هاي ابتكاري كه بر اساس يافته هاي پژوهشي محق در خلال جلسات متوالي بارش فكري به دست امده است، نتيجه گيري مي شود.


كلمات كليدي:

تعريف استراتژي ، نسل هاي مفهوم سازي ، معيارهاي انتخاب تعريف ، به گزيني انتخاب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:52  توسط فروغ  | 

ترکیب عناصر معماری

 

نخستين مبحثي كه در برنامه ، طراحي مطرح مي شود درباره تركيب و چگونگي آن مي باشد ، به اين دليل كه يك طراحي هنگامي صحيح و منطقي خواهد بود كه عناصر تشكيل دهنده آن به گونه اي مطلوب تركيب شده باشند .

به طور كلي معماري عناصريست كه به گونه اي با هم تركيب شده و موقعيت آن به چگونگي عناصر تشكيل دهنده آن بستگي كامل خواهد داشت .

مثلاَ : تركيب مصالح يك ساختمان بايد به صورتي باشد كه موجب استواري آن بنا گردد ، تأسيسات آن از قبيل ، لوله كشي آب ، فاضلاب ، سيم كشي ها و غيره متناسب با بنا و مناسب انتخاب و تقسيم شده و فضاها بهداشتي و قابل زيست باشند چنانچه به يك بنا بنگريم بايد بپذيريم ، براي آنكه جوابگوي عملكرد واقعي خود بوده و استوار بماند لازم است كه در اجزاء و عناصر تشكيل دهنده خود به درستي تركيب شده باشد و بايد براي احداث چنين بنائي اصول و قوانين چگونگي يك تركيب خوب را بشناسيم .

به طور كلي تركيب داراي مفاهيم و قوانين بسيار زيادي بوده ، ولي در اينجا فقط به تعدادي از آنها كه ضروري مي باشد مي پردازيم .

خصوصيات تركيب

تعادل و توازن :    تعادل يكي از مهمترين عوامل تركيب مي باشد . براي آنكه يك ساختمان استوار بماند تعادل بين نيروهاي فشاري و اجزاء نگهدارنده لازم بوده و بطور كلي براي آنكه ساختمان بتواند وظيفه خود را انجام دهد تعادل ميان تأسيسات و فضاها و تمام اجزاء آن ضروري مي باشد .

تناسب و مقياس:     مفهوم تناسب و مقياس به مفهوم تعادل بسيار نزديك مي باشد و مي توان با ديدي مشابه اين دو عامل را مورد بررسي قرار داد و نيز در زمينه هاي اجتماعي ، در طبيعت و در امر ساختمان مي توان اين مفاهيم را جستجو نمود . تناسب مقياس جزء ضروريات يك تركيب محسوب مي شود.

وحدت ، هماهنگي و تضاد :     وحدت را بايد در تعادل و تناسب جويا شويم ، وحدت در رفتار انسان نيز ضروري بوده و از طريق وحدت و هماهنگي در جسم و روح است كه انسان مي تواند به اعمال بزرگ و پر ارزش دست يابد.

حركت و جهت :    در بررسي تركيب در امر ساختمان بايد به جهت و حركت ساختمان و كليه اين فعل و انفعالات توجه نمود.

نقطه عطف يكي ديگر از مسائلي مي باشد كه در طراحي براي نشان دادن مهمترين قسمت هاي يك ساختمان مورد استفاده قرار خواهد گرفت

سازه (استخوان بندي ساختمان ) :    هر ساختمان داراي استخوان بندي و يا سازه اي مي باشد كه حافظ پوسته و پوشش هاي آن مي باشد ، به عبارت ديگر آنچه موجب ايستائي و استواري بنا مي گردد اسكلت آن بنا مي باشد.

سيركولاسيون ( رفت و آمد ) و فضاي مورد استفاده :    اساساَ سيكولاسيون در فضاهاي مورد استفاده نشانگر اجزاء با معني ايستا و پويا در كل ساختمان هستند . فضاي مورد استفاده از اهداف اوليه تصميم گيري هاي معماري در ارتباط با كار وي‍‍ژه بوده و سيركولاسيون وسيله اي است كه نتيجه طراحي به عهده آن مي باشد .

توده :    توده يا حجم به عنوان يكي از مباحث طراحي اهميت عيني يا معمولترين برخورد با شكل سه بعدي ساختمان را فراهم مي نمايد .

ارتباط پلان با نما يا مقطع :     پلان ، مقطع و نما قراردادهاي مشتركي براي شبيه سازي تصاوير افقي و عمودي كيله ساختمانها هستند .

جزء يا واحد به كل :    ارتباط جزء به كل ، معماري را همچون واحدهايي كه مي تواند در ايجاد ساختمان مرتبط باشند ، بررسي مي نمايد . يك واحد تماميت تعريف شده است ، كه خود بخشي از يك ساختمان مي باشد .

عناصر تكراري به مجرد :    ارتباط عناصر تكراري به مجرد موجب آشكاري اجزاء فرمي و فضايي مي شود .

تعادل و تقارن در معماري :     مفاهيم تعادل و تقارن از ابتداي معماري مورد استفاده قرار گرفته است . به عنوان يك مبحث اصلي تركيب بندي ، تعادل در معماري به واسطه استفاده از اجزاء فرمي و فضايي به وجود مي آيد . تعادل حالتي عيني يا ذهني از موازنه بوده ، تقارن يك حالت ويژه از تعادل مي باشد.

هندسه در معماري :      هندسه يك ايده شكل دهنده در معماري است كه در تعيين پلان و شكل سه بعدي بنا مورد استفاده قرار مي گيرد .

پيوستگي در معماري :     ايده هاي شكل دهنده پيوستگي ، از فرآينده افزايش يا اجتماع و كاهش فرم براي ايجاد يك اثر معماري بوجود مي آيند . به گونه اي كه هر دو نياز مند درك علمي از ساختمان هستند .

ترتيب در معماري :    به عنوان يك ايده شكل دهنده ، مبحث ترتيب در طراحي ساختمان ها ، نمود فيزيكي از يك رشته صفات است . اين مفهوم را به صورت يك نمايش رتبه اي مرتبط با يك سري از ويژگيهاي خاص مجسم كنيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:50  توسط فروغ  | 

معماری و پایداری

معماری و پایداری

اصل اول : حفاظت از انرژی
هر ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که نیاز آن به سوخت فسیلی به حداقل ممکن برسد .

ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به سبب تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوری های جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمان ها به دست فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون ویا با ترکیب های مختلفی از آنها، ساختمان ها، محیط را با توجه به نیاز های کاربران تغییر میدهند .
اشاره به نظریه مجتمع زیستی نیز خالی از لطف نمی باشد، که از فراهم آوردن سر پناهی برای درامان ماندن در برابر سرما و یا ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد ، به این دلیل و همچنین وجود عوامل دیگر مردمان ساختمانهای خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند .
ساختمان هایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شوند ، نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی ، حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه ، به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلـق مــعـــماری سبــز مطــرح می شوند. بسیاری از این تجربیات نیز بیشتر حاصل کار و تلاش انفرادی بوده؛ و بنابراین روشن است به عنوان اصلی پایدار در طراحی ها و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد.
اصل دوم : کار با اقلیم
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند .
شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می توانند به گــونــه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پوشانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .
پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی ، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می کند. هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب ، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند . شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به گونه ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود ، و شبکه ای مستطیل شکل با خیابانهای شرقی ـ غربی را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می داد.
رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند ؛ اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند، با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت ، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمامهای عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد .

سنت طراحی با توجه به اقـلـیـم بـرای ایجاد آسایش درون ساختمان به قوانین گرمایش محدود نمی شد بلکه در بسیاری از اقـلـیــم ها معماران ملزم به طـراحـی فـضایی خنک برای پدید آوردن شرایطی مطلوب در داخل ساختمان بود . راه حل معــمول درعـصـر حاضر ، یعنی استفاده از سیستم های تهویه مطبوع هوا ، تنها فرآیندی ناکار آمد در تقابل با اقلیم به شمار می رود و در عین حال همراه با مصرف زیاد انرژی می باشد ، که حتی به هنگام ارزانی و فراوانی انرژی به دلیل آلودگی حاصل از آن امری اشتباه بشمار می آید.
اصول سوم : کاهش استفاده از منابع جدید
هر ساختمان باید به گونهای طراحی شود که استفاده از منابع جدید را به حداقل برساند و در پایان عمر مفید خود ، منبعی برای ایجاد سازه های دیگر بوجود بیاورد .
گر چه جهت گیری این اصل ، همچون سایر اصول اشاره شده به سوی ساختمانهای جدید است ، ولی باید یادآور شد که اغلب منابع موجود در جهان در محیط مصنوع فعلی بکارگرفته شده اند و ترمیم و ارتقاء وضعیت ساختمانهای فعلی برای کاهش اثرات زیست محیطی ، امری است که از اهمیتی برابر با خلق سازه های جدید برخوردار است . این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که تعداد منابع کافی برای خلق محیط های مصنوع در جهان وجود ندارند که بتوان برای بازسازی هر نسل از ساختمان ها، مقداری جدید از آنها را مورد استفاده قرار داد .
این استفاده مجدد میتواند در مسیر استفاده از مصالح بازیافت شده یا فضاهای بازیافت شده شکل بگیرد، بازیافت ساختمان ها و عناصر درون آنها بخشی از تاریخ معماری است . صومعه سانتا الباس که در سالهای 1077 و 1115 میلادی بازسازی گردیده ، از آجرهای خرابه های یک ساختمان رومی در نزدیکی خود استفاده نمود. چارچوب های چوبی که در قرون وسطی به کار گرفته شدند ،قطعاتی چوبی بودند که بریده و در کارگاه نجاری به یکدیگر وصل شده و کد گذاری می شدند و آنگاه از هم جدا شده و به ساختمان ها انتقال داده می شدند. استفاده از این روش بدین معنی بود که در صورت لزوم می توان بخشهایی از ساختمان قرون وسطایی را جا به جا نموده ؛ حتی امروزه نیز می توان آنها را به مکانی دیگر منتقل کرد . گاهی اوقات کل سازه ساختمان به منظور بنا کردن ساختمانی جدید جابجا می گردید. برای مثال در هنگام ساخت موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن، به ساختمان قبلی موجود در سایت دیگر نیازی نبود و در سال 1865 پیشنهاد واگذاری این ساختمان فلزی به مسئولان محلی شمال ، شرق و جنوب لندن با هدف برپایی یک موزه محلی در مکانی جدید ارائه گردید. مسئولان شرق لندن این پیشنهاد را پذیرفتند و ساختمان این موزه محلی در 1872 تکمیل گردید که امروزه این مکان به موزه کودکان بدل گردیده است.
در اغلب مواردی که دسترسی به منابع جدید به حداقل می رسد روش هایی کشف می شوند که با آن ها می توان ساختمان هایی که برای یک منظور ساخته شده اند برای مقاصد دیگر استفاده شوند، با این حال بعضی تغییرات ضروری می توانند باعث تغییر شکل اصلی سازه یا ساختمان شود. این موضوع برای کسانی که علاقمند به حفاظت و نگهداری دائمی از ساختمان ها هستند یک فاجعه به حساب می آید و این سوال در ذهن نقش می بندد که آیا یک ساختمان به این علت که زمانی دارای کاربری ارزشمندی بوده است باید همواره بدون تغییر باقی بماند یا باید برای حفظ بازدهی و کارایی تغییرات الزامی را در آن انجام داد؟ یک فرآیند سبز ممکن است در بررسی این موضوع قضاوت را تنها براساس منابع موجود ممکن بداند. اگر منابع مورد نیاز برای تغییر یک ساختمان کمتر از منابع مورد نیاز برای تخریب و بازسازی آن باشد باید از این تغییرات استقبال نمود. با این وجود این موضوع باعث عدم احترام و بزرگداشت اهمیت تاریخی سازه نمی شود. به علاوه ممکن است این سازه ها دارای ارزش دیگری نیز باشند که توجه به آن ها الزامی است. این مشکلات در تغییر ساختمان های موجود به منظور آماده ساختن آن ها برای هماهنگی با نیازهای جدید بخصوص در مورد بهبود وضعیت ساختمان از لحاظ عملکرد و کارایی که ممکن است به تغییر ظاهر آن منجر شود با تناقض و تضادهای بیشتری آشکار می شود. تغییر در بعضی از ساختمان های قدیمی برای کاربردی های جدید می تواند هزینه ها و مشکلات خاصی را با خود همراه داشته باشد. با این حال مزایای حاصل از استفاده مجدد از این ساختمان های بزرگ در کنار یکدیگر و درون یک محیط شهری می تواند بر این مشکلات و هزینه ها غلبه نماید. نوسازی ساختمان ها ی موجود در شهرهای بزرگ و کوچک همچنین می تواند موجب حفاظت از منابع مورد استفاده جهت تخریب و بازسازی ساختمان و بدین ترتیب جلوگیری از تخریب جامعه شود.

اصل چهارم : احترام به کاربران
معماری سبز به تمامی افرادی که از ساختمان استفاده می کنند احترام می گذارد.
به نظر می رسد که این اصل ارتباط اندکی با آلودگی ناشی از تغییرات اقلیم جهانی و تخریب لایه ازن داشته باشد . اما فرآیند سبز از معماری که شامل احترام برای تمامی منابع مشترک در ساخت یک ساختمان کامل هستند انسان را از این مجموعه خارج نمی نماید. تمام ساختمان ها توسط انسان ها ساخته می شوند اما در بعضی از سازه ها حقیقت حضور انسان محترم شمرده می شود، در حالی که در برخی دیگر تلاش برای رد ابعاد انسانی در فرآیند ساخت مشاهده می شود.

در ژاپن تعدادی روبوت نقش انسان را در ایجاد و طراحی ساختمان ها بر عهده گرفته اند، اما برای یک روبوت کارآیی مؤثر در مورد پروژه ، شامل اجرای یک وظـیـفـه خـاص مــی باشد که می تواند آن را به دفعات تکرار کرد. اما در مقیاسی متفاوت یک انسان به عنوان معمار همچنان می تواند بر مهارت خود بر انجام تعداد بسیاری از کارهای نامرتبط اعتماد کند.
احترام بیشتر به نیازهای انسانی و نیروی کار، می تواند در دو مسیر مجزا مورد تجربه قرار گیرد. برای یک ساختمان ساز حرفه ای توجه به این نکـته ضرورت دارد که ایمنی و سلامت مصالح و فرآیند های شکل دهنده ساختمان به همان میزان که برای کارگران و یا استفاده کنندگان آن مهم است برای کل جامعه بشری نیز از اهـمـیت بـســزایی بـرخوردار می باشد. معماران به تدریج از وجود سم های مختلف در سایت های ساختمانی آگاه شده اند و به تازگی استفاده از مواد عایـق دارای انواع CFC و یا استفاده از سایر مصالح خطرناک در ساختمان ممنوع شده است.
شکل دیگر مشارکت انسانی که نیازمند توجه است، اشتراک و دخالت مثبت کاربران در فرآیند طراحی و ساخت است، که چنانچه به طور موثر بکار گرفته نشود یک منبع کارا و مفید به هدر رفته است. تعداد زیادی از ساختمان ها از این انرژی بهره برده اند و نتایج حاصل از آن نیز موجب رضایت در خلـق ساختمان های بزرگ شده است.
اصل پنجم : احترام به سایت
هر ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند.
معمار استرالیایی گلن مورکات این جمله عجیب را بیان می کند که: ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند. این گفته یک ویژگی از تعامل میان ساختمان و سایت آن را در خود دارد که برای فرآیند سبز امری ضروری است و البته دارای ویژگی های گسترده تری نیز می باشد. ساختمانی که انرژی را حریصانه مصرف می کند آلودگی تولید می کند و با مصرف کنندگان و کاربران خویش بیگانه است در نتیجه هرگز زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس نمی کند.

تفسیری صریح تر از این گفته چنین است که نـمی توان هر ساختمان را از درون سایت ساخته شده در آن خارج نمود و شرایط قبل از ایجاد ساختمان را دوباره در سایت احیا کرد. این نوع ارتباط با سایت در سکونتگاههای سنتی اعراب بادیه نشین دیده می شود؛ سبکی و آرامش موجود در میان آن ها در لمس زمین فقط در جابجایی خانه ایشان نهفته نبود، بلکه شامل مصالح مورد استفاده ایشان و دارایی هایی که با خود حمل می کردند نیز می گردید. سیاه چادر اعراب بادیه نشین از پشم بزها ، گوسفندان و شتران ایشان تولید می شد، هنگامی که این چادر ها برپا می گردید با ایجاد سطح مقطع بسیار کارا از لحاظ ایرودینامیکی از تخریب آن در بادهای شدید جلوگیری می شد؛ چادر با طنابهای بلند در جای خود نگهداری و تیرهای چوبی بسیار اندکی در آن بکار گرفته می شد چرا که چوب در صحرا منبعی بسیار کمیاب بحساب می آمد.

در حالی که در جوامع شهری، زندگی بومی و سنتی خود را برای یکجا نشینی ترک کرده اند و معماران وارد عرصه طراحی شده اند، هنوز نیز برای ایجاد نمایشگاههای مختلف و دیگر فعالیت های فرهنگی نیازی مستمر به سازه های موقت وجود دارد. این قبیل سازه ها اغلب، شکل چادر بادیه نشینان را بخود می گیرد . طراحی صورت گرفته توسط معماران هلندی برای فستیوال 86 در سونسبیک ، این سازه برای حفاظت از مجسمه های شکستنی واقع در خارج ساختمان طراحی شده بود و به علاوه بادی به گونه ای طراحی می شد که به چشم نیاید. دراین سازه از چهارنوع مصالح یعنی بتن پیش ساخته برای پی ها ، شیشه های شفاف برای دیوارها و سقف فولاد برای خرپاها و اتصالات و سیلیکون رزینی برای اتصال صفحات شیشه به یکدیگر استفاده شد. باله های شیشه ای نیز به دیوارهای شیشه ای چسبانده شده بودند تا صلبیت بیشتری را ایجاد کند و همچنین مکانی را برای اتصال خرپاهای فلزی سبک حامل سقف شیشه ای فراهم نماید. کف ساختمان زمین عادی بود و برای جلوگیری از گل شدن فقط با چوب پوشانده شده بود. پس از پایان فستیوال این ساختمان دوباره از یکدیگر جدا گردید و پی آن نیز از محل خارج و خاک برداشته شده به جای خود بازگردانیده شد؛ بدین ترتیب زمین سایت بدون هیچ تغییری به وضعیت پیش از برگزاری فستیوال بازگشت. این ساختمان را می توان برای استفاده در هر نمایشگاه یا فستیوال دیگر به کار گرفت و یا اعضای آن را می توان درهر سازه دیگر مورد استفاده قرار داد.
اصل ششم: کل گرایی
تمامی اصول سبز، نیازمند مشارکت در روندی کل گرا برای ساخت محیط مصنوع هستند.

یافتن ساختمان هایی که تمام اصول معماری سبز را خود داشته باشند کار ساده ای نیست. چرا که معماری سبز هنوز بطور کامل شناخته نشده است. یک معماری سبز باید بیش از یک ساختمان منفرد قطعه خود را شامل شود و باید شامل یک شکل پایدار از محیط شهری باشد. شهر، موجودی فراتر از مجموعه ساختمان هاست؛ در حقیقت آن را می توان بصورت مجموعه ای از سامانه های در حال تعامل دید – سامانه هایی برای زیستن و تفریح – که بصورت شکل های ساخته شده دارای کالبد می باشند و با نگاهـی دقـیـق بـه ایـن سامانه ها اســت کـــه مـی تـوانیـــم چهــــره شهـــر آیــنده را تـرسـیـم نـمایـیـم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:22  توسط فروغ  | 

تناسبات طلایی

تناسبات طلایی :

ترکیب تناسب طلایی یا توالی فیبوناچی در ستاره‌ی‌ داوود توسعه یافته
هنرمندان قدیمی برای اضافه نمودن حس توازن و شکوه به یک صحنه ، مجسمه یا بنا مدتها از ترکیب تناسب طلایی استفاده کرده‌اند . ترکیب مزبور یک تناسب ریاضی بر اساس نسبت ۱٫۶۱۸/۱ بوده و در اغلب مواقع در طبیعت ، مثلا در صدف‌های دریایی و الگوی دانه‌های گل آفتاب‌گردان و یا ساختار هندسی بازوهای میله‌ای کهکشانهای مارپیچی موجود در کیهان یافت می‌شود . امروزه سرنخ‌هایی از این نسبت طلایی در نانو ذرات ( شاخه‌ی نانو تکنولوژی ) بدست آمده است .

در واقع هم در عالم خرد و هم در عالم کلان این تناسب بخوبی قابل شناسایی است . به هر حال به کار بردن این نسبت در طراحی‌های دستی و رشته‌های هنری کار راحتی نمی‌باشد ، برای اینکه هرگز نمی‌توان به مرکز دوران مارپیچ رسید و این نقطه ، مرکزی نامعلوم و غیر قابل دسترس است و تا بی‌نهایت ادامه می‌یابد . به علت سهولت در ترسیم‌ها و کارهای عملی ، نسبت ۱٫۶/۱ در نظر گرفته می‌شود.


عکس‌های فوق مربوط به صدف‌های دریایی ، حلزون شنوایی گوش ، یک گردباد و یک کهکشان است.

at1.jpg

 

در گل آفتاب‌گردان ، امتداد مسیر دوران مارپیچ طلایی یا فیبوناچی در هر دو جهت ساعت گرد و پاد ساعت گرد مشاهده میشود .

at2.jpg
مستطیل طلایی ویژه
دنباله‌ی فیبوناچی و عدد طلایی چیست ؟
لئوناردو فیبوناچی ایتالیایی تبار اهل پیزا حدود سال ۱۲۰۰ میلادی مساله‌ای طرح کرد : فرض کنید که یک جفت خرگوش نر و ماده در پایان هر ماه یک جفت خرگوش نر و ماده جدید به دنیا بیاورند … اگر هیچ خرگوشی از بین نرود ، در پایان یک سال چند جفت خرگوش وجود خواهد داشت ؟ البته در این مسئله می‌بایست قواعد و اصول فرضی و قراردادی زیر مراعات شوند !

at3.jpg
” شما یک جفت خرگوش نر و ماده دارید که همین الآن متولد شده‌اند .
خرگوشها پس از یک ماه بالغ می‌شوند .
دوران بارداری خرگوشها یک ماه است .
هنگامی که خرگوش ماده به سن بلوغ می‌رسد حتما باردار می‌شود .
در هر بار بارداری خرگوش ماده یک خرگوش نر و یک ماده می‌زاید .
خرگوش‌ها تا پایان سال نمی‌میرند . ”
او برای حل این مسئله به یک سری از اعداد یا بهتر است بگوییم به یک دنباله رسید که عبارت بود از … ,۰،۱,۱,۲,۳,۵,۸,۱۳,۲۱,۳۴,۵۵,۸۹,۱۴۴,۲۳۳ که در این دنباله هر عددی ( به غیر از صفر و یک اول ) حاصل جمع دو عدد قبلی خودش می‌باشد ، به طور مثال ۳+۵=۸ یا ۱+۲=۳ و …..
علت بر اینکه در پایان ماه اول ، جفت اول به بلوغ می‌رسد و در پایان ماه دوم بعد از سپری کردن یک ماه بارداری ، یک جفت خرگوش متولد میشود که جمعا دو جفت خرگوش خواهیم داشت ، در پایان ماه سوم جفت اول یک جفت دیگر به دنیا می‌آورد ولی جفت دوم به پایان دوران بلوغ خود میرسد که در کل سه جفت خواهیم داشت در پایان ماه چهارم جفت اول و جفت دوم وضع حمل می‌کنند و تبدیل به چهار جفت میشوند و جفت سوم به بلوغ می‌رسد و در کل پنج جفت خواهیم داشت و الی آخر که در پایان ماه دوازدهم تعداد ۲۳۳ جفت خرگوش خواهیم داشت .

at4.jpg
این مستطیل را ، مستطیل فیبوناچی نیز می‌نامند .

at5.jpg

at6.jpg
برای رسم مارپیچ طلایی یا فیبوناچی از راس ( گوشه‌ی ) هر مربع یک کمان به شعاعی برابر ضلع آن مربع رسم می‌کنیم . به این مارپیچ بدست آمده ، اسپیرال لگاریتمی هم گفته میشود .

at7.jpg
در رسم فوق دنباله را از عدد ۲۰ شروع کرده‌ایم یعنی سری اعداد ۲۰،۲۰،۴۰،۶۰،۱۰۰ ، در واقع نسبت عرض مستطیل به طول آن را ۱٫۶/۱ در نظر گرفته‌ایم . رسم فوق با تقریب ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰/۱ توسط نرم‌افزار اتوکد اندازه گذاری شده است و طریقه رسم به حد کافی واضح و روشن می‌باشد و نکته جالب توجه اینکه برای رسم مارپیچ به این روش ، می‌بایست هفت کمان رسم شود که عدد صحیح ۱۲ برای شعاع کمان پنجم بدست می‌آید . مرکز هر کمان با علامت جمع مشخص شده است .

at8.jpg
به‌طور خلاصه با در نظر گرفتن تقاطع‌هایی که خطوط با زاویه‌ی قائمه یکدیگر را قطع کرده‌اند ، میتوان مستطیل و مارپیچ طلایی فیبوناچی را در رسم توسعه یافته‌ی ستاره داوود رسم نمود . همانطور که مشخص است اختلاف بسیار جزیی این رسم با رسم قبلی مشاهده میشود آنهم در کمانهای ۵ ، ۶ ، ۷ به علت تغییر جزیی در قطرهای آبی رنگ و در تناسبات هندسی اختلافی وجود ندارد ، که دال بر این موضوع است که تناسب طلایی در رسم ستاره داوود توسعه یافته جاری می‌باشد و در مباحث بعدی توضیح خواهیم داد که کلیه موجوداتی که در آنها تناسبات طلایی دیده میشود ، تناسب خود را مدیون این ترسیم‌ها و ساختارهای هندسی در ستاره داوود توسعه یافته هستند.

at9.jpg
در رسم فوق مستطیل و مارپیچ طلایی به مرکز رسم ستاره داوود توسعه یافته انتقال داده شده است .

at10.jpg
در رسم فوق مستطیل و مارپیچ طلایی به نقطه‌ی دیگری انتقال داده شده است .
اینک اگر در این دنباله ( ۱,۱,۲,۳,۵,۸,۱۳,۲۱,۳۴,۵۵,۸۹,۱۴۴,۲۳۳ ) هر عدد را به عدد قبلی‌اش تقسیم کنیم یک چنین سری را بدست می‌آوریم :
۱/۱=۱ ، ۲/۱=۲ ، ۳/۲=۱٫۵ ، ۵/۳=۱٫۶۶… ، ۸/۵=۱٫۶ ، ۱۳/۸=۱٫۶۲۵ ، ……. ، ۲۳۳/۱۴۴=۱٫۶۱۸۰۵……
که هر چقدر جلوتر برویم به‌نظر می‌آید که به یک عدد مخصوص می‌رسیم . این عدد را عدد طلایی می‌نامند که این عدد تقریبا برابر است با :
۱٫۶۱۸۰۳۳…………….
روش جبری برای بدست آوردن عدد طلایی :
مستطیلی به عرض ۱ واحد و طول x را در نظر می‌گیریم مسلما x بزرگتر از ۱ می‌باشد .

at11.jpg
اینک باید مقدار x را چنان تعیین کنیم ( بدست آوریم ) که اگر مربعی به ضلع ۱ واحد را از این مستطیل جدا نماییم ، مستطیل بدست آمده‌ی کوچکتر ، متناسب مستطیل بزرگتر قبلی باشد ، یعنی x/1=1/(x-1) a به بیان ساده‌تر ، نسبت طول به عرض مستطیل اول برابر نسبت طول به عرض مستطیل بدست آمده ( ‌مستطیل دوم ) باشد که با ضرب صورت در مخرج طرفین تناسب ، یک معادله درجه ۲ بدست می‌آید یعنی x²-x-1=0 و با ریشه‌یابی این معادله به ریشه‌های ۱٫۶۱۸۰ و ۰٫۶۱۸۰- دست می‌یابیم .
روشهای هندسی برای بدست آوردن عدد طلایی :

at12.jpg
اگر یک مثلث متساوی‌الاضلاع رسم کنیم ( مثلث بنفش ) و از مرکز آن دایره‌ای رسم کنیم تا از سه راس آن مثلث عبور کند ( دایره‌ نارنجی ) و وسط دو ضلع مثلث را یافته و پاره خطی از آن دو نقطه تا محیط دایره ، رسم کنیم دو پاره خط با نسبت طلایی بدست می‌آید ( پاره خط زرشکی و سرخ آبی ) یعنی
۶۹٫۲۸۲۰۳۲۳/۴۲٫۸۱۸۶۵۰۷۷=۱٫۶۱۸۰۳۳۹۸………..
رسم زیر روش دیگری برای رسم مستطیل طلایی ویژه و تناسبات طلایی ، و همچنین بدست آوردن عدد طلایی را نشان می‌دهد .

at13.jpg
جهت رسم یک مستطیل طلایی به نسبت عدد طلایی ابتدا یک مربع به ضلع یک واحد کشیده سپس طبق شکل فوق وسط ضلع پایینی این مربع را پیدا می‌کنیم . سپس یک قوس با شعاعی به اندازه وسط ضلع پایینی مربع تا گوشه سمت راست بالا می‌کشیم تا طول مستطیل معلوم شود .
اهرام :
جالب است بدانیم که نسبت ضلع بلندتر به ضلع کوتاه‌تر مستطیل طلایی که نسبت طلایی نامیده می‌شود ، در بسیاری از طرح‌های هنری از قبیل معماری و خطاطی ظاهر می‌شود . مطابق تحقیقات انجام شده ، نسبت طول ضلع قاعده به ارتفاع در اهرام ثلاثه مصر ، برابر نسبت طلایی است . همچنین دیوارهای معبد پارتنون از مستطیل‌های طلایی ساخته شده است ! زیرا به اعتقاد سازندگان آنها ، مستطیل‌ها با نسبت‌های طلایی به چشم خوشایندتر هستند و این موضوع دال بر این واقعیت است که این تناسبات هندسی در ذات انسان‌ها نیز شکل گرفته‌اند !

at14.jpg

at15.jpg

at16.jpg
تعریف ریاضی سری اعداد یا دنباله‌ی فیبوناچی و عدد طلایی ( فی Φ ) :
غیر از دو عدد اول ( ۰ و ۱ ) اعداد بعدی از جمع دو عدد قبلی خود بدست می‌آیند . اولین اعداد این سری عبارتند از : ۰,۱,۱,۲,۳,۵,۸,۱۳,۲۱,۳۴,۵۵,۸۹,۱۴۴,۲۳۳,۳۷۷,۶۱۰,۹۸۷,۱۵۹۷,۲۵۸۴,۴۱۸۱,۶۷۶۵,۱۰۹۴۶
این سری از اعداد به نام لئوناردو فیبوناچی ریاضیدان ایتالیایی نام گذاری شده‌ است . طبق تعریف :مقدار عددی حد فوق به عدد فی یا همان ………. ۱٫۶۱۸۰۳۳ می‌رسد . اگر عدد فی را بتوان دو برسانیم مثل این است که یک واحد به عدد فی افزوده باشیم یعنی Φ²=Φ+۱ و اگر عدد یک را بر فی تقسیم کنیم مثل این است که یک واحد از عدد فی کم کرده باشیم یعنی :
۱/Φ=Φ-۱
عدد فی را در مبنای دوجینی میتوان به صورت ۱٫۷۵ نوشت که مقدار واقعی ، حقیقی و درستی جهت فی می‌باشد برای اینکه :
۱+(۷/۱۲)+(۵/۱۲/۱۲)=۱٫۶۱۸۰۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵……….
۲۳۳/۱۴۴=۱٫۶۱۸۰۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵۵……
همانطور که می‌دانیم عدد ۲۳۳ توالی دوازدهم سری یا دنباله‌ی فیبوناچی است یعنی همان تعداد خرگوش‌ها در پایان ماه دوازدهم . و بدست آمدن عدد ۱٫۷۵ در مبنای دوجینی برای مقدار فی بیانگر این موضوع است که سیستم دوجینی از بعضی جهات راحت‌تر از سیستم دهدهی است . راحتی فوق اصولا از این حقیقت ناشی می‌شود که تعداد مقسوم علیه‌های دوازده از تعداد مقسوم علیه‌های ده بیشتر میباشد . دوازده بر یک ، دو ، سه ، چهار ، شش و خودش بخش‌پذیر است . بنابراین بسیاری از محاسبات دستی در سیستم دوجینی تا حدودی ساده‌تر از سیستم دهدهی هستند ، عدد فی که در مبنای دهدهی به صورت عددهای کسری متناوب در می‌آید در مبنای دوجینی چنین نیست و می‌توان به مقدار فیکس شده‌ی ۱٫۷۵ دست یافت .
مایاهایی که در خلال سالهای ۲۰۰۰ تا ۹۰۰ قبل از میلاد ، ساکن آمریکای جنوبی بوده‌اند ، چنین به نظر می‌رسد که برای رصد کردن حرکات متغیر اجرام آسمانی ، اهرامی بنا نهادند و تقویم شمسی دقیقی وضع کردند . همچنین با محاسبات خود ، وقوع خسوف و کسوف را پیش بینی و مراسم قربانی کردن انسانها را تدارک می‌دیده‌اند و عقیده بر این داشتند که این کار آنها خشم خدایان را از آنها برطرف می‌کند .

at17.jpg
به یقین می‌توان گفت که مطالب و موضوعات بسیار مهمی در علوم بشریت در زمینه‌ی ریاضیات ، هندسه و نجوم مفقود و از بین رفته است و فقط نشانه‌های تلخ و ناخوشایندی از آن دانسته‌ها در ساخته‌های دست بشر باقیمانده است که در مباحث بعدی سعی خواهیم کرد این دانسته‌های از بین رفته را بازیابی نماییم . البته ما باید مابین علم و جنایت فرق قائل شویم .
سری فیبوناچی چه در ریاضیات چه در فیزیک و علوم طبیعی ، کاربردهای بسیار دیگری دارد ، ارتباط زیبای فاصله‌های خوش صدا در موسیقی ، چگونگی تولد یک کهکشان و … که در مطالب آینده راجع به آنها بحث خواهیم کرد .
این الگو را می توان در گلبرگ‌ها یا دانه‌های بسیاری از گیاهان مثلاً آناناس ، گل داوودی ، گل کلم ، میوه‌های کاج و … مشاهده کرد .
خود انسان از ناف به نسبت فی تقسیم می‌شود . این نسبت نقش پیچیده‌ای در پدیده‌هایی مانند ساختار کریستال‌ها ، سال‌های نوری فاصله بین سیارات و پریودهای چرخش ضریب شکست نور در شیشه ، ترکیب‌های موسیقی ، ساختار سیاره‌ها و حیوانات بازی می‌کند . علم ثابت کرده است که این نسبت به راستی نسبت پایه و مبنای خلقت جهان است . هنرمندان دوره‌ی رونسانس عدد فی را یک نسبت الهی می‌دانسته‌اند .
از زمانی که هنرمندان و معماران به عمد شروع به استفاده از نسبت طلایی کردند ، نشان داده شد که مخاطبان شیفتگی و شیدایی بیشتری نسبت به کارهای آنها از خود نشان دادند . مستطیل‌های طلایی ، مانند نسبت طلایی فوق‌العاده ارزشمند هستند . در بین مثال‌های بی‌شمار از وجود این نسبت و یکی از برجسته‌ترین آنها مارپیچ های DNA است . این دو مارپیچ فاصله دقیقی را با هم براساس نسبت طلایی حفظ می‌کنند و دور یکدیگر می‌تابند . در حالی که نسبت طلایی و مستطیل طلایی جلوه‌های زیبایی را از طبیعت و ساخته‌های دست انسان به نمایش می‌گذارد ، جلوه دیگری از این شکوه وجود دارد که زیبایی‌های تحرک را به نمایش می‌گذارد . یکی از بزرگ‌ترین نمادهایی که می‌تواند رشد و حرکات کاینات را نشان دهد ، اسپیرال طلایی است .
اسپیرال طلایی که به آن اسپیرال لگاریتمی و اسپیرال متساوی‌الزاویه نیز می‌گویند هیچ حدی ندارد و شکل ثابتی است . روی هر نقطه از اسپیرال می توان به هر یک از دو سو تا بی‌نهایت حرکت کرد . از یک سو هرگز به مرکز نمی‌رسیم و از سوی خارجی نیز هرگز به انتها نمی‌رسیم . هسته‌ی اسپیرال لگاریتمی وقتی با میکروسکوپ مشاهده می‌شود همان منظره‌ای را دارد که وقتی به اندازه هزاران سال نوری به جلو می‌رویم . دیوید برگامینی در کتاب ریاضیاتش خاطرنشان می‌کند که منحنی ستاره‌های دنباله‌دار از خورشید کاملا شبیه به اسپیرال لگاریتمی است . عنکبوت شبکه تارهای خود را به صورت اسپیرال لگاریتمی می‌بافد . رشد باکتری‌ها دقیقاً براساس رشد منحنی اسپیرال است . هنگامی که سنگ‌های آسمانی با سطح زمین برخورد می‌کنند ، مسیری مانند اسپیرال لگاریتمی را طی می کنند . عدد فی Φ عددی مربوط به خلقت پروردگار یکتا است .
اسب‌های آبی ، صدف حلزون‌ها ، صدف نرم‌تنان ، موج‌های اقیانوس‌ها ، سرخس‌ها ، شاخ‌های جانوران و نحوه قرار گرفتن گلبرگ‌های گل آفتاب‌گردان و چیدمان گل مروارید ، همه به صورت اسپیرال لگاریتمی است . گردباد و منظومه‌ها از نگاه بیرون کاملاً در مسیری به صورت اسپیرال حرکت می‌کنند . طرح مطالب در این زمینه بسیار بسیار زیاد است که اگر تمایل به ارایه آنها به دیگران دارید بهتر است آن را در این مبحث ( تاپیک ) قرار دهید تا سایرین هم مشاهده نمایند .

برگرفته شده از سایت http://www.memarblog.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:16  توسط فروغ  | 

فرم در معماری

فرم در معماری :

http://conceptrends.com/wp-content/uploads/2008/05/egg_architecture1.jpg

حواس پنجگانه

براساس تقسیم بندی ادواردتی هال در کتاب بعد پنهان :

حواس انسان در دوگروه قرار می گیرد که به طور اجمال می توان بصورت زیر آنرا طبقه بندی نمود .

1- گیرنده های فاصله :که در ارتباط با درک اشیاء دور می باشند .چمشها ،گوشها ،بینی.

2- گیرندهای بلا فاصله: که در ارتباط درک جهانهای نزدیک- جهان لامسه به کار می رود ، تا ثیراتی که ما از طریق پوست ، غشای خارجی اعضا و ماهیچه ها دریافت می کنیم.

مشخصه بارز روند تکاملی انسان ،توسعه ونمو ((گیرنده های فاصله )) یعنی بینایی وشنوایی بوده است بدین ترتیب بشر توانایی آنرا یافته تادرهنرهایی که این دو حس را بکار می گیرند به قدری ترقی بکند که باعث تحریم واقعی سایر فنون وهنرها شود .


 

 

دیداری وشنیداری

درروند زندگی روزمره ،مساحتی که یک گوش غیر مسلح می تواند بطور موثر تحت پوشش خود قرار دهد کاملاً محدود می باشد .گوش تا فاصله بیست پائی  کارآیی بسیار زیادی دارد . در حدود یکصد پائی تنها امکان ارتباط صوتی یک طرفه ،آن هم با قدرت صوتی نسبتاً آرامتری در مقایسه با فاصله محاوره ای ، وجود دارد ،درعین حال که محاوره اوطرف هم به طور بسیارقابل توجه ای تغییرپیدا می کند .فرا تراز فاصله مذکوره علایم شنیداری که انسان از آنها تأثیر می پذیرد به سرعت  کاهش می یابد .از طرف دیگر چشم غیر مسلح قادر است مقادیر مشابهی از اطلاعات را ازشعاع یکصد یاردی جمع آوری بکند وحتی یک فاصله یک مایلی هم برای ایجاد عکس العمل در انسان کارایی کافی دارد .

محرک هایی که باعث تحریک گوش وچشم می شود همان طور که از لحاظ کیفیت تفاوت دارند از لحاظ سرعت اثر نیز متفاوتند . نه تنها تفاوت عمده ای در میزان ونوع اطلاعاتی که این دوسیستم گیرنده حسی توان تبدیل آنهارا دارند،وجود دارد ،بلکه تفاوتهائی نیز ازلحاظ مقدار فضایی که می تواند بطور موثر توسط دو سیستم حس شود، مشاهده گردد . بنابراین فضای بصری ویژگیهای کاملاً متفاوتی نسبت به فضای شنیداری دارد .از طریق چشمها اطلاعات بسیار بیشتری به سیستم عصبی فرستاده می شود ومیزان آن نسبت به اطلاعاتی که از طریق شنوایی ولامسه دریافت می شود بسیار بالاتر است .اطلاعات تصویری نسبت به اطلاعات شنیداری ابهام کمتری ایجاد کرده است ووضوح بیشتری دارند .بینایی  در جریان تکامل آخرین حسی است که تکامل یافته وبمراتب پیچیده ترین حس می باشد .

لامسه

دریافتهای فضایی مربوط به حواس بینایی ولامسه چنان باهم گره خورده اند که نمی توان آن دورا از هم سوا کرد .در تفسیر درک فضا هنرمندی به نام براک (Braque  )تمایز بین فضای بینایی ولامسه را چنین بیان می کنند : فضای ((لامسه )) ناظررااز اشیاء جدا می کند در حالی که فضای (( بینایی )) اشیاء را از یکدیگر جدا می کند .با تأکید وتفاوت بین این دو نوع فضا وارتباط آنها با دریافت فضائی اظهار می کند که از دیدگاه ((علمی )) پرسپکتیو چیزی وگول زدن چشم نیست – یک تدبیر بد – به هنرمند این امکان را نمی دهد تا تجربه کامل از فضا را انتقال دهد .

جمیز گیبسون (James gibson  ) روانشناس هم ،بینایی را با لامسه  مرتبط می داند .او اظهار می دارد که اگر مااین دو رابه عنوان کانالهای ارتباطی در نظر بگیریم در این حالت اشیاء با استفاده از هردو حس ،بصورت جدی مقطع برداری می شود وجریان تأثیرات حسی تقویت می شود .گیبسون بین لامسه فعال (لمس کردن ) تمایز قایل می شوند .او بیان می کند که لامسه فعال افراد را قادر می سازد تا اشیاء انتزاعی و مطلق که قبلاً از نظر گذشته بودند با 95 درصد دقت دو مرتبه به خاطر آورده شوند . در مورد لامسه غیر فعال این امکان تنها با 45 درصد دقت می رسد مایکل با لینت(michael balint  ) نویسنده نشریه بین المللی روانکاری در جهان ادراکی متفاوت را که یکی مر تبط با بینائی که فضا در آن مساعد بوده اما پر از موجودات غیر قابل پیشگوئی و خطر ناکی مانند ((انسان)) است ، می داند.

بافت حتی موقعی که به صورت معرفی می شود ، بطور عمده بوسیله حس لامسه ارزیابی واحساس می گردد. خاطره های حاصله از حس لامسه است که ما را قادر به درک وارزیابی بافت می کند . تا کنون ، تنها تعداد بسیار قلیلی از طراحان نسبت به اهمیت بافت ، توجه بیشتری را نشان داده اند ، واز استفاده از آن در معماری عمدتاً بر حسب تصادف و بدون قاعده می باشد .

ارتباط انسان با محیط اطراف او تابعی است از مجموعه سیستم خواص چند گانه اش . احساس بشر از فضا ارتباط نزدیکی با دریافت و درک او از حواس خویش دارد ، که آن هم در عکس العمل بسیار نزدیک با محیط اطراف او می باشد بشر می تواند به عنوان موجودی در نظر گرفته شود که دارای جنبهای بصری ، حرکتی، دمائی و ملموسی از نفس خویش باشد که ممکن است توسط محیط اطرافش مهار شده ویا تقویت گردد.

”  بنابراین موضوع زیبائی شناسی لذتی است که از برداشت دیداری ، شنیداری ، بویائی ، لامسه ای محیط  حاصل می شود.” (لنگ، 1383).

احساس درونی از فرم: در این نوع ادراک فرم ساختمایه های ذهنی بسیار مو ثرند هر فرد ادراکاتش بسته  به  محیطی که در آن رشد کرده و غالب های ذهنی اش بسته شده با افراد دیگر متفاوت است.برای نمونه احساسی که یک ژاپنی از اتاق چائ دارد بسیار با ادراک ما از محیط متفاوت است. سا ختمانه های ذهنی وی درکی وسیع تر از آن محیط ایجاد می کند که در ورای فرم مادی محیط قابل بحث است ولی یک غربی از فضای اتاق چائی جز ابعاد و فرم ظاهری چیز دیگری را احساس نمی کند نمونه قوی تر این مساله در مقایسه ادراک یک ایرانی از مسجد شیخ لطف الله و یک خارجی وجود دارد ما وقتی به فضائی مسجد نزدیک می شوید علاوه بر جنبه ظاهری فرمها که بر احساس ما تاثیر می گذارند ، نوعی حس تقدس نیز بر برداشت ما از آنها تأثیر می گذارند. این حس تقدس در ساختمایه های ذهنی ما از کودکی شکل گرفته است ، ولی احساس یک غربی از همان فرم نمی تواند این حس تقدس را اگر نگوییم کاملاً ولی با همین شدت برایش بوجود آورد.

فرم

” در زیباشناختی فرم یا صورت تظاهر حسی وواضح یک شئ است واین بیانی است که خود را در معرض قضاوت قرار می دهد .فرم یاصورت در طبیعت مستند هستند یعنی متأثر از محتوای خود هستند. پس از صورت از پیش داده شده است ونمی توان به میل خود آن را تغییر داد.” (گروتر ،1383 )

آدورنو می گوید : ” صورت چنانچه از خود لفظ پیدا ست فرم یک ((چیز )) است وخود آن (( چیز)) اجازه ندارد به تکراربی مورد خود منجر شود .”

” شکل دادن یعنی پردازش اشکال واین بدان معنی است که فرم به گونه ای انتخاب شود که با محتوا وایده طرح تطابق داشته باشد . براین اساس شکل پردازی صوری با توجه به فرم ، وابسته به عوامل گوناگون است. به عنوان مثال فرم یک گشودگی در یک دیوار بایستی تابع جنس وساخت دیوار نیز باشد :گشودگی در یک دیوار آجری احتیاج به قوس دارد .در حالی که در دیواری از فولاد وشیشه گشودگی زاویه دارد مناسب تر به نظر می رسد .فرم یا صورت متأثر از محتوا است .” ( گروتر ،1383 )

به قول آدورنو : ” میزان موفقیت زیباشناختی تابعی است از میزان موفقیت فرم در انتقال محتوا .”

” فضا به وسیله عناصری که آن را محدود کرده اند مشخص یا اصطلاحاً تعریف می شود. این عناصر وارتباطشان با یکدیگر هستند که شخصیت یک فضا را می سازند وبه فضا فرم می دهند. اگر بخواهیم نظم در دنیای بی نهایت وسیع فرم ها بوجودآوریم به ناچار اولین قدم تقسیم فرم ها به دو دسته فرم های باقاعده وفرم های بی قاعده است .

فرم های باقاعده تابع قوانین هندسی هستند .پیام این فرم ها دارای حشوزیاد است .چراکه  قابلیت پیش بینی در آنها زیاد است .ذهن می تواند با اطلاعات بسیار کمی این فرم ها راتکمیل وبازسازی کند .

فرم های باقاعده دارای استخوان بندی یاساختار هستند ،قواعد فرم ها رابطه بین تک تک اجزاء هر فرم را مشخص کرده اند .ادرات شکل یا جستجوی ساختار- که می تواند مثلاً یک محور تقارن یا طول های متشابه اضلاع یا زوایا یا کانون ها وغیره باشد – آغاز می شود .ساختار به ندرت برخطوط تشکیل دهنده شکل منطبق است واغلب بالا فاصله قابل تشخیص نیست چراکه اغلب فاقد نقاط وخطوط است .معهذا در فرایند ادراک شکل ساختار می تواند از تمامی خطوط تشکیل دهنده شکل مهمتر باشد

فرم های بی قاعده فاقد ساختار است .این فرم قابل پیش بینی نیست وبه این دلیل بدیع است .اما به دلیل اینکه هر پیام بدیعی  نیز بایستی در ارتباط با پیام های قبلی باشد واگر اینطور نباشد برای ما قابل درک نیست،  ما فرم های بی قاعده را بر اساس قانون تجربه در ارتباط با فرم های نظیرش که برای ما شناخته شده هستند می بینیم یا به عبارت دیگر تصویری را در ذهن ما تداعی می کنند .فرم های بی قاعده بیننده را وادار به خیال پردازی می کند هرچه فرم عرضه شده به بیننده غیر عادی تر باشد ،بیننده بیش تر در دنیای خاطراتش به دنبال چیزی می گردد که با این فرم غیر عادی قابل قیاس باشد .

فرم های با قاعده به ما مجال ساده کردن می دهند ولی فرم های آزاد قابل ساده کردن نیستند بلکه محتاج تداعی هستند .فرم های باقاعده دارای اطلاعات معنایی بیشتری بوده ولی فرم های بی قاعده دارای اطلاعات زیبا شناختی بیشتر. ” (گروتر، 1383 )

فرم مفهومی است ذهنی وبرای اینکه بتواند وجود داشته باشد احتیاج به چیزی است که بتواند ان فرم را نشان دهد .وقتی صحبت از انواع  فرم می کنیم بایستی از خود بپرسیم فرم چگونه قابل شناسایی است . فضا چیزی سه بعدی وطبیعتاًٌ شکل آن نیز سه بعدی است . عناصر تعیین کننده فضا لااقل از نظر احساسی معمولاً سطوح 2بعدی هستند که به نوبه خود عناصرتعیین کننده آنها خطوط هستند .

خط

” در معماری ، خطوط به عنوان حدود سطوح  مطرح می شوند . این خطوط محدود کننده گاه کمتر وگاه بیشتر از (( گویا)) یی برخوردار هستند .در معماری یونان خط به روشنی قابل دیدن است .در سبک باروک خط چنین اهمیتی ندارد .حتی گاهی اوقات نمی توان متوجه آن شد .

هرسبک معماری از نظر فرم فضائی گویای یک محتوای ذهنی است .در طرح معماری بر حسب نوع آن چه که ساختمان بایستی بیان کننده آن باشد کمتر یا بیشتر از خطوط افقی و عمودی استفاده شده است.” (گروتر،1383 )

پیت موندریان ارتباط بین خط راست و خط منحنی را چنین بیان می کند: ” خط راست به معنی نمونه متکامل خط منحنی است اگر چه که دوم تطابق بیشتری با طبیعت دارد .”

” در بین خطوط منحنی می توان دو نوع انحناء را از یکد یگر تشخیص داد : خط منحنی با قاعده یا هندسی مثل سهمی یا قسمتی از یک دایره و منحنی بی قاعده .

خط و سطح مکمل یکدیگرند،تأکید بریکی از اهمیت دیگری می کاهد وبه عکس . پاول کله (klee  ) صحبت از خط فعال می کند که سطح را غیر فعال می سازد ونیز خط غیر فعال که سطح را فعال می کند .

سطح صاف

خط خمیده ای که دوسر آن به هم برسند محیط یک شکل را تشکیل می دهند .براساس نظریه شکل وزمینه چنین خطی را،یک شکل می بینیم واقع برروی یک زمینه .

سطح در معماری نقشی کاملاً بارز به عهده دارد .سطح به صورت دیوار ونما اغلب عنصر محدود کننده فضا است .معماری از هر نوع که باشد نیازمند سطوح است وهم نیازمند خطوطی که این سطوح را محدودکنند. در هم رفتن خطوط وپنهان کردن مرزها باعث بوجود آمدن نوعی ابهام است واز طریق این تظاهر به تغیرات، تنش وتحرک ایجاد می شود.” (گروتر،1383 )

” سطوح افقی وعمودی وقتی باهم استفاده می شوند سطحی حمایت کننده ونیرویی جاذبه ای رابه نمایش می گذارند.” (لنگ ،1383 )

سطح خمیده

“یک سطح می تواند برروی یک صفحه خمیده قرار بگیرد. برحسب نوع وجهت خمیدگی انواع مختلفی از سطوح مقعر یا محدب ویا گنبدی شکل وغیره بوجود می آیند .خمیدگی در سطح ایجاد تحرک می کند.

وگذشته از آن سطح خمیده در ارتباط نزدیکتری با فضای محاط برخود قرار می گیرد .

برحسب اینکه سطح خمیده برجسته یا گود باشد خود را در مقابل فضای محاط برخودش قرار می دهد ویا اینکه آن را در برمی گیرد یا به عبارت دیگر ‌(( پس زننده )) بودن یا (( دعوت کننده)) بودن را القاءمی کند. درحالت اول سطح خمیده نقش قالب رادارد ودر حالت دوم نقش فضا را .درمقایسه سطح مقعر ومحدب بایستی گفت که سطح محدب نقش غالب رادارد یعنی اگر اجباری در انتخاب سطوح برای بیننده باشد بیننده سطح محدب را انتخاب می کند. فرم مقعر جایگزین شکل می شود وفرم محدب زمینه را تشکیل می دهد.

دایره :فرم دایره از همه طرف ارزشی همگن دارد این بدان معنی است که دایره جهت نمی شناسد . کارل گوستاویونگ به این نتیجه رسیده است که دایره ومربع فرم های اولیه ای هستند که به عنوان مظاهر کمال وسادگی در رویاها دیده می شوند . دایره نه آغاز دارد ونه پایان .حرکتی است بی پایان که همواره به نقطه ی آغازش برمی گردد. دایره تصویری است از خورشید وماه وبه این دلیل همواره دارای ارزشی نمادین بوده است . در معماری یونان باستان فرم دایره نسبتاً نادراست،  از فرم دایره بیش از هر چیز در ساختن تئاتراستفاده شده است .در معماری روم باستان دایره فرم غالب است ، که البته در پلان کمتر ودر سطوح عمودی وبصورت قوس خیلی بیشتر است.

بیضی: بیضی دارای دو جهت است که یکی از آن دو غالب است .در شکل بیضی تحرکی است که در دایره نیست .

کره: حد نهایت تقارن ، کاملترین نوع نظم وبیشترین تنوع ، همگی در یک کره جمع اند. دارای

ساده ترین فرم است وخطوط بیرونی آن دلپذیر می باشد ومستعد ترین است برای بازی با نور .

فرم ناب واصیل کره برای نمایاندن هر نوع شکوه وجلال  مناسب است .خواص اصلی کره بسته بودن  ، جهت نداشتن وآرامش است .

مربع: مثل دایره همیشه دارای ارزش نمادین بوده عدد چهار گویای چهار جهت آسمان است .دارای دوجهت است که هیچ جهتی غلبه ای برجهات دیگر نداشته .

مستطیل: دوجهت اصلی با یکدیگر هم ارزش نیست .

برای ادراک بصری یک مستطیل بهترین حالت مستطیلی است که طول آن 63/1 برابر عرض آن باشد .یعنی میزانی که در (( برش طلایی )) تعیین شده است .وقتی که میزان کمتر از این باشد مستطیل یک مربع نامتناسب به نظر می آید واگر بیش از این باشد طول فوق العاده آن برای ما چشمگیر است واگر طول آن بیش از دوبرابر عرض آن باشد چشم ما  آنرا دیگر مستطیل نمی شناسد .

مستطیل مورد استفاده ترین فرم در معماری است وفرم های مدور، مربع وبی قاعده در مقابل آن استثنا بنظر می رسد .

مثلث : ادراک بصری مثلث بستگی زیادی به استخوان بندی ساختار آن دارد در بین تمام فرم های باقاعده مثلث بی قاعده ترین است .

هرم: به عنوان یک شکل حجیم از نظر ادراک بصری ما یکی از فرم های اصلی است .هرم از نظر احساسی  دارای یک نوع دوگانگی خاص است :از طرفی ما سنگین تر شدن توده فزاینده هرم را – هر چه از بالا به پایین می آییم – احساس می کنیم ازطرف دیگر هر سطح هرم به طور چشمگیرهرچه بالاتر برویم جمع تر وجالب تر می شود .این دونیروی متقابل ایجاد تنش شدیدی می کنند که هرم را به یکی ازپر تحرک ترین فرم هامبدل می سازد .

شش ضلعی: به عنوان عنصر فرم پردازی درپلان استفاده می شود. امکان کنار هم چیدن وایجاد یک بافت قابل توسعه برای شش ضلعی بیشتراز دایره است . در موقع نظاره یک ساختمان مکعب شکل از مقابل احساس عمق از بین می رود به این معنی که ما فقط جبهه ساختمانی را که یک سطح است می بینیم .در مورد یک جسم استوانه شکل ما عمق رااحساس می کنیم.اما از آنجا که دایره فاقد جهت است ،درواقع اصلاً جبهه ای وجود ندارد.اما وقتی که ساختمان شش یا هشت ضلعی باشد از طرفی عمق ساختمان قابل درک است واز طرف دیگر ساختمان مشخص ومرئی باقی می ماند.

انتخاب فرم

وظیفه معمار این است که به مدل ذهنی ایی که براساس عملکرد بوجود آمده فرم بدهد .فرآیند طراح همواره شامل فرم یابی نیزهست .این فرم یابی تحت تأثیر عوامل مختلفی است .فیزیک ساختمان ،نوع استفاده ، آب وهوا ،محیط ، سازه وسبک و…

معماری را می توان در مفهوم وسیع آن حتی تا حد انجام وظیفه پایین آورد واین می تواند تا جایی برسد که در واقع معماری را جامع شناسان و روانشناسان انجام بدهند .

برای بیان هر محتوا معنوی نیز بایستی فرم بصری متناسب وقابل ادراکی پیدا کرد وچنین است که نیاز به زبان فرم ها احساس می شود .” (گروتر،1383 )

احساس فرم

انسان با مشاهده یک چیز در وهله اول ،بدون آنکه از آن شناختی داشته باشد،ذهنیتی خاص در ذهنش ایجاد می شود، او این ذهنیت را با تجربیات قبلی خود آمیخته تا به احساسی خاص نسبت به آن چیز برسد، به عبارت دیگر همیشه ما اول از عینیت به ذهنیت واز ذهنیت به احساس می رسیم .

مثل وقتی که وارد شهر جدیدی می شویم چون قبلاً آنجا را ندیده ایم ، فقط باچشم نگاه می کنیم بدون آنکه هیچ ذهنیتی از آن داشته باشیم. ولی همیشه یک تجربیاتی از جاهایی که قبلاً دیده ایم راداریم ،پس این تجربیات در ذهنیت ما تأثیر می گذارد. تمام این عوامل در کل مارا به احساسی خاص نسبت به آن شهر می رسانند.

این موضوع در مورد فرم ها هم صدق می کند ،ما وقتی که شکلی را می بینیم فکری خاص در ذهن ما نقش می بندد این شکل رادرذهن تجزیه می کنیم وآنرا با شکلهای پایه موجود می سنجیم این ادراک یک ذهنیتی در ذهن ایجاد می کند ،بطور کلی همیشه باید یک ذهنیتی ایجاد شود تا فهم ازفرم شکل گیرد، که این ذهنیت یک احساس از آن شکل به ما می دهد .

” ادراکی که ما از هرچیز داریم تنها نتیجه دریافت وتجزیه وتحلیل اورگانهای حسی نیست  سه عامل مهم دیگر نیز در این فرآیند نقش اساسی دارند:

الف- وضع روحی انسان در آن لحظه وحال وهوای محیط در زمان ادراک.

ب- خلق وخوی شخصی که چیزی است نقش گرفته وساخته شده از تمامی تجربیات وقایع گذشته شخص بیننده .

ج- عوامل موروثی وزمینه اجتماعی – روانی یعنی عواملی که نه از طریق یاد گرفتن بوجود آمده اند ونه از راه تجربه.” (لنگ ،1383 )

هر شئ براساس ارزش زیباشناختی که دارد در ذهن اثری خاص می گذارد این تداعی در ذهن به عوامل گوناگونی مانند شخص ناظر وضعیت شئ وعملکرد آن بستگی دارد .

سانتایانا سه گونه ارزشهای بیانی یا تداعی کننده را تحت عنوان زیبا شناختی ، عملی ،منفی نام برده است .

ارزش زیباشناختی : دریافت تداعی زیبایی شئ یا اثر توسط مشاهده گراست .

ارزش عملی : بیان سودمندی یک شئ یا اثر است این ارزش از بیان کارکرد شئ حاصل می شود .

ارزش منفی :از شوکه شدن ،وضعیت غیر منتظره ،ترسیدن یا تجربیات نا خوش آیند دیگر بوجود می آید.

لذت بخش بودن هر فرم بر اساس ارزشی که دارد و پیامی که منتقل می کند. این لذت در هر شرایطی    می تواند به صورتهای گو نا گون ادراک شود.

مولس ساختمان و منظر را  ترکیبی از اجزایی می داند که هر کدام پیامی را منتقل می کنند .لذت بخش بودن پیام وابسته به ساختار آن است .

مولس معتقد است که هر چه پیام منظم تر باشد مفهوم تر و لذت بخش تر است و هر چه کثرت معانی بیشتر باشد محیط لذت بخش تر است و احساس نظم به وجود آمده نیز باقی می ماند .

برلین معتقد است که میزان انگیختگی یک فرد با ادراک او از جالب بودن محیط همبستگی دارد ، سطح انگیختگی وابسته به ساختار محیط ، شخصیت انگیزش و نیازهای فردی است.

” در کل لذت وقتی بوجود می آید که شرایط نا سازگار رفع شده باشد یاسطح مطلوبی از انگیختگی بدست آمده باشد .سطح مطلوب انگیختگی وقتی بوجود می آید که از هنجارها یاسطوح انطباق پذیری مطلوب عدول شده باشد .

بنابراین مردم لذت را از محیطی کسب می کنند که ساختار آن الگوهای جاری رفتار وآسایش فزیولوژیک مورد نیاز آن را به خوبی تأمین کند. برای دست یافتن به این مقصود ساختار محیط باید با نیازهای اندام   واره ای ، شخصیتی ،اجتماعی وفرهنگی مردم در محیط جغرافیایی خاص منطبق شود با فرض اینکه محیطی الگوهای جاری رفتار را به خوبی تأمین کند،آن محیط در صورتی از نظر زیباشناختی لذت بخش است که تجربیات حسی لذت بخش را فراهم آورد وساختار ادراکی دلپذیری داشته باشد ونمادهای لذت بخشی را تداعی کند .معنای این نتیجه گیری این است که انرژی های محرک از قبیل شدت نور ،رنگ ،صدا ، بوولمس برای استفاده کننده ومشاهده کننده فضای معماری لذت بخش هستند .به همین ترتیب ویژگیهای فرمی که از طریق ساختار سطوح ،بافت ها ،روشنایی ورنگ به محیط شکل می دهند وتداعی هایی که الگوها ایجاد می کنند لذت بخش ودلپذیرند.” (لنگ ،1383 )

لذت بصورت های مختلف ادراک می شود ما می توانیم از دیدن فرمی پیچیده احساس لذت کنیم ویا با دیدن فرمی متعادل .در کل انسان بعضی ازاین سازماندهی ها را می پسندد. تحقیقات روانشناسی و اکو لوژکی اخیر نشان می دهد که حیوانات وانسان (شامل کودکان ) در میدان بصری خود شکلهای پیچیده را ترجیح می دهند .

” یک نظام پیچیده از طریق ایجاد تنش احساس ما را بیشتر مورد خطاب قرار می دهد تاشعورما ” ( گروتر،1383 )

جان لنگ در کتاب آفرینش  نظریه های معماری می گوید که برای رسیدن به پیچیدگی دوراه حل وجود دارد :یکی از طریق ابهام (به مفهوم چند معنایی نه مشخص نبودن معانی ) ودیگر بااستفاده از محیطهای متنوع وغنی که از یک منظر به طور کامل دیده نشوند ،به طوری که در عین آشکار کردن خود ویژگیهایی رمزی داشته باشد .

شکل های پیچیده تر به تعمق ودقت بیشتری نیاز دارند .در پیچیدگی های زیاد ونظم کم ،بویژه وقتی محیط با روشنایی خیلی زیاد یاخیلی کم مبهم شده باشد ،شفافیت کم می شود ومحیط ناخوش آیندبه نظرمی رسد. راپاپورت معتقد است که فرم های غنی ،روشن وپیچیده عموماً باری مردم دوست داشتنی هستند .عدم تعادل تأثیرات متناقض برگیرنده می گذارد که نتیجه آن چیزی جزء احساس عدم اطمینان نخواهد بود .

تعادل در سیستم ادراکی ما زمانی وجود دارد که کلیه  نیروهای واقع در میدان دید ما به طورمتقابل یکدیگر را خنثی نمایند .به گفته یورگ گروتر درکتاب زیبا شناختی در معماری هنگام تماشای یک ترکیب مناسب این احساس در ما بوجود می آید (( همه جزءدقیقاً سرجای خودش است )) وهرنوع تغیر درآن تعبیر به بی نظمی می شود.از طرف دیگرهر شکلی جدااز وزن فیزیکی  احتمالی آن دارای یک وزن ادراکی می باشد. اندازه ،فرم ،رنگ ،تیرگی وروشنی همه در وزن ادراکی ما موثرند. مثلاً یک شئ  به رنگ روشن ممکن است هم وزن شئ کوچکتر به نظر بیاید که رنگ تیره تری دارد .

” هر ادراکی نتیجه تبادل تنش های جهت یافته است. از یک سو انسان سعی می کند با هر ادراکی نظمی بیابد وساختاری راتشخیص بدهد یا به عبارت دیگر از میزان تنش های موجود بکاهد از سوی دیگر این درذات همه موجودات زنده است که می خواهند تنش راتجربه کنند ” (گروتر ،1383 )

” ادراکی که همراه با تنش زیاد  باشد مقدار اطلاعات زیباشناختیش بیش از اطلاعات معنایی است واین تأکیدی است براین اصل بسیار ساده که هنر باید ایجاد تنش کند .” (گروتر،1383 )

به غیر ازادراکی که انسان بصورت کلی از فرم های محیط دریافت می کند اجزاءتشکیل دهنده فرم ها نیزبه نوعی احساس خاصی را به انسان القاء می کند بطور مثال ” خط راست به عکس خط منحنی اثری مشخص وانعطاف ناپذیر در ذهن می گذارد وخط مستقیم حتی نیاز ندارد که در تمام طولش مرئی می باشد .

اغلب نقاط مهم در ذهن وتصور ما با خطوطی به هم متصل می شوند .خط مستقیم مایل در مغایرت با خط مستقیم افقی وقائم دارای نوعی تحرک است ،این خط از دست چپ وپایین به دست راست وبالا یا از دست چپ بالا به دست راست پایین می رود .خط مایلی که از چپ پایین شروع می شود وبه راست بالا می رود ارتقاء وبه عکس آن خطی که از چپ بالا شروع می شود وبه راست پایین می رسد تنزل را به ذهن القاء می کند. در مقایرت با خط راست، خط منحنی همیشه  نشان دهنده نوعی تحرک است .” (گروتر،1383 )

” در هر نوع ادراک بصری خطوط افقی وعمودی برخطوط مایل رجحان دارند ، چون اثر تحریکی آنها کمتر است .تعداد عضلاتی که حرکت نگاه مارا درجهت بالا وپایین ممکن می سازند دو برابر عضلاتی است که در موقع حرکت نگاه در جهت چپ وراست بکار گرفته می شوند.

درک فرم های خوابیده برای ما سهل تر (وبه همین نسبت نیز دارای بداعت کمتری است )تا فرم ایستاده این اختلاف باعث می شود که فاصله احساس نیز در این دوجهت با هم اختلاف پیدا کند. مثلاً یک فاصله ثابت در جهت قائم به نظر ما بیشتر می رسد تادر جهت افق ” ( گروتر ،1383 )

در مورد سطوح نیز این صدق می کند .” در سطح افقی – دست کم در یک نگاه – تمام جهات افقی هم ارزشند ودعوت به حرکت آزاد وارتباطات انسانی می کند .در حالی که در جهت قائم مفاهیمی مانند سلسله مراتب یا رقابت را تداعی می کند. جسمی که  گسترش افقی داشته باشد برروی زمین آرمیده است در دید ما گسترش عمودی شاخص از گسترش افقی است. یک مربع را وقتی ماواقعاً بصورت مربع احساس می کنیم که پهنایش کمی بیشتر از ارتفاعش باشد .

از نظر احساسی جسمی که در طرف چپ میدان دید قرار داشته باشد سبکتر وکوچکتر از همان جسم به نظر می رسد که در سمت راست باشد . در کل فرم های با قاعده وساده سنگین تر از فرمهای پیچیده به نظر می رسند. وقتی که یک شکل در داخل یک ترکیب با ساختار مجموعه قابل تطبیق باشد وشکل بصورت منفرد وجدا افتاده نباشد بلکه به کلیت ترکیب وابسته باشد سنگین تر است. فرم های ساده وبخصوص متقارن متعادل تر از دیگران هستند.

بدون توجه به جنس ،بعضی از فرم ها راکه مداوم وقوس دار باشند ،نرم وبقیه راکه گوشه دارو شکسته است را سخت احساس می کنیم .

اگر در یک فرم از سطوح محدب ومقعر همزمان استفاده شود ،به طوری که این سطوح در یکدیگر تداخل پیدا کنند این مجموعه ایجاد تنش می کند .”  (گروتر ،1383)

ما از طریق احساس شهودی که از فرم بدست آورده ایم می توانیم فضایی را که فرم در آن قرار دارد را درک کنیم .در کل به عقیده جیوردانو برونو(giordano bruno  ) ” فضا از طریق آنچه در آن قرار دارد درک می شود وبه فضای پیرامون یا فضای مابین تبدیل می گردد .”

می توانیم با قرار دادن ساختارهای بخصوص در فضا احساس های متفاوتی را ازآن فضا درک کنیم بطور مثال ” تنش در فضایی بوجود می آید که ما با نبود پایداری ، ترکیب نامتعادل ،استفاده از کنتراست شدید عناصر ناآشنا در محیط ناشناخته ، رنگهای شدید ناسازگار ونارحت کننده ،فرم ها وخطوط با زاویه تند ، نور شدید آزار دهنده مواجه شویم ودر مقابل تنش ، آرامش باقرار دادن عناصر آشنا ودوست داشتنی درمحیطی آشنا بدست می آیند . نظم مورد انتظار ، سادگی ،استفاده از مقیاس کوچک فرم ها ، خطوط و فضاهای مواج ونرم ،کنتراست کم ،نور ملایم (غیر مستقیم ) ، رنگهای هم خانواده ( سفید ،آبی ،سبز) به حرکت آرام بوجود می آید .” (لنگ ،1383 )

وابستگی های ادراک فرم

ادراک یک فرم همیشه بستگی به یک سری عوامل دارد که این عوامل خواه ناخواه درنوع نگرش ما نسبت به فرم تأثیر می گذارند .در اینجا به ذکر چند مورد از این وابستگی ها در ادراک می پردازیم .

تفاوتهای فرهنگی در نگرش به محیط

” در مورد استفاده از محیط ودرک وچگونگی دیدن محیط اطراف باید به تفاوتهای فردی وگروهی توجه داشت .این گروهها ی متفاوت تجربیات زیبا شناختی متفاوتی دارند .انسان مخلوقی تطبیق پذیر است ،اما  ادراک وی از محیط تحت تأثیر چیزهایی است که با آن انس گرفته است .” (لنگ ،1383 )

چگونگی ادراک محیط برابر است با تصور مردم از محیط .

” بیشتر تحقیقات روانشناختی  اخیر بر جنبه های فرمی یاساختاری اشیاء واثار هنری به عنوان متغیر مستقل وادراکات ذهنی مردم از آنها به عنوان متغیر وابسته متمرکز بوده اند .ویژگیهای آثار واشیاء هنری با چگونگی پاسخ مخاطبین همبستگی دارند این پاسخ ها نیز با خصوصیات شخصی ، پایگاه اجتماعی – اقتصادی وپیشینه فرهنگی مردم مرتبط اند.” (لنگ ،1383 )

” وقتی تجارب و ارزشها متفاوت باشند این امکان  وجود دارد که الگویی مشابه معانی گوناگونی پیدا کند.تحقیق کوپر نشان می دهد که مردم خانه ای را انتخاب می کنند که تاحد امکان نمایانگر خود فردی آنها باشد .فضای داخلی خانه ماهیت درونی فرد را آشکار می سازد .” (لنگ ،1383 )

” معانی نمادین که مردم در محیط های طبیعی وساخته شده دریافت می کنند وارزشهایی که خود آگاه یا ناخود آگاه به آن معانی می دهند به موجودیت فیزیولوژکی ،اجتماعی وروانشناختی آنها بستگی دارد “(لنگ ،1383 )

” عکس العمل اشخاصی که از فرهنگ های متفاوت هستند درمقابل فرمهای معیین متفاوت است .به عبارت دیگر ،فرم های مشخص در فرهنگ های مختلف ایجاد واکنش های گوناگون می کند . ” (گروتر، 1383 )

تداعی بین فرم ها و خاطرات در ضمیر ناخود آگاه

برطبق نظریه گشتالت ، دوست داشتن الگوهای محیط در اثر هماهنگی فرآیندهای عصبی وفرمهای محیط بوجود می آید .نظریه های روان کاوی ترجیحات انسان را درزمینه ارزش تداعی بین فرم ها وخاطرات در ضمیر ناخود آگاه جمعی تبیین می کند .

” اینکه مردم چه چیزی را خوشایند می یابند به نگرش های آنها وچگونگی رشد این نگرش ها بستگی دارد .نگرش ترکیبی است از اعتقاد به یک چیز وارزشی که به آن چیز داده شده است .” (لنگ ،1383 )

تداعی آموخته های قبلی در دریافت معانی

” فرم دایره در ذهن بیننده ایجاد تداعی میکند.این به این معنی است که ما در ذهن خوددر صدد تطابق تجربیاتمان با شکل برمی آییم ونتیجه این است که ما در یک دایره یک حلقه یک چرخه ویا نظایر آن را می بینیم ” (گروتر ،1383 )

گوستار تئودور فخنر (gustav theodor fechner ) ” در نظریه تداعی خود به این نتیجه رسیده است که اکثر ادراکات رامی توان در ارتباط باتجربیات قبلی دانست در ارتباط با معماری او معتقد است که نوع استفاده از فضا مهمترین عامل در این تجربیات است .هر علامت جدید ابتدا در مغز با علائم موجود مقایسه سپس درجه بندی میشود . “

” هر علامتی راکه بیننده می بیند با علامتهای قبلی جای گرفته در ذهن تطابق کامل ندارد درنتیجه هرمقایسه

جستجویی است به دنبال یک استعاره جدید . ” (گروتر،1383 )

استعاره

تصویر نباید هر چیزی را تداعی کند بلکه بایستی چیز کامل مشخصی رانشان بدهد که به این ترتیب تصویر جا یگزین محتوای دقیقاً تعریف شده قرار می گیرد . معماری هم در دوران های مختلف ودر فرهنگ های متفاوت گاهی جنبه تصویر گرایی داشته وگاهی فاقد آن بوده مثلاً ، معماری یونان باستان و معماری مدرن فقط جنبه عقلانی و عملکردی دارند اما در مقابل یک کلیسای گوتیک تنها فضایی برای تجمع افراد نبوده بلکه تصویری از بهشت نیز بوده و به این ترتیب فراسوی وظیفه اصلیش این وظیفه را نیز داشته ” (گروتر ،1383 )

نماد

” نماد علامتی است قابل تحلیل معنای یعنی علامتی است قابل درک معنوی که دارای محتوایی است که فراتر از تاثیرات آنی آن قرار دارد. نماد چیزی روانی را قابل درک و احساس می کند یا به عبارت دیگر وسیله ای است برای عینت بخشیدن صوری به یک محتوای ذهنی .” ( گروتر،1383 )

به نظر گوته وظیفه نماد نشان دادن چیزی بخصوص در داخل یک کلیت و نشان دادن یک کلیت از طریق چیزی خاص ،به عکس استعاره ( که همیشه بر آن تعبیر شخصی وجود داردو قیاسی است بین یک چیز با چیز دیگر ) نماد همواره گویتی یک معنای کاملاً مشخص است.

” این تنها اجسام کامل نیستند که می توانند جنبه نمادین داشته باشند بلکه فرم های ساده نیز می توانند چنین جنبه ای را دار باشند. دایره و مربع در چین باستان نماد آسمان وزمین بوده اند ،دایره بافرم پرتحرکش نمودار حرکت ابدی بدون آغاز وانجام است ومربع نمایانگر آرامش ونظم ” (گروتر ،1383 )

” عامل نمادین بودن یک علامت باعث ارتقاء ارزش زیباشناختی آن می شود چراکه این عامل بعد جدیدی به علامت می دهد. نمادین بودن یک علامت – حتی وقتی که این علامت از نظر زیباشناختی ارزش چندانی نداشته باشد – بیانی احساسی به علامت می دهد .” (گروتر ،1383 )

” نماد معنای معینی ندارد ،معانی موجود در یک نماد به همان اندازه گسترده ومتنوع  است که احساساتی که برمی انگیزد گوناگون است .” ( درآمدی برمفهوم نماد ونشانه ،محمد علی حمید رفیعی)

درک یک فرم در کنار فرم های دیگر

ارتباط فرم ها از لحاظ ترکیب بندی وچیدمان ،خود موجب ایجاد فرمی نامرئی می شود این فرم در هر ترکیب بندی فرق کرده وبه تناسب آن تأثیری راکه بر انسان می گذارد متفاوت است .مثلاً فرم نامرئی که از کنار هم قرار دادن چند شئ هم اندازه بدست می آید با فرم نامرئی که از کنار هم قراردادن یک شئ بزرگ در کنار یک شئ کوچک بدست می آید ،فرق دارد. یا فرم نامرئی راکه از ترکیبات ساده چند فرم بدست می آید با فرم نامرئی که از یک سری فرم پیچیده بدست می آید متفاوت است .اینها همه تأثیرات مختلفی بر احساس انسان می گذارد .در بعضی مواقع این فرم نامرئی به انسان احساس یکنواختی ، خستگی ،بعضی مواقع آرامش ودر بعضی مواقع شعف وهیجان می دهد .این احساسات همه از همان فرم نامرئی یا همان خطوط ترکیب بندی بدست می آید این همان حس پنهانی است که ازدیدن یک اثر معماری که متشکل از چندین شکل وفرم در کنار یکدیگر است به بیننده دست می دهد .

درکل احساسات ما برای یک بنا نه تنها به نوع فرم استفاده شده در آن مربوط است بلکه به نور ، رنگ ،باد،سایه وذهنیتهای مانیز بستگی دارد . اینکه نوری که الآن به یک بنا تابیده شده از شرق ،غرب ،جنوب یاشمال است ویااینکه آیا این نور ها برای ما آزاردهنده ویا خوشایند است در نوع احساس ما به بنا اثر      می گذارد. به طور مثال شاید بنا با فرم های خاص خودش ثابت باشد ولی با وجود نور آزار دهنده آن ،احساس ناخوشآیندی نسبت به بنا به ما دست دهد .مطمئناً با تغییر آن نور به نور دلخواه احساس ما نیز تغییر خواهد کرد .در مورد رنگ نیز همینطور می توان با رنگهای سرد آرامش را در بنا به مشاهده گر القاء کنیم یا بارنگهای گرم هیجان را ویا باکنتراست های شدید رنگ ،تنش وتوهم را ایجاد کنیم .

وتأثیرات باد هم بربنا برنوع احساس ما اثر می گذارد که آیا این باد به دلخواه ما است یا موجب اذیت ما   می شود .ایجاد باد در بعضی از اقلیم ها امر بسیار مهمی است بطوری که کاملاً برقرار دادن ما در منطقه آسایش در رساندن حس خوشایندی از فضا نقش دارد .

در نتیجه ما می توانیم با درک کل فضا با توجه به هدف خود ونتیجه ای که بنا باید به آن برسد ،با شناختن فرم ها ونوع ترکیب بندی ، ازفرم های بخصوصی استفاده کنیم ولی نباید عواملی چون فرهنگ ،ذهنیت  ، نور ورنگ را ازنظر دور کنیم.

منبع:http://www.memarblog.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:13  توسط فروغ  | 

Building

Building

Opened at 3 p.m. EST on March 14, 1914, by HRH The Duke of Connaught, Governor General of Canada, the museum's original building was designed by Toronto architects Frank Darling and John A. Pearson.[2] The architectural style is Italianate Neo-Romanesque, popular throughout North America until the 1870s. The structure is heavily massed and punctuated by rounded and segmented arched windows with heavy surrounds and hood mouldings. Other features include applied decorative eave brackets, quoins and cornices.

When the museum's site was first chosen, it was still at the edge of Toronto's built-up area and far from the city's business district. The location was selected mainly for its proximity to the University of Toronto. The original building was constructed on the western edge of the property along the university's Philosopher's Walk, with its entrance opening on Bloor Street. It was the first phase of a two-part master plan which was to see the museum eventually expanded towards Queen's Park Crescent as an 'H' shaped building.

East-facing façade of the Royal Ontario Museum, built in 1933.

 First expansion

The ROM's first expansion saw the construction of the wing fronting onto Queen's Park. Opened on October 12, 1933, it included the museum's elaborate art deco, Byzantine-inspired rotunda and a new main entrance. To employ as many men as possible during the Great Depression, the excavation for the basements and foundations were undertaken by hand, with teams of workers working alternate weeks. The new wing was designed by Alfred H. Chapman and James Oxley, and required the demolition of Argyle House, a Victorian mansion at 100 Queen's Park.

The linking wing and rear (west) façade of the Queen's Park wing were originally done in the same yellow brick as the 1914 building, with minor Italianate detailing. However, the Queen's Park facade of the expansion broke from the heavy Italianate style of the original structure. It was built in a neo-Byzantine style with rusticated stone, triple windows contained within recessed arches, and different-coloured stone arranged into a variety of patterns. This development from the Roman-inspired Italianate to a Byzantine influenced style reflected the historical development of Byzantine architecture from Roman architecture. Common among neo-Byzantine buildings in North America, the facade also contains elements of Gothic Revival in its relief carvings, gargoyles and statues. The ornate ceiling of the rotunda is covered predominantly in gold back-painted glass mosaic tiles, with coloured mosaic geometric patterns and images of real and mythical animals.

Writing in the Journal of the Royal Architectural Institute of Canada in 1933, A. S. Mathers said of the expansion: "The interior of the building is a surprise and a pleasant one; the somewhat complicated ornament of the façade is forgotten and a plan on the grand manner unfolds itself. It is simple, direct and big in scale. One is convinced that the early Beaux Arts training of the designer has not been in vain. The outstanding feature of the interior is the glass mosaic ceiling of the entrance rotunda. It is executed in colours and gold, and strikes a fine note in the one part of the building which the architect could decorate without conflicting with the exhibits."[3]

The original building and the 1933 expansion have been listed as heritage buildings of Toronto since 1973.[4]

Second expansion

The second major addition was the Queen Elizabeth II Terrace Galleries on the north side of the building, and a curatorial centre built on the south, which were started in 1978, completed in 1984, and designed by Toronto architect Gene Kinoshita, with Mathers & Haldenby.

The new construction meant that a former outdoor "Chinese Garden" to the north of the building facing Bloor, along with an adjoining indoor restaurant, had to be dismantled.

In 1964, the McLaughlin Planetarium was added to the south, and a multi-level atrium was added in 1975, doubling the floor space. The planetarium was closed in 1995, then re-opened temporarily from 1998 to 2002, when the second floor space was rented to the Children's Own Museum. In late 2002, it housed the travelling The Lord of the Rings: The Two Towers Exhibition. It is now[when?] used primarily as office space and storage.

Opened in 1984 by Queen Elizabeth II, a $55 million expansion was built in a simple modernist style of poured concrete, glass, and pre-cast concrete and aggregate panels. It took the form of layered volumes, each rising layer stepping back from Bloor Street, hence creating a layered terrace effect. Though the design of this expansion won a Governor General's Award in Architecture, this last set of galleries was torn down in 2004 in favour of a new expansion designed by architect Daniel Libeskind.[5]

Third expansion

Recently-opened Michael Lee-Chin Crystal, an addition to the Royal Ontario Museum.

The museum is currently undergoing a major renovation and expansion project, dubbed Renaissance ROM. The centrepiece is the recently-opened Michael Lee-Chin Crystal, designed by architect Daniel Libeskind and Bregman + Hamann Architects; installation of exhibits in the addition will continue over a period of months. Existing galleries and buildings are also being modified. Renovated galleries in the historic buildings will reopen in stages, and all work is scheduled to be completed by 2010.[6] The final cost of the project will be $270 million CAD.

The Libeskind design, selected from among 50 entrants in an international competition, saw the Terrace Galleries torn down and replaced with a Deconstructivist crystalline-form clad in 25 percent glass and 75 percent aluminium. The building is named after Michael Lee-Chin, who donated $30 million towards its construction. It houses the new main entrance to the museum, a gift shop, a restaurant (C5 Restaurant and Lounge), a cafeteria (Food Studio), seven additional galleries and Canada's largest temporary exhibition hall in the lower level.

The Crystal's canted walls do not touch the sides of the existing heritage buildings, save for where pedestrian crossing occurs and to close the envelope between the new form and the existing walls.

"The Crystal", new entrance of the ROM
"The Crystal", new entrance of the ROM

The building's design is similar to some of Libeskind's other works, notably the Jewish Museum in Berlin, the London Metropolitan University Graduate Centre, and the Fredric C. Hamilton Building at the Denver Art Museum. The steel framework was manufactured and assembled by Walters Inc. of Hamilton, Ontario. The extruded anodized aluminium cladding was fabricated by Josef Gartner in Germany, the only company in the world that can produce the material. The company also provided the titanium cladding for Frank Gehry's Guggenheim Museum in Bilbao, Spain.[7]

The overall aim of the Crystal is to provide openness and accessibility. It seeks to blur the lines between the public area of the street and the more private area of the museum. The goal is to act as an open threshold where people as well as artifacts animate the spaces. The main lobby is a three-story high atrium, named the Hyacinth Gloria Chen Crystal Court. The lobby is overlooked by balconies and flanked by the J.P. Driscoll Family Stair of Wonders and the Spirit House, an interstitial space formed by the intersection of the east and west crystals, intended as a space of emotional and physical diversion.[8]

Existing parts of the museum are also being renovated. Galleries will be made larger, windows uncovered, and the original early-20th-century architecture made more prominent. The exteriors of the heritage buildings are to be cleaned and restored. The restoration of the 1914 and 1933 buildings is currently the largest heritage project underway in Canada.[7]

The first phase of the Renaissance ROM project opened to the public on December 26, 2005, including the newly-restored Rotunda with reproductions of the original oak doors, a restored axial view from the Rotunda west through to windows onto Philosophers' Walk, and ten renovated galleries comprising a total of 90,000 square feet. This phase of gallery re-openings includes exhibits featuring the art and history of Japan, China, Korea, and of the Aboriginal peoples of Canada.[9]

Opened on June 1, 2007, by Governor General Michaëlle Jean, the Architectural Opening of the "Michael Lee-Chin Crystal" was controversial. Public opinion was divided about the merits of its angular design. On its opening, Globe and Mail architecture critic Lisa Rochon complained that "the new ROM rages at the world," calling it oppressive, angsty, and hellish, while others (perhaps championed by the architecture critic at the competing Toronto Star, Christopher Hume) hailed it as a monument.[10] Some critics have gone as far as ranking it as one of the ten ugliest buildings in the world.[11] The project also experienced budget and construction time over-runs,[12] and drew comparisons to the Guggenheim Museum Bilbao for using so-called "starchitecture" to attract tourism.[13]

In October 2007, the Lee-Chin Crystal was reported to have suffered from water leakage. This caused concerns regarding the building's resilience to weather, especially in the face of the new structure's proximate first winter.[14] Although a two-layer cladding system was incorporated into the design of the Crystal, intended to prevent the formation of dangerous snow loads on the structure, past architectural creations of Daniel Libeskind, including the Denver Art Museum, have suffered from weather-related complications.[15][16]

Installation of the permanent galleries of the Lee-Chin Crystal began mid-June 2007, after a ten-day period when all the empty gallery spaces were open to the public.

Fourth expansion

In May of 2009, the Schad Gallery of Biodiversity designed by Reich + Petch opened at the Royal Ontario Museum (ROM) in Toronto and has been celebrated as a resounding success. In September, it received an Award of Excellence by the Association of Registered Interior Designers of Ontario. The Schad Gallery of Biodiversity is not merely an exhibition gallery showcasing Earth’s wondrous specimens, but a lesson for the future care of the planet. The new exhibit gallery delivers a powerful message: Life is Diverse, Life is interconnected, and Life is at Risk.

The gallery is organized into three zones exploring the central themes: Life is Diverse, Life is interconnected and Life is at Risk. “Interestingly, biodiversity is a relatively new term popularized in 1985 as a contraction of biological diversity” said Anthony Reich, Principal, at Reich + Petch. “It’s a big subject that’s become more relevant to everybody. The challenge was how to tell this big story in a 10,000-square-foot space. We decided to design a dynamic, immersive experience with three core themes that hopefully will make a lasting impression on visitors.”

Galleries

Originally, there were five major galleries at the ROM, one each for the fields of archaeology, geology, mineralogy, paleontology, and zoology.[17] In general the museum pieces were labelled and arranged in a static fashion that had changed little since Edwardian times. For example, the insects exhibit that lasted up until the 1970s housed insects from around the world in long rows of glass cases, with insects of the same genus pinned to the inside of the cabinet, with only the species name and location found as a description.

By the 1960s, more interpretive displays were ushered in, among the first being the original dinosaur gallery, established in the mid-1960s. Dinosaur fossils were now staged in dynamic poses against backdrop paintings and models of contemporaneous landscapes and vegetation. The displays became more descriptive and interpretive, sometimes, as with the extinction of the woolly mammoth, offering several different leading theories on the issue for the visitor to ponder.

This trend continued, and up until the present time the galleries became less staid, and more dynamic or descriptive and interpretive. This trend arguably came to a culmination in the 1980s with the opening of The Bat Cave, where a sound system, strobe lights and gentle puffs of air attempts to re-create the experience of walking through a cave as a flock of bats fly out.

The original galleries were simply named after their subject material, but in more recent years, individual galleries have been named in honour of sponsors who have donated significant funds or collections to the institution. There are now two main categories of galleries present in the ROM: the Natural History Galleries and the World Culture Galleries.

Natural history galleries

The exhibit in 2008, in the new Michael Lee-Chin Crystal gallery.

The Natural history galleries are all collected on the second floor of the museum, and contains collections and samples of various animals from around the world.

The Gallery of Birds depicts several hundred bird specimens, illustrating the many different habits and ecological niches they inhabit. This gallery is dominated by the large "Birds in flight" display, and before the Schad Gallery opened, included exhibits of now extinct species, such as the Passenger Pigeon, which was moved to the Schad Gallery.

The Bat Cave, a reconstruction of the St. Clair cave in Jamaica, is filled with bats and other animals typically found in such caves, including spiders and snakes. It underwent renovations in February 2010 and opened later that month.

The Keenan Family Gallery of Hands-On Biodiversity provides visitors with the chance to experience and examine the world of nature close-up. Exhibits include a glassed-in working beehive, shed snake skins, and drawers filled with insect, bird, amphibian, reptile and mammal specimens.

A wide range of snakes, lizards, crocodiles and turtles are represented in the Gallery of Reptiles.

The James and Louise Temerty Galleries of the Age of Dinosaurs and Gallery of the Age of Mammals features many examples of complete dinosaur skeletons, as well as those of early birds, reptiles, mammals, and marine animals, ranging from the Jurassic to Cretaceous periods. The highlight of the exhibit is "Gordo", a recently rediscovered Barosaurus skeleton that is the largest dinosaur on display in Canada.

Opened in late 2009, the Life in Crisis: Schad Gallery of Biodiversity features endangered species, including specimens of a polar bear, a giant panda, a white rhinoceros, a Burmese python, Canadian coral, a leatherback turtle, a Coelacanth, a Rafflesia flower, and many other rare species. There are also recently extinct species displayed, including specimens of a Passenger Pigeon and Great Auk, as well as skeletons of a Dodo bird and a moa with a specimen of a moa egg, and many other recently extinct species. The gallery presents the need to protect the natural environment to educate the public about overhunting, habitat destruction, and climate change, which are main causes of extinction.

World culture galleries

The A.G. Leventis Foundation Gallery of Ancient Cyprus houses roughly 300 artifacts, ranging in age from 2200–30 BC.

The Chinese Galleries comprise four sections: the Bishop White Gallery of Chinese Temple Art, the Joey and Toby Tanenbaum Gallery of China, the Matthews Family Court of Chinese Sculpture, and the ROM Gallery of Chinese Architecture. The Bishop White Gallery of Chinese Temple Art incorporates three temple wall paintings (recently refurbished) from the Yuan Dynasty (AD 1271–1386). It also includes a number of wooden sculptures depicting various bodhisattvas. The ROM has one of the largest collection of Chinese architectural artifacts outside of China, which is housed in the ROM Gallery of Chinese Architecture. This gallery includes a reconstruction of an Imperial Palace building from Beijing's Forbidden City and a Ming-era tomb complex.

The Gallery of Africa: Egypt focuses on the life (and the afterlife) of Ancient Egyptians. It includes a wide range of artifacts, ranging from agricultural implements, jewelry, cosmetics, funerary furnishings and more. The exhibit includes a number of mummy cases, including the fine gilded and painted coffin of Djedmaatesankh, who was a female musician at the temple of Amun-Re in Thebes, and the mummy of Antjau, who is thought to have been a wealthy landowner.

The Gallery of the Bronze Age Aegean contains almost 200 objects that include examples from the Cycladic, Minoan, and Mycenaean periods of Ancient Greece, ranging in age from 3000 - 700 BC

16th Century Mother Mary holding Baby Jesus from the Samuel European Galleries

There is a gallery devoted to the aboriginal peoples of Canada, called the Gallery of Canada: First Peoples, containing many examples of early 19th and 20th century artwork and clothing. It includes artifacts from the indigenous cultures of the Plains, Eastern Woodlands, Northwest Coast, Subarctic and Arctic regions. A rotating display of contemporary Native art is also on display there, a theatre devoted to traditional storytelling, and a collection of painting by the pioneer artist Paul Kane.

The Gallery of Korea is the country's only permanent gallery devoted to Korean art and culture, ranging from stone-age tools to contemporary artworks.

The Prince Takamado Gallery of Japan contains the largest collection of Japanese artworks in Canada, featuring a rotating display of ukiyo-e prints, and the only tea master's collection in North America. The gallery is named in honour of the late Japanese Prince Takamado, who spent several years at Queen's University in Kingston, Ontario.

The CIBC Discovery Gallery allows visitors to engage in interactive, hands-on learning in a family-friendly environment. Visitors may dig for fossils, try on replica armour or costumes from around the world, and explore a child-sized Blackfoot tipi.

The expanded Sir Christopher Ondaatje South Asian Gallery and the new Wirth Gallery of the Middle East, opened on February 16, 2008, contain objects from over 5,000 years of history, including religious artifacts, paintings, textiles, sculpture, armour, and weaponry.

The Patricia Harris Gallery of Costumes and Textiles, opened in April 2008, features a broad range of garments and fabrics, including examples from the Chinese imperial court, 18th century European fashions, along with samples of Canadian needlepoint and quilts.

Other world culture galleries include the Herman Herzog Levy Gallery, the Samuel European Galleries, the Samuel Hall-Currelly Gallery, and the Shreyas and Mina Ajmera Gallery of Africa, Americas and Asia-Pacific, which display collections from the diverse indigenous cultures of these areas.[Institute for Contemporary Culture gallery

The Roloff Beny Gallery of the ICC in the Michael Lee-Chin Crystal during a photography exhibit.

Located on Level 4 of the Lee-Chin Chrystal, the Roloff Beny Gallery of the Institute for Contemporary Culture (ICC) hosts the Royal Ontario Museum's contemporary art exhibitions.[18] This high-ceilinged multimedia gallery of approximately 6000 sq. ft serves as the ICC's main exhibition space and the ROM's window on contemporary society, connecting the ROM's vast natural history and world cultures collection to contemporary art and events.[19] The gallery has most recently featured exhibitions on fashion photography,[20] street art,[21] modern Chinese urban design and architecture,[22] and contemporary Japanese art.[23]

Forthcoming galleries

The Renaissance ROM project continues with a number of new or renovated galleries within the Museum's historic wings, scheduled for completion by 2010: Teck Cominco Suite of Earth Sciences Galleries, Gallery of Earth and Early Life, Eaton Gallery of Rome, Gallery of Africa: Nubia, Joey and Toby Tanenbaum Gallery of Byzantium, Gallery of 20th Century Design.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:12  توسط فروغ  | 

کانسپت

کانسپت :

فرانک لويد رايت مي گويد:
چرا نمي توان معبدي ساخت - حساس تر از احساس – و نه فقط براي خود که براي انسان ، متناسب کاربري هاي او ، به عنوان جايي براي آشنايي و براي اينکه انسان به خاطر خدايش هم که شرط به خدا بنگرد يک ملاقات خانه و جايي براي اوقات خويش فضايي زيبا متناسب اين منظور آفريد و با همين حس آن را آراست. ساختماني طبيعي براي انسان طبيعي ...
چنين فضايي شي در ذهن شروع به شکل گيري مي کند ، و در آن هنگام بايد به ايناي ايده هاي معمارانه گام نهد و مهم ترين اين است که فضايي چنين با شکوه را در ذهن حفظ کنيم و بگذاريم تا خود فضا کل عمارت را شکل دهد ، بگذاريم فضاي درون معماري بيرون باشد.
يک سناريوي کانپيچوال مانند نمونه هايي که ذکر شد محصول يک پروسه تکاملي است. پروسه اي که از دل مراحل رشد و کانسپت ها خود اغلب حاصل از جرقه هايي در تفکر بينش هستند .
اصلاح و ابهام زدايي مختلفي عبور کرده. اگر چه ممکن است قسمت هاي مختلف سناريواز قبيل شرط باشند اما سناريو از تفکرات و انديشه هاي حاصل شده در طول روند طراحي هم براي همب سته کردن هر چه بيشتر آن ها استفاه مي کند.
سلسله مراتب کانسپت
درک رابطه تقدم و تاخري موجود بين تصور ، ايده ، کانسپت و سناريوي کانسپچوال در واقع سرآغاز روند دستيابي به کانسپتي مناسب براي يک بنا است . اين رابطه به اين صورت ترتيب داده مي شود : تصور – ايده – کانسپت – سازيوي کانپچوال . که بر اساس الگوي افزايش پيچيدگي ، متناسب بودن و عمق فکري است. در مراحل ابتدايي پروژه همواره فرصت براي متصور شدن ايده ها وجود دارد خصوصا اگر ذهن توانايي و تمايل پذيرش تفکرات خلاقانه غير عادي و پر تخيل را که مي توانند. راه حل و گره گشاي بسياري از نيازها باشند ، داشته باشد . پس از اين ، معماران زماني که بيشتر با پروژه آشنايي و از مسائل آن آگاهي پيدا مي کنند کم کم برخي از تصورات و ايده ها را با اهميت تر و مناسب تر از بقيه تشخيص مي دهند. سر انجام شباهت ها و جذابيت هاي بالقوه و دسته بندي ايده ها شکل مي گيرند و بر پايه اين ملاحظات مسير قطعي انجام گرفتن فعاليت ها در آينده مشخص خواهد شد.
انواع پنجگانه کانسپت:
1- به طور کليس پنج نوع کانسپت وجود دارند : کانسپت هاي قياسي (نگاه به ديگر چيزها) – استعاري ( نگاه به انتزاعات) جوهري essences ( نگاه به ماوراي نيازهاي برنامه) – برنامه اي ( نگاه به نيازها و اهداف خواسته شده) – ايده آل گرا ( نگاه به ارزش هاي مطلق)
کانسپت قياسي (Avalogies)
از پنج گونه ذکر شده مقايسه احتمالا متداول ترين راه شکل دادن کانسپت ها ست. مقايسه روابط عيني موجود بين اشيا را آشکار مي کند. اگر موضوعي حضور تمام ويژگي هاي مورد نظر را در خودش داشته باشد آنگاه مي تواند به عنوان الگويي براي طراحي پروژه در نظر گرفته شود. تا قبل از ظهور مکتب مدرن چه معماران و چه اممکان تصور مي کردند که همه شاه کارهاي معماري در شهر بوجود آمده اند. و وظيفه معمار در اين ميان اين بود که در يابد کدام بناي قديمي مي تواند الگويي مناسب براي پروژه در حال طراحي باشد. زماني اصلي ترين الگوي قابل قبول براي کليسا ها و کالج ها و دانشگاه ها گوتيک ، براي بانک ها ، دوريک يوناني و براي ساختمان هاي مقر حکومت سنت پيتر در نظر گرفته مي شود.
استعارات و تشبيهات (کانسپت هاي استعاري) (Metaphores and Similes)
استعارات ، مانند مقايسه ها ، به آشکار کردن روابط بين اشيا مي پردازند. با اين تفاوت که اين روابط بيشتر انتزاعي هستند تا عيني در واقع تشبيهات ، استعاراتي هستند که از واژه هايي چون مانند و همانند براي بيان اين روابط استفاده مي کند. تشبيهات و استعارات تشخيص امکان ارتباط ميان الگوهاست مقايسه ها روابط عيني را مد نظر قرار دارند.
چارلرمور در بحثي اذهار مي کند که او علاقه دارد ساختمان ها مانند ژئود (Geode) باشد و اين تشبيه خود را در سناريويي چنين بست مي دهد:
در سيحونز آليز ايالات جورجيا آپارتمان هاي ساحلي بيانگر چنين تصويري (ژئود مانند) هستند. در بيرون عظيم الجثه اما در درون مجموعه اي ديوارهاي رنگي و تزيين شده شاد است که فضايي دروني را احاطه کرده اند.
ژئود نمونه يک استعاره کاسچپوال است که نشان مي دهد چگونه يک ساختمان مي تواند همزمان دو تصوير داشته باشد. يک ساختمان مي تواند در نماي بيرون مناسب با ويژگي هاي محيط همسايگي اش و در درون تصويري متفاوت مثلا مفرح يا دراماتيک به اقتضاي کاربري اش داشته باشد. مثال هاي ديگري از اين دست را مي توان در کتاب در مرح معماري نوشته آقاي جيوپونتي پيدا کرد. تعريف آواز معماري خود يک تشبيه است: معماري مانند يک کريستال است از ديگر استعارات تشبيه هاي جالب توجه در اين کتاب مي توان : اوبلسيک يک راز است فواره يک نغمه است ، در يک دعوت است ، کولوناد يک همصدايي است ، يا خانه يک رويا است ، اشاره کرد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:5  توسط فروغ  | 

خلاقیت در معماری

خلاقیت در معماری

«خلاقیت چیست؟»

خلاقیت واژه ای است مبهم که ارائه تعریف دقیق از آن دشوار است. همانند هزاران واژه مهم دیگر که با ارائه تعریف فقط آنها را در یک چهارچوب سلیقه ای محدود می کنیم. اما بطور کل می توان گفت: خلاقیت یک فرایند ذهنی است، مرکب از قدرت ابتکار و انعطاف پذیری که هدف آن تولید یک محصول ارزشمند، کاربردی و نوآورانه است.

«تافلر» در کتاب موج سوم می گوید: «موج اول دوره کشاورزی است که انسان ها وابسته به زمین هستند، در موج دوم انقلاب صنعتی رخ داد و موج سوم عصر فراصنعت و فن آوری اطلاعات است و تنها فکری که در این عصر می تواند کارساز باشد خلاقیت است.

khal.jpg


 

با این وجود در تصور اکثر افراد باور بر این است که با اطلاعات کافی و استدلال و تجزیه و تحلیل ماهرانه که می توان به تجربه تعبیر کرد، رسیدن به هدف نهایی دست یافتنی است و افراد با یک دید عامیانه در مورد خلاقیت استفاده از آن را در تمام عرصه های زندگی محدود به عده ای خاص که بطور ذاتی خلاق هستند، می دانند. اما امروزه دانشمندان در عین اعتقاد به فطری بودن این فرآیند بحث آموزش خلاقیت را ارجح تر دانسته و آموزش شیوه های خلاقیت و همچنین بررسی خصوصیات افراد خلاق را فراهم کننده ظهور این فرایند حیاتی می دانند. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)

در مقدمه بحث، خلاقیت را به فرایند ذهنی تعریف کردیم. این فرایند در ذهن یک معمار خلاق ضرورتاً دارای دو پیش نیاز خواهد بود. اول تخیل و بعد تصور. تخیل همان تصاویر و اوهامی است که معمار آزادانه و بدون قید و بند در ذهن خود برای خلق یک اثر معمارانه می پروراند. این تخیل به دلیل آزادی و رهایی زیاد، مقدمه مناسب خلاقیت معمارانه است. بدین ترتیب که معمار می تواند در تخیل خود هزاران اثر معماری را که اولین بار به ذهن خود او خطور کرده است، پدید آورد. اما تصورمعماری به مثابه تصاویر ذهنی است که معمار با راهنمایی استادش از یک اثر معماری که تا بحال ممکن است اصلاً ندیده باشد ولی آن اثر در واقعیت وجود دارد، ساخته می شود. (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص ۳۰)

 

حال معمار برای تبدیل تخیلات خود به واقعیت باید با استفاده از تصورات خود از یک اثر معماری که اکتسابی بدست آمده است، آن تخیلات را به جهان واقعیت وارد کند.

بطور کل «تخیل عامل تسریع کننده تصور است در حالی که تصور صافی است که تخیل برای پیوستن به واقعیت باید از آن بگذرد.» (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص۳۰)

با داشتن این دو پیش شرط، معماری خلاق و بطور کل، فرایند خلاقیت به عینیت می رسد.
در تولید این فرایند ویژگی افراد بسیار تأثیر گذار است. به عقیده «تورنس» که شصت سال در زمینه خلاقیت کار کرده است، شانزده ویژگی را بررسی کرده که مهم ترین آنها که مورد اتفاق اکثر صاحب نظران است، شامل:

۱- سرکشی

۲- رهایی (دیوانه وار بودن)

۳- شوخ طبعی (داشتن تفکرات فانتزی)

۴- گریز اندیشی که از تمام موارد مهم تر است

(مجله علوم و فنون، مهر ۸۳، نشست خلاقیت)

۱- سرکشی

برسی ها نشان داده است که افراد سرکش نسبت به افراد آرام و منضبط از سطح بالاتری از خلاقیت برخوردارند. بطور مثال: در یک کلاس درس افراد باهوش و درس خوان به دلیل پایبندی زیاد به ارزش های کلاس و معلم بیشتر دچار تکرار و عادت زدگی می شوند.
اما افراد سرکش می دانند برای مطرح کردن خود در کلاس باید دست به ابتکار و نوآوری بزنند و کمتر عادت رویه حاکم بر کلاس را می پذیرند که این سبب بروز فکر خلاق می شود. همین مثال ویژگی دوم یعنی شوخ طبعی و تفکرات فانتزی را در بر می گیرد.
این افراد با حرکت بر خلاف فکر عادت زده دیگر بچه ها باعث تولید یک نوع تفکر فانتزی می شوند که در ظاهربه آنان شوخ طبع اما با هدایت ان به تولید تفکراتی خلاقانه می   انجامد. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)

۲- رهایی

ویژگی رها فکر کردن و دیوانه وار بودن برای ما معماران کاملاً آشنا است که از آن
می توان به تفکرات خلاقانه در آثار معماری «دیکانستراکشن» اشاره کرد.

۳- گریز اندیشی

این ویژگی سبب شده فرد برای حل مسائل از راه های مختلف و راه حلهای نو آورانه
استفاده کند و سعی نماید همیشه بر خلاف افراد عادت زده مسائل را از راههای غیر معقول خود حل کند. این تلاش ها مهم ترین زمینه بروز تفکرات خلاق است.
(ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)

با بررسی پیش شرط های خلاقیت و ویژگی افراد خلاق به موانع بروز خلاقیت می رسیم. به قول ژان پیاژه: «خلاقیت، حفظ قسمتی از دوران کودکی است.» (مجله علوم و فنون، مهر ۸۳، نشست خلاقیت)

به نظر من، «پیاژه» تفکرات یک کودک را از آن جنبه خلاقانه می داند که کودک برای بدست آوردن راه حل مسائلش، نه تجربه دارد و نه اطلاعات زیاد و این سبب می شود مسائل را از راههای خلاقانه ای برای خود حل کند. این دو از نظر محققان نیز مانع مهم خلاقیت افراد هستند:

۱- اطلاعات زیاد:

اطلاعات زیاد، باعث شده فرد با اتکا به انبوه اطلاعات، مسئله را حل و به فکر راههای دیگری نیفتد. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)

مثال: اطلاعات می گوید: دو زاویه قائم یک مربع تولید می کند.

فرد عادی: با دو زاویه قائم همیشه مربع می سازد.

فرد خلاق: با دو زاویه قائم گاهی مربع و یا می تواند زاویه ۱۸۰درجه بسازد.

۲- تجربه:

فرد با دیدن نتایج راه حل مسائل دیگران به راه حل مسئله خود، بدون تفکری خلاقانه
می رسد. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)

تجربه دیگران———       تولید بیشتر = سود بیشتر

فکر خلاق اقتصادی——-  کیفیت بهتر= سود بیشتر

«خلاقیت در معماری»

محققان توجه به خلاقیت را بعد از جنگ جهانی دوم می دانند که نیاز به تولید در تمام زمینه ها افزایش می یابد و برای اصول این امر خلاقیت بهترین گزینه است. اما در میان تمام علوم، معماران و حتی رشته های شبیه آن مانند فیلمسازی، تئاتر و طراحی از این قافله پژوهشی عقب مانده اند و دلیل آن را می توان فقط به یک موضوع عطف کرد که هنرمندان بروز خلافیت در آثارشان را امر مقدس و الهی
می دانستند و از تحقیق و پژوهش و حتی صحبت درباره آن اجتناب می کردند. مثلاً «فرانک لوید رایت» تصور خلاق را «نور انسانی در نوع بشر» و افراد خلاق را منتسب به خدایان می داند و حتی «لوکوربوزیه» رنگ مذهبی نیز به آن می دهد.
در نتیجه فقط می توان در اکثر رشته های هنری با بررسی زندگی، حالات و آثار هنرمندان آن رشته به درک قابل قبولی از خلاقیت هنری آنان رسید.
(آنتونیادس، بوطیغای معماری)

اما با این وجود، به دلیل اهمیت امر خلاقیت، تلاش هایی صورت گرفت که اروپادر ابتدا با معماری مدرن، سنت شکنی در نگرش «بوزوار» را بوجود آورد و ایلات متحده پس از آن معماری را بعنوان امری خلاقه و نیز آموزشی به تکامل رساند. (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص۴۰)

مهم ترین فعالان امر خلاقیت در معماری در این کشور را می توان «ژان لاباتوت» نام برد که به عقیده «آنتونیادس» عمیق ترین ریشه های اندیشه خلاقیت معماری را در مقاله ای با عنوان «ره یافتی به ترکیب در معماری» (مجله آموزش معماری، ۱۹۵۶)
نام برد. در این مقاله لاباتوت به این موضوع می پردازد که «چیزها به خودی خود چیز نیستند، بل آنی هستند که ما می نگریم.»

البته بعد از آن محققان دیگری به این موضوع پرداختند. از آن نمونه «گاستون باشلار» درباره اهمیت موضوع خلاقیت در معماری در کتاب خود با نام «بوطیغای فضا» در بحثی تحت عنوان «فراموشکاری خلاقه» با این امر می پردازد و از «ژان لسکور» چنین نقل می کند: «هنگام کار به علت جذب و دریافت مداوم داده ها از طریق تحصیل، مطالعه و تحربه به واسطه آموخته های ذهنی، به حالتی از آگاهی می رسید بدون این که به یاد آوری این مطالب نیاز داشته باشید که این اطلاعات را کی و کجا بدست آورده اید. آفرینش شما بعنوان ترکیبی جدید که در زمان و مکانی خاص چون ندایی که در موقعیت های نادر شنیده می شود،+ ظاهر می گردد. ندایی از گذشته شما» (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص۴۲)

بعد از بررسی تاریخچه خلاقیت در معماری به بحث علل و چگونگی بروز خلاقیت در معماری می پردازیم. ابتدا علل بوجود آمدن خلاقیت در معماری و معماری خلاق.

به عقیده من، با توجه به مباحث ابتدای بحث، دو دلیل عمده را می توان بررسی کرد و با توجه به مثال ها به صحت این ادعا پی برد.

۱- انگیزش درونی یا همان عشق به کار

۲- رهایی از عادت ها و میل به تازگی

این دو علت در کنار تمامی علل بروز تفکر خلاق که بیان شد، مخصوصاً در رشته های هنری از جمله معماری بسیار شاخص است.

۱- انگیزش درونی یا همان عشق به کار

«اشتاینر» می گوید: «هیچکس به اندازه انیشتین از علم لذت نبرده است.» (سایت طراحان صنعتی، مقاله توصیف خلاقیت)

با بررسی زندگی معماران خلاق متوجه می شویم که همه آنها علاقه زیادی به کار خود داشته اند و به معماری صرفاً به دید یک حرفه و شغل نگاه نمی کردند. آنها از خلق آثار معمارانه خود لذت می بردند و این لذت از کار حتی با پذیرفته نشدن طرح هایشان به یأس و ناامیدی مبدل نمی شد.

از «لوکوربوزیه» تا «لیبسکایند» و «پیتر آیزنمن» و نمونه بارز این علاقه و انگیزش درونی «زاها حدید» را می توان نام برد. در بحث های فبلی تنها راه کشف خلاقیت در معماری را بررسی زندگی و آثار معماران خلاق دانستیم. بنابراین برای فهم منشأ اولیه خلق معماری خلاق یعنی انگیزش درونی به بررسی «زاها حدید» می پردازیم.

با توجه به کارهای حدید در کار او به نوعی تنش و نا آرامی و بی قراری می رسیم. آثار او از تکه های مشخص و زاویه های تند و خطهای صاف و راست
ساخته شده است و آنقدر پیچیده و مهیج است که تصور این که بعد از اجرا به فرم مشخصی در آید دشوار است. (فصلنامه رایانه- معماری و ساختمان، بهار ۱۳۸۱)

«راس دایمون» در مورد حدید می گوید: «از خیلی وقت پیش در اوج بود. از زمانی که معلوم بود ایده های خارق العاده ای را که در سر دارد می توان عملی کرد و معماری دیگر از آنها بوجود آورد.» این معماری دیگر یعنی همان خلاقیت، همان معماری خلاق که «فرانک گری» و «لیبسکاند» با شالوده شکنی در معماری که به عقیده آنان جذابیت زیادی هم دارد، انجام می دهند و حدید را نیز از پیروان این شیوه می دانند. (فصلنامه رایانه- معماری و ساختمان ، بهار ۱۳۸۱)

حدید در مورد سبک کارش اینگونه می گوید: «وقتی با سرعت از فراز قلمروی افقی می گذریم این امکان را پیدا می کنیم که فضا و ایده هایی را که به فضا مربوط می شوند، بشناسیم و آن وقت حرکت و انعطاف پذیری نقش مهمی پیدا می کند.»

زاها حدید، حرکت و انعطاف پذیری را در طرح هایش امری مهم بیان می کند و ما می دانیم که انعطاف پذیری از ریشه های مهم خلاقیت است که در تعریف خلاقیت نیز به آن اشاره شد.

در مجله «international design» سبک کاری حدید را همگروه با کسانی چون «رم کولاس» و «پیتر آیزنمن» می دانسته که «خلاقیت خود را همیشه حفظ کرده اند.»

با تمام این ویژگیها خیلی از طرحهای حدید تا مدتها اجرا نشد.اما عشق به معماری و علاقه به کارش مانع پیشرفت و سوق او به معماری روزمره وبدون خلاقیت نشد. حدید بیان می کند: «مبارزه سختی بود و مقاومت زیادی صورت گرفت. بخشی ازاین مقاومت به خاطر این بود که من زن هستم. هنوز هم دشواریهای زیادی وجود دارد. وحشناک است ولی حقیقت دارد.» (مجله معمار،شماره ۱۰، پاییز۱۳۷۹،ص۱۷)

بررسی سخنان و ویژگیهای حدید همان انگیزش درونی وعشق به کار را بیان میکند و می فهمیم که چگونه حدید یک معمار خلاق است. او نتیجه تلاش ها و دوری از عادت زدگی و سکون را در طرح هایش با «جایزه پریتزکر» که اولین بار است به یک معمار زن داده می شود، می گیرد. (فصلنامه رایانه ، معماری و ساختمان ، بهار ۱۳۸۱)

دراین قسمت از معماران خلاق ایرانی نیز می توان به «کامران دیبا» اشاره کرد. او را می توان خلاق سبک جدیدی از معماری ایرانی دانست. او با تلاش های زیاد و مشکلات فراوان در این راه با گرایشات معماری مدرنیسم خود به دنبال سنت گرایی و بیان معماری سنتی ایرانی پرداخت و ماحصل تلاش های خلاقانه او آثاری ماندگار همچون: «شهر جدید شوشتر» شد. در مجله لوتوس، در بررسی شهر شوشتر بیان می شود: «این تصویری از یک شهر ایرانی که هم کهن است و هم نوین، هم برخوردار از فرهنگ بومی و محلی است و هم فرهنگ جهانی.» (مجله معمار، شماره ۱۰، پائیز۱۳۷۹)

گریز اندیشی، رهایی، دیوانه وار بودن و تفکر فانتزی را براحتی می توان در طرح خلاقانه دیبا در «پارک لاله» دید. شاید تصور شود، این اثر خلاقانه از تفکرات پیچیده و مبهم دیبا ناشی شده باشد. اما دیبا در مورد کارش بیان می کند که زمانی در پارک دید که کارگران موزه و بعضی از رهگذران در این قسمت پارک و گاهی هم در جهت اشتباه قبله به نماز مشغول می شوند، به این فکر افتاد تا نمازخانه ای ساده بمنظور شکل دادن فضایی خلوت و ساکت از فضای شلوغ بیرون پارک و همچنین نشان دادن جهت درست قبله در این مکان طراحی کند. یک معمار عرب در مورد طرح خلاقانه دیبا می گوید: او ساده ترین شکل مسجد را با معماری مدرن خود به تصویر کشیده است. (مجله معمار، شماره ۱۰، پائیز۱۳۷۹)

۲- رهایی از عادت ها و میل به تازگی

در توضیح این علت به آسانی ذهن همه به سوی معماری «دیکانستراکشن» سوق داده می شود. در این سبک، معماران با شکستن چهارچوب های القائی با تفکری رها و آزاد به خلق معماری خلاق می پردازند. به دلیل جذابیت و خصلت نوآورانه و تازگی این سبک بیشتر معماران مطرح امروز تا حدودی گرایش به این شیوه پیدا کرده اند و هر کدام حداقل طرحی به این شیوه در کارنامه معماری خود دارند. اما باید به این امر نیز توجه داشت که «دیکانستراکشن» در مقابل کثرت معماری «کانستراکشن» است که جذاب و خلاقانه به نظر می رسد اما اگر همه معماری، دیکانستراکشن می شد معماری انعطاف پذیر، دارای حرکت و خلاقیت را می توان «کانستراکشن» دانست. (فصلنامه رایانه ، معماری و ساختمان ، بهار ۱۳۸۱)

«تکنیک های خلاقیت»

در این فصل با توجه به معنی خلاقیت که در مقدمه بحث یک فرایند ذهنی توصیف کردیم به این موضوع می پردازیم که خلاقیت هم مانند هر فرایند تولیدی دیگر که محصول دارد و محصول آن یک تولید نو که از قبل وجود نداشته می باشد، تکنیک هایی دارد و بطور کل وارد حیطه آموزش خلاقیت معماری می شویم. این تکنیک ها باعث خلق یک فرم خلاقانه می شود و باید توجه داشت: «در تاریخ معماری به ندرت تکنیک هایی ابداع می شود که شیوه دستیابی به فرم را اساساً عوض کند.» (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹ ،  تکنیک های خلاقیت)

این تکنیک ها شامل:

۱- نمایش ارزش ۲- ایجاد ابهام۳- ایجاد تنش۴- تغییر پذیری فرم و ساختار شکنی۵- استفاده از استعاره های محسوس و نامحسوس۶-استفاده از پارادوکس و متافیزیک

می شود. (کامران افشار نادری مجله معمار ، شماره ۹ ، ص ۴ تا ۱۲، تکنیک های خلاقیت و آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص ۲۷ تا ۱۴۳)

۱- نمایش ارزش:

نمایش ارزش، خود شامل تکنیک هایی چون:

الف) تضاد                                        ب) نظم و بی نظمی

ج) پر و خالی                                    د) سبک و سنگین

ه) طبیعی و مصنوعی                            و) نو و قدیمی

می شود. (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹ ،تکنیک های خلاقیت)

الف) تضاد:

زیگوررات ها در بین النهرین همانند کوه های مصنوعی در سرزمینی مسطح جلوه می کنند. مناره ها در فلات ایران خط افق کویر را می شکنند و رنگ های درخشان و غلیظ در فرش ها و لباس های مردمان آن تضادی است با طبیعت اطراف خود.
این تضادها در عین ایجاد تعادل در فضا باعث افزایش ارزش عناصر تضاد می شود و این تضاد فرم های خلاقانه ای را که متضاد از فضای یک رنگ و عادت زده حاکم است بوجود می آورد. (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹، تکنیک های خلاقیت،ص۶)

ب) نظم و بی نظمی:

در این روش با نوعی بی نظمی در نظم مفروض سعی می شود تا فرمی جدید آفریده شود که معماران «دیکانستراکشن» و همچنین «زیبا شناسی مدرن» از این روش استفاده می کنند.

این روش ترکیبی است از خطوط و سطوح منحنی با خطوط و سطوح مستقیم.
(کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹، تکنیک های خلاقیت،ص۶)

ج) پر و خالی:

یکی دیگر از روش های ایجاد تضاد و نمایش ارزش، استفاده از فضاهای پر و خالی است. یک سطح بدون باز شو و بدون منفذ حالت نمادین به فرم معماری داده و ناظر را از خود دور می کند اما ایجاد منفذها با شکست نور و سطح سبب جذب ناظر به خود می شود و یک نوع تعادل بصری را از تضاد فضاهای پر یعنی سطح فرم و فضای خالی یعنی منفذها ایجاد می کند. (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹، تکنیک های خلاقیت، ص۸)

د) سبک و سنگین:

یک نوع دیگر نمایش ارزش تضاد سبک و سنگین در فرم معماری است. القاء حالت سبکی را در فرم می توان با استفاده از مصالح شفاف و سبک چون شیشه و
پلی کربنات ها و سنگین همچون مصالح کدری مانند سنگ و آجر و بتون ایجاد کرد که این تضاد در دوره «گوتیک» بسیار مرسوم بوده است. (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹، تکنیک های خلاقیت،ص۱۰)

ه) طبیعی و مصنوعی:

این شیوه با استفاده از تضاد مصالح ایجاد می شود. یعنی بکار بردن بتون و آجر و … بعنوان مصالح مصنوعی و چوب و سنگ با شکل طبیعی خود بعنوان مصالح طبیعی.

گچبری دوره اسلامی و سنگ در معماری «نئوکلاسیک» اروپا القاء همین موضوع است.  (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹، تکنیک های خلاقیت،ص۱۰)

و) نو و قدیمی:

این روش ابتدا در مرمت آثار تاریخی بکار رفت. قسمتی از بنای قدیمی که تخریب شده بود و امکان مرمت نداشت به شیوه نو و با مصالح جدید ساخته می شد تا به ارزش تاریخی بنای قدیمی لطمه وارد نشود. از ترکیب این تضاد معماران نیز استفاده کردند.

مانند: «جیمز استرلینگ» در طرح «اشتاتز گالری» زیباشناسی مدرن را با فرم هایی از معماری « رومانسک» کنار هم قرار داد. (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹، تکنیک های خلاقیت،ص۱۰)

۲- ایجاد ابهام:

نقطه مقابل نمایش ارزش، ایجاد ابهام است. با قرار دادن مصالح مشابه با تفاوت کم در کنار هم می توان این حالت را در فرم نمایش داد. «ابهام تکنیک ظریفی است که از طریق آن تمایزها تا حد نامحسوس شدن کاهش می یابد و به لحاظ ادراکی شرایط خاصی بوجود می آید.» (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹، تکنیک های خلاقیت،ص۱۲)

۳- تنش:

ساختمان های پیچیده همچون فرم های کابلی و سازه های خرپایی این القاء را به ناظر دارد که از قوانین جاذبه پیروی نمی کنند یا در معماری قدیم ایرانی مقرنس ها القاء حجم سنگین را داشتند در صورتی که بسیار سبک بودند. این شیوه را تنش در فرم می گویند. (کامران افشار نادری، مجله معمار ، شماره ۹ ،تکنیک های خلاقیت،ص۱۲)

۴- تغییر پذیری فرم و ساختار شکنی:

این روش با گسستن فرم ها و ترکیب مجدد آن به شیوه دیگر باعث تولید فرم های جدیدی می شود که با توجه به توانایی معمار می تواند بسیار خلاقانه باشد. به این شیوه «رویش فرم» نیز گفته می شود. برای مثال: «جیمز استرلینگ» در طرح «نول» در «رومااینتروتا» از تغییر پذیری فرم های ساختمان های قبلی خود استفاده کرده است. ( آنتونی نیادس ، بوطیغای معماری، ص۱۲۷)

۵- استعاره های محسوس و نامحسوس:

تصویر یک ایده در ذهن معمار که پیش زمینه ایجاد یک فرم خلاقانه می تواند باشد تحت تأثیر مفاهیمی چون: فردیت، فرهنگ، سنت و ویژگی های مادی و بصری قرار می گیرد که به اصطلاح به این تأثیرات استعاره گرفتن گفته می شود. اگر این استعاره شامل حالات انسانی باشد «نامحسوس» و اگر شامل بعضی ویژگی های بصری یا مادی باشد استعاره «محسوس» بیان می شود. با استفاده درست و بجا از این استعاره ها در شکل گیری ایده، رسیدن به یک فرم خلاق، طبیعی به نظر می رسد. ( آنتونی نیادس، بوطیغای معماری، ص۶۵)

۶- پارادوکس و متافیزیک:

در این شیوه معمار با ایده گرفتن از ویژگی های متضاد با ویژگی های فرم اصلی به ایده ای نوآورانه می رسد که به دلیل این تضاد مفهوم، «پارادوکس» گفته می شود. بطور مثال:
«گه ری» همراه با «کلاوس اولدنبرگ» برای پروژه «بی ینال ونیز» که مکانی با اصالت و آرامش دهنده باید باشد، ساختمانی چاقو شکل را پیشنهاد می کنند. بطور کل معماران این شیوه می خواهند با مفاهیم متضاد مانند جرم و جنایت به فرمی مقدس و آرامش دهنده برسند. ( آنتونی نیادس، بوطیغای معماری ،ص۱۰۹)

منبع:http://www.memarblog.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 1:3  توسط فروغ  | 

کاربرد نور طبیعی در معماری و تولید انرژی

کاربرد نور طبیعی در معماری و تولید انرژی

 

نور سر چشمه ی وجود همه ی هستی است. با روشن کردن سطح اجسام، نور به آنها پیرامون و یک محیط مرئی را اهدا می کند. و جمع شدن سایه در پشت آنها به اجسام عمق می دهد. اجسام تنها در مرزهای روشنایی و تاریکی است که معنی پیدا می کنند، و شکل خود را به دست آورده و نشان می دهند، روابط داخلیشان کشف می شود، و مانند حلقه های زنجیر تا بی کران به هم متصل می شوند. نور به اجسام، استقلال و خود مختاری می بخشد و هم زمان، وابستگی های آنها را محدود می کند. ما حتی می توانیم این طور بیان کنیم که نور به هر شیء در محیط اطراف خود آنقدر ترفیع می دهد که آن شیء کاملا مشخص شده و با سایر اشیاء فرق می کند.

برای انسان های نخستین، نور به عنوان وسیله ای برای محاسبه ی زمان محسوب می شد. اشعه های پر انرژی نور که از فاصله دور خورشید به زمین منعکس می شوند، به احساس و درک انسان اولیه از امکان شکل اساسی می دهد. این نور که به وسیله ی بازشوهایی به داخل فضاهای ساخته شده ی او کشیده می شد، این امکان را به انسانی که داخل آن سکونت داشت می داد که وجودش را در ارتباط بت محیط اطراف درک کند و بفهمد.


استفاده ی موثر از انرژی نور طبیعی:
موثر ترین روش استفاده از نور خورشید تامین روشنایی با نور طبیعی است. حتی بهترین لامپ رشته ای در مقایسه با نور خورشید برای تامین میزان معینی روشنایی، به میزان بیشتری انرژی الکتریکی برای هر متر مربع نیاز دارد و میزان بیشتری گرما تولید می کند. مشارکت نور طبیعی در تامین روشنایی هر ساختمان باید در عین توجه به مقابله با جذب حرارت نامطلوب صورت پذیرد.

ایده ی بهینه کردن ارتباط میان سایه و نور طبیعی هدایت شده به درون فضای معماری،به شکل های جدید ممکن است. نور شکن های بزرگ پیش ساخته از بتن، که رنزوپیانو در مجموعه ی منیل در هوستون تگزاس استفاده کرد، نمودی زیبا از این اشکال تازه را به نمایش گذاشت.

رنزو پیانو - هوستون تگزاس
نورشکن های بتونی در مجموعه Menil - رنزو پیانو

نمونه ی دیگر، مرکز طراحی در لینز استرالیا، کار توماس هرتزوگ است. در این پروژه، از سیستمی استفاده شده است که قابلیت انعکاس و خنثی سازی پخش نور طبیعی را دارد.

مرکز طراحی Linz
مرکز طراحی Linz در استرالیا - توماس هرتزوگ

شیشه، معماری قرون جدید را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. اگر چه کاربرد این ماده ی ساختمانی در دهه های 50 و 60 قرن بیستم باعث بروز مشکلاتی شد، هنوز هم شیشه یکی از مصالح تضمین شده با کارایی خیلی خوب در معماری خورشیدی است.

جیمز کارپنتر، معمار و طراح شیشه و نور نیویورک، از شیشه دیاکرومیک برای ایجاد تأثیرات نوری استفاده کرده است. در مدلی که او برای کار در کلیسا پیشنهاد داده است، بیننده به محض مواجهه با اشکال هندسی ناشی از نور، به اهمیت این ایده و حضور آن به عنوان یک هدف از ابتدای شکل گیری طرح پی می برد. از آنجا که این برخورد الزاما به بهینه سازی در مصرف برق نمی انجامد، واضح است که جستجوی روش های جدید برای مطلوب کردن کاربرد شیشه به عنوان یک ماده ی ساختمانی مورد نیاز است.

شیشه الکتروکرومیک،دستاورد جالبی است که از طریق افزودن خواص متحرک به یک ماده ثابت به دست آمده است. شیشه ی الکتروکرومیک، با استفاده از جریان الکتریکی به مدت چند ثانیه می تواند به یک سطح کدر تغییر یابد.

ایده ی دیوار چند لایه ی تمام متحرک را، که مثل آفتاب پرست قادر به واکنش نسبت به محیط باشد، مایک دیویس از شرکت ریچارد راجرز دنبال کرد. مایک دیویس یک شخصیت پیش رو در کشف زمینه های جدید در تکنولوژی شیشه محسوب می شود. از فعالیت های او می توان به مطالعات متنوع در زمینه اولین نمونه های جداره های درخشان چند پوسته (multi-skin glazing) برای پروژه تحقیقی موسوم به پروژهء 218 اشاره کرد.

دیوار مجوف و قابل تهویه (ventilated cavity wall) جداره ی خارجی ساختمان لویدز لندن، در عین کارایی حرارتی بالا، نمونه دیگری است که نور طبیعی تلطیف شده را به شکل بهینه در اختیار فضاهای داخلی قرار می دهد.

ساختمان لویدز لندن
ساختمان لویدز لندن - ریچارد راجرز

یکی از زمینه های مناسب برای مطالعه و تحقیق، بررسی امکان کاربرد گازها، مایعات و حتی اجسام یا مواد ارگانیک است که می توان آنها را بین دو جداره ی شیشه یا به نحوی که به خود شیشه شکل دهند، استفاده کرد. به همان صورتی که در جام های شیشه در ساختمان لویدز لندن به کار رفته است.

هنر استفاده از نور طبیعی برای ایجاد تأثیرات نمایشی، هنوز هم یکی از موضوعات مورد توجه در معماری است. در این زمینه فناوری های جدید، امکانات جدیدی را پیش روی گذاشته اند.

ساختمان رایشتاگ برلین، محل مجلس جدید آلمان است که توسط نورمن فاستر و شرکاء اجرا شده است. ایده ی مبتکرانه این پروژه در مورد مسئله ی انرژی، نهایتا به سازه ای با نمود بیرونی در بالای ساختمان، با قابلیت هدایت نور انجامید. این تعبیر جدید از یک گنبد، که جایگاه بازدید کنندگان است، نور طبیعی را به واسطه ی صدها آینه ی تشکیل دهنده ی قیف میانی، به بخش زیرین ساختمان یعنی مجلس منعکس می کند.

مجلس آلمان
گنبد نورگیر مجلس رایشتاگ برلین

یکی از اجزای شاخص بانک هنگ کنگ، کار دفتر فاستر، آتریوم تامین کننده ی نور طبیعی در ساختمان است. تامین نور در این ساختمان از راه بازتاب نور از سطح دو آینه ی بسیار بزرگ میسر شده است. صفحه ی جمع کننده ی نور آفتاب در بیرون، از صدها آینه ی کوچک، که مسیر نور آفتاب را دنبال کرده و آن را به سمت آینه ی مقعری در بالای آتریم می تابانند، تشکیل شده است.
 
این آینه ی مقعر، نوررا به درون فضا و حتی زیر کف طبقه ی شیشه ای ساختمان هدایت می کند. اسکیس اولیه ی نورمن فاسترف به بهترین شکل نحوه هدایت نور به زیر زمین را نشان می دهد.

بانک هنگ کنگ اسکچ بانک هنگ کنگ
هدایت نور به طبقات پایینی بانک هنگ کنگ - اسکچ نورمن فاستر

باتری های خورشیدی:
نور ملموس ترین انرژی تجدید پذیر است. امروزه روش های جدیدی از جمله (باتری خورشیدی) برای تبدیل این انرژی به جریان برق در دسترس است. فیزیک دانی به نام هنری بکرل کشف کرد که هنگام برخورد نور به ترکیبی از مواد حاوی سیلیکون، ولتاژ الکتریکی تولید می شود. این کشف انقلابی به پیدایش این نظریه که امکان تولید انرژی الکتریکی از نور طبیعی در فرآیندی شبیه به فتوسنتز وجود دارد، انجامید.

با به کار گیری لایه های بسیار کم ضخامت از سیلیکون روی صفحاتی مثل شیشه یا صفحات فلزی هم، می توان به شکل های متفاوتی از باتری های خورشیدی دست یافت.

تولید سلول های باتری خورشیدی با سیلیکون کراپ (silicon crop)، که محصول جانبی از صنعت کامپیوتر است آغاز می شود، به نحوی که ابتدا آن را به صورت مذاب در می آورند، سپس آن را به شمش تبدیل کرده و نهایتا بلوک های تراش خورده را از ان می سازند. مرحله آخر کار برش این بلوک ها به صورت صفحات باریک به شکل ویفر خواهد بود.

باتری های کریستالی خورشیدی عموما به صورت صفحات باریک به شکل ویفر موجودند و برای محافظت، هنگام استفاده در فضای بیرون، آنها را در پوشش های پلاستیکی یا شیشه ای نگه می دارند. صفحات این باتری ها بر حسب نیاز مشتری می توانند با ابعاد یا خروجی های متغیر تولید شوند.

تمام محصولات ساخته شده برای فضا، از طریق انرژی خورشیدی و سلول های باتری خورشیدی (pv) تغذیه می شوند. در تلسکوپ هابل، از سلول های باتری خورشیدی غیر کریستالی با بالاترین میزان کارایی تا به امروز، استفاده شده است. اگر تلاش دانشمندان ناسا برای تامین نیروی مورد نیاز ماهواره ها و همچنین فضا پیماها نبود،چنین پیشرفت هایی در زمینه ی ساخت باتری خورشیدی (pv) به وجود نمی آمد. در طول بر نامه ی آپولولو، تکنولوژی تولید باتری خورشیدی دچار تحولات عظیمی شد. کارایی سلول های خورشیدی ازآن زمان تا کنون به چهار برابر افزایش یافته است.

صفحات باتری خورشیدی در حالت ایده آل باید مادامی که خورشید می تابد در معرض آن قرار گیرند. طبیعتا با تغییر جهت تابش خورشید این امر غیر ممکن می شود. اما امکان زاویه دادن به صفحات برای استقرار در بهترین جهت ممکن وجود دارد. همچنین نصب این صفحات به صورت خوابیده یا به شکل عمودی روی سقف یا نما وجود دارد. اما این امر تا حدی به کاهش کارایی و بازدهی باتری می انجامد.

استفاده از باتری خورشیدی با قرارگیری صفحاتی ازسلول های متنوع در کنار هم ممکن خواهد بود. این سلول ها می توانند با هر شکل و اندازه ای روی هم قرار گیرند. می توان از یک باتری خورشیدی برای تولید الکتریسیته در یک ماشین حساب استفاده کرد یا با ادغام هزاران صفحه ی باتری خورشیدی در کنار هم، مزرعه ای از باتری های خورشیدی ساخت.

کاربرد باتری خورشیدی در ساختمان، توجه معماران سراسر جهان را به خود جلب کرده است. در بسیاری از پروژه های موفق شناخته شده از صفحات باتری خورشیدی به عنوان قسمتی از سیستم پوشش یا نمای ساختمان استفاده شده است. استفاده از این مصالح جدید که ملزومات مخصوص به خود را به خصوص از نظر زاویه ی جهت اقتضا می کند، به مسئله ی طراحی ساختمان بدل شده است.

غرفه ی طراحی شده ی نیکلاس گریم شاو در نمایشگاه شهر سویلدر سال 1992، کاربرد جدید سلول های باتری خورشیدی را نشان می دهد. در این پروژه، سلول های باتری خورشیدی روی جمع کننده های سقفی با شکل های زیبا نصب شده است و علاوه بر سایه اندازی، نقش تامین نیروی لازم برای پمپاژ آب خنک کننده ی نمای ساختمان را بر عهده دارند.

از آنجا که تولید سلول های باتری خورشیدی کم است، هزینه ی تولید آن بالاست. در صورتی که تقاضا برای تولید این محصول افزایش پیدا کند، قیمت آن به میزان محسوس کاهش می یابد. بسیاری از دولت ها در حال حاضر سوبسید هایی را برای افزایش میزان تولید این محصول در نظر گرفته اند. در سال 1990 در آلمان برنامه ی هزار سقف طرح ریزی شد. در ژاپن نیز در سال 1995 برنامه ی مشابهی تحت عنوان هفتاد هزار سقف طرح ریزی شد.
از آخرین دستاورد های ژاپنی ها می توان صفحات سقفی باتری خورشیدی غیر بلوری (amorphous) اشاره کرد. نمای متشکل از باتری خورشیدی که برای بهبود برنامه انرژی رسانی در آخن (Aachen power utilities) کشور آلمان با همکاری فلگسول صورت گرفت، از اولین نمونه های از این دست در جهان محسوب می شود.

امکان کار گذاشتن ورقه های سلول های باتری خورشیدی بین دو ورقه شیشه، کاربرد جالب دیگری داردکه در آن بخشی از صفحه می تواند به عنوان وسیله ای برای ایجاد سایه عمل کند و اجازه ی عبور نور از شکاف های مابین سلول ها را فراهم سازد. تصویر کتابخانه ای که مشاهده می کنید، نشان می دهد که این تکنولوژی چگونه می تواند در معماری استفاده شود.

دفتر نورمن فاستر و شرکا با همکاری نوربرت کایرز، اولین نمونه های پرده های پوشیده شده از باتری خورشیدی را ارائه دادند. این پرده ها در ساختمان های قدیمی می توانند به عنوان شاتر های قابل تغییر یا پرده های کرکره ای متحرک کاربرد داشته باشند. کلیه قطعات سایه انداز به عنوان محلی برای نصب سلول های خورشیدی ایده آل هستند. چرا که ضمن قرار گیری در مقابل خورشید می توانند با تغییر مسیر نور در طول روز، جهت خود را تغییر دهند. برای این کار سیستم های کنترل کننده ی پیچیده با استفاده از کامپیوتر لازم است تا میزان استفاده از نور خورشید، سایه اندازی لازم و جمع آوری انرژی را اولویت بندی کند.

---------------------------------------------------------------------------------------------

 

Off-Grid City
Incheon International Urban Design Competition, South Korea-2009

مسابقه بین المللی  طراحی شهرسازی اینچان- کره جنوبی 2009  ، در جولای 2009 توسط شرکت توسعه  منطقه آزاد اقتصادی اینچان، با هدف تغییر شهر اینچان (به عنوان یک کلان شهر) به شهری با قابلیتهای جهانی قرن بیست و یکم  و ایجاد پتانسیلها و کاربری های جدید متناسب با مسائل ومشکلات کنونی شهری و همچنین اشاعه فرهنگ و نگرش جدید به طراحی شهری با اصول بین المللی برگزار گردید.

موضوع اصلی رقابت طراحی یک مجموعه شهری جدید با نگاهی آینده گرایانه و فوق مدرن، همراه با توجه به محیط زیست، تکنولوژی نوین و  انسان - به عنوان مخاطب اصلی - با آهنگ و هارمونی مورد قبول از نظر اصول زیربنایی طراحی (شهرسازی، معماری و تکنولوژی) عنوان گردید.

سایت مورد نظر عبارت بود از زمینی به مساحط حدودی 1,677,704 متر مربع، واقع در منطقه 11، موسوم به "سونگدو" ، در منطقه آزاد اقتصادی اینچان کره جنوبی. لازم به ذکر است که سایت مذکور نقش مؤثری به عنوان خط ساحلی دریای چین در منطقه سونگدو ایفا می کند.

 از این رو، متناسب با اصول فوق، تیمی متشکل از دانشجویان دوره دکترای مهندسی معماری، از دانشگاه شفیلد انگلستان، به سرپرستی علی کشکولی (دانشجوی ایرانی دکترای مهندسی معماری و استراکچر) در رقابت مذکور شرکت و نهایتا موفق به دریافت "نشان افتخار" این رقابت گردیدند.  گروه فوق نام " آف- گرید سیتی" را برای این مجموعه برگزیدند.

" آف- گرید سیتی" به معنی شهریست که هیچ گونه وابستگی از نظر آب آشامیدنی، فاضلاب، گاز مصرفی، برق شهری و صنعتی، و همچنین دیگر امکانات شهری به مناطق اطراف نداشته و کل امکانات و منابع خود را به صورت مستقل تآمین می کند؛ به عبارت دیگر شهری خودکفا و بی نیاز از دیگران!

سیستمهای  معرفی شده جهت تأمین انرژی در" آف گرید سیتی" عبارتند از:

- تأمین الکتریسیته  از انرژی خورشیدی ، انرژی باد ، فعل انفعالات شیمیایی گیاهان و جلبکها، و انرژی حاصل از بازیافت فضولات شهری و صنعتی.

- تأمین انرژی حرارتی از انرژی خورشیدی و منابع ژئوترمال (انرژی زمین گرمایی).

- تأمین آب جهت  مصارف شهری و صنعتی از آب باران و بازیافت فاضلاب و آبهای روان. لازم به ذکر است که این منبع جهت  مصرف آب غیر شرب پیشنهاد گردیده است.

پروسه طراحی

    طراحی پروژه مذکورحدودا پنج ماه به طول انجامید و طی دو فاز انجام پذیرفت:

1. فاز تحقیقاتی : جمع آوری مطالب مربوطه آنالیزهای مختلف از قبیل:

- آنالیز محلی : موقعیت محلی سایت (در آسیای شرقی، در کره جنوبی، در شهر اینچان)، موقعیت سایت از دیدگاه توپوگرافی و عوارض زمین، موقعیت سایت از دیدگاه محیط زیست و پتانسیلهای طبیعی موجود در منطقه.

- آنالیز فرهنگی : سنتها ، آیین و رسوم  و صنایع دستی محلی.

- آنالیز تاریخی : از دیدگاه سیاسی، شهرسازی و معماری در آسیای شرقی، کره جنوبی و اینچان.

- آنالیز اقتصادی : تقسیم بندی و طبقه بندی اقتصادی منطقه در اینچان و کره جنوبی.

- آنالیز مواد و روشهای احداث سازه: مواد، روشها و تکنیکهای محلی و رایج در منطقه که برگرفته از شرایط محیطی و فرهنگی است.

2. فاز طراحی : این فاز خود در دو مرحله انجام شد:

الف: طراحی نظری یا تئوریک؛ که شامل "برین استورمینگ" یا طوفان ذهنی به معنای شناخت و ایده- پردازی گروهی است. این عمل در جهت طبقه بندی نیازهای پروژه از دیدگاه سرمایه گزار و همچنین استفاده کننده صورت پذیرفت.

ب : طراحی عملی؛ در این مرحله براساس نتایج حاصل از مراحل قبلی، طراحی ترسیمی در مقیاس واقعی پروژه آغاز شد. بنابراین ، بر اساس اصول و رهنمودهای تعیین شده از طرف شرکت برگزار کننده مسابقه، طرح جامع پروژه ارائه گردید.

مجموعه مذکور شامل هفت قسمت (براساس نقشه تقسیم بندی کاربری محلی، تعیین شده از طرف شرکت برگزار کننده مسابقه) می باشد:

1- دراگون ویلِیچ : این مجموعه در بر دارنده واحدهای آپارتمانی گران قیمت جهت اسکان قشر مرفه (تجار، مدیران و ...)  داخلی و بین المللی طراحی گردیده. فرم کلی مجموعه برگرفته از نماد اسطوره ای اژدها (دراگون) است، که می توان آن را یکی از نمادهای منحصر بفرد آسیای شرقی دانست. در طراحی این مجموعه جهت قرارگیری ساختمانها و ارتفاع آنها به صورتی است که واحدها از بالاترین حجم استفاده از نور خورشید در فصول سرد و همچنین از بالاترین دید دریا برخوردارند.

2- سونگدو تاور: یا برج تجاری سونگدو، در بر دارنده واحدهای اقتصادی- تجاری است. فرم کلی این برج برگرفته از لباس محلی و سنتی زنان کره ای و ارتفاع آن در حدود 250 متر در نظر گرفته شده است. از نظر ایستایی و اصول طراحی سازه های بلند مرتبه، طراحی برج سونگدو ترکیبی از دو نوع ساختار کلاسیکِ سازه های بلند مرتبه : "سازه های بلند مرتبه هسته ای" و " سازه های بلند مرتبه پلی" می باشد. این عمل به دلیل زلزله خیز بودن محل و همچنین فشار بسیار بالای باد بر روی اجزای سازه در ساختمانهای مرتفع، در منطقه مذکور صورت گرفته است. همچنین برای بالا بردن ضریب اطمینان در مواقع آتش سوزی، و مواقع مورد نیاز جهت تخلیه برج، در طبقات معین، محلهای گوناگونی جهت فرود هلیکوپترهای تیم نجات منظور گردیده است.

3- سونگدو مال : یا مجتمع تجاری سونگدو؛ نکته جالب توجه این قسمت، الهام گیری از راه حل های طبیعت در برخورد با مسائل طراحی است، که اصطلاحا "بیونیک دیزاین" نامیده میشود. فرم کلی این مجموعه ساختمانها، برگرفته از فرم "کاترپیلار" (نوعی کرم شب تاب درختی) می باشد. استفاده از این فرم به دلیل قابلیت این موجود در رشد طولی با اضافه شدن بندهای بدن اوست. این نحوه چیدمان درمجموعه مذکور، قابیلت خوبی برای توسعه خطی  در زمان آینده با توسعه مناطق اطراف فراهم می کند.

4- سونگدو ویلِیج : این مجموعه عبارتست از آپارتمانهای مسکونی جهت اسکان قشر متوسط جامعه و دانشجویان. چیدمان ساختمانهای این مجموعه جهت قرارگیری ساختمانها و ارتفاع آنها به صورتی است که واحدها از بالاترین حجم استفاده از نور خورشید در فصول سرد و همچنین از بالاترین دید دریا برخوردارند.

5- سونگدو اِکُو کامیونیتی: مجموعه ای از ویلاهای توریستی که در طراحی آنها بالاترین ضریب بهره- وری انرژی (حرارتی، استفاده از نور طبیعی خورشید و تهویه طبیعی) لحاظ گردیده است.

6- مجموعه تحقیقاتی- فرهنگی سونگدو: این مجموعه شامل یک مرکز تحقیقاتی بزرگ، متشکل ازکتابخانه ها، کلاسهای آموزشی و ورزشی، موزه ها، اتاقهای سمینار و سالن های کنفرانس ، کافه تریاها و رستورانهای متعدد و در نهایت، یک تالار اجتماعات و تأتر می باشد. نکته برجسته این مجموعه استفاده از محوطه های باز (کرت یارد) جهت استفاده از نور و تهویه طبیعی و نیز فرم ارگانیک (مشابه عناصر طبیعت) است.

7- مجموعه صنعتی سونگدو: متشکل از کارگاه ها و دفاتر صنعتی (صنایع سبک) و همچنین قسمت مربوط به پارکینگ اتوموبیل ها میباشد. نکته برجسته این بخش، فرم دینامیک سقف ها و استفاده از فضاهای مواج زیر سقفها به عنوان فضاهای اداری است. این به خودی خود، نقش مؤثری در گردش صحیح و منطقی مواد و انرژی در این مجموعه صنعتی دارد.

خلاصه طرح

پروژه " آف- گرید سیتی "  را می توان به عنوان مجموعه ای از طراحی شهرسازی، معماری و تکنولوژی یاد کرد؛ که در بر دارنده راه حل های بسیاری در زمینه بهره وری در تولید و مصرف انرژی (انرژی اِفیشنسی)، مدیریت بازیافت، و به حداقل رساندن دی اکسید کربن و آلاینده های محیط زیست می باشد.

از جمله این راه حل ها، استفاده از بامهای سبز یا "گرین روف" در تمامی ساختمانهای این مجموعه جهت جلوگیری از اتلاف انرژی حرارتی (گرمایش و سرمایش) است. علاوه براین، همانطور که پیشتر در مقدمه ذکر شد جهت تأمین انرژی، روشهایی چون نصب توربینهای بادی و سلولهای ذخیره کننده انرژی خورشیدی (پی وی پنل) برروی بام ساختمانها، حاشیه خیابانها، حاشیه ساحل و مناطق جنگلی و همچنین تکنیکهای گوناگون جهت تولید و ذخیره سازی انرژی از فضولات صنعتی، مسکونی  و شهری در پروژه مذکور مد نظرقرار گرفته شده اند.

علاوه بر این در تعیین جهت قرارگیری ساختمانها، مکان یابی آنها، مدل سازی کامپیوتری، آنالیزها و همچنین محاسبات مصرف مواد و انرژی از نرم افزارهای گوناگون بهره گیری شده است.

مولفین/ تیم طراحی :
دانشجویان دکترای مهندسی معماری- دانشگاه شفیلد انگلستان: علی کشکولی  (از ایران)، یونگ کی کیم (از کره جنوبی)، شی وانگ (از چین)، الکساندر داجکوویچ (از مونتنگرو)

منابع:
http://www.tebyan.org/index.aspx?pid=38553&userID=51887
http://iran-eng.com/showthread.php?t=11315

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 0:50  توسط فروغ  | 

فضا در معماری

فضا چیست ؟ درشعر و معماری چه تعریفی دارد؟

http://eventspace.persiangig.com/image/goftar%201/Time&Space.jpg

شباهتهای محسوس


فضا


فضا چیست ؟

درشعر و معماری چه تعریفی دارد ؟

چه روابطی را می توان بین فضای شعر و معماری بر قرار نمود ؟

پیش در آمد :

تعریف ما از فضا چیست ؟ آیا فضا جایی نیست که در آن زندگی می کنیم یا جایی که در خیال خود می پرورانیم ؟

فضا خیال و خیال فضا است . هر چیزی که انسان به آن فکر می کند و یا در خیال خود می پروراند دارای فضایی است . فضا وجود مادی ندارد ولی این قابلیت را دارد که در وجود خود عناصری مادی و یا معنوی را جای دهد . انسان تنها زمانی قادر است حالتی خاص، مثلاً ناراحتی یا خوشحالی را به فردی دیگر منتقل نماید که فضایی غمگین یا شاد ایجاد کرده باشد و این فضا نیز توسط دیگران قابل درک باشد .

باید نکته ای را در اینجا ذکر نمود : « فضا جایی نیست که اشیاء در آن حضور پیدا می کنند بلکه وسیله ای است که به واسطۀ ذات خود زمینه حضور اشیاء را در خود فراهم می سازد . » برای درک این مفهوم کافی است به این نکته توجه داشته باشیم که فضا عنصری غیر مادی است ولی دارای ذاتی خاص ، که می تواند اشیاء را در خود جای دهد . یا می توان به این صورت گفت که این اشیاء نیستند که فضایی را شکل می دهند ، بلکه این ذات فضاست که اشیائی خاص را در خود جای می دهد و به آنها شکل و شمایلی خاص می بخشد .

حال می خواهیم از تعاریف و توضیحات فوق استفاده نماییم و به تعریفی از فضا در شعر و معماری برسیم تا بتوانیم از پس آن شباهتها و تفاوتهای این دو را بررسی کنیم .

 شعر و فضای آن :
در پیش در آمد این گفتار ذکر کردیم می توان فضا رابه عنوان وسیله ای در نظر گرفت تا انسانها از طریق آن عواطف ، احساسات ، تفکرات و ا ندیشه های خود را به دیگران منتقل نمایند . تا انسانی نتواند فضای ذهن خود را که در قالب تفکر یا احساسی خاص به وجود آمده است به تصویر بکشد هیچ فرد دیگری نمی تواند آن را درک نماید . تمامی هنرها وجود خود را از طریق ایجاد فضا به دست آورده اند . فضایی که هنرمندی با نگرشی خاص نسبت به دنیای پیرامون خود آن را خلق کرده است .

شاعر کیست و شعر چیست ؟ شاعر هم فردی مثل سایر انسانهاست . او در زندگی خود به نگرشی خاص می رسد . او می خواهد سایرین را از این نگرش آگاه کند بنابران نیاز دارد تا فضایی را ایجاد نماید .

شعر ، فضای اوست . و شعر در خود کلماتی منظوم ، دارای وزن و ریتم را جای داده است .

****
فرو داشت دست از کمربند اوی
تهمتن چنان خیره مانده بدوی
دو شیر اوژن از جنگ سیر آمدند
تبه گشته و خسته و دیر آمدند
دگر باره سهراب گرز گران
ز زین برکشید بیفشرد ران
بزد گرز و آورد کتفش به درد
بپیچید و درد از دلیری بخورد
بخندید سهراب گفت ای سوار
بزخم دلیران نهی پایدار

****
شعری که در بالا آورده شد گوشه ای از نبرد رستم و سهراب در شاهنامه فردوسی بود . هدف فردوسی ایجاد فضایی بوده که نحوۀ نبرد این دو را به تصویر بکشد . فضایی که او در خیالش به آن شکل داده به گونه ای بسیار زیبا در شعرش به تصویر در آمده است . کلمات در شعر او به واسطه فضایی که در ذهن او بوده است به این شکل آمده اند . و این دقیقاً همان نکته ای است که در پیش درآمد این گفتار ذکر کردیم . این کلمات نیستند که فضای شعر فردوسی را بوجود آورده اند بلکه این فضای شعر اوست که کلماتی اینچنین را طلب می کند .

تمامی شعرا شعر می گویند و نگرش خاص خود را از طریق فضای شعر خود به دیگران منتقل می نمایند . و چون انسانها دارای قالبهای فکری مختلف می باشند هر کدام نگرشی خاص به خود را دارند . نتیجۀ این امر ایجاد زبانهای گوناگون در شعر است که هر کدام تنها مختص به یک فرد می باشد و به راحتی می توان آنها را از هم تمیز داد.

به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد

****
بشنو از نی چون حکایت می کند

و ز جدایی ها شکایت می کند

****
الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها

****
اهل کاشانم .

روزگارم بد نیست .

تکه نانی دارم ، خرده هوشی ، سر سوزن ذوقی .

****
در مورد شعر هر شاعر می توان گفت ، فضایی خاص به خود را برای مخاطب پدید می آورد . فضایی که زمینه بروزش را در ذهن مخاطب و به شکل خیالی در خاطر وی به دست می آورد . در اصل فضای شاعر به شکل خیال برای مخاطب قابل درک است و مخاطب نمی تواند آن را به صورت بصری درک کند .

البته درک فضای مورد نظر تمامی شعرا به راحتی برای تمامی افراد میسر نیست . زیرا همانطور که ذکر شد فضای شاعر به شکل خیال در ذهن مخاطب بروز می کند . و مخاطبی که شعری را می خواند دارای سطحی خاص از اطلاعات و دانش می باشد ، در اینجا این احتمال وجود دارد خیال وارد شده در مخاطب سطحی یا عمقی باشد ، که در هر صورت ممکن است با فضای مورد نظر شاعر در شعرش تفاوت داشته باشد .

****
آنکس که به دست جام دارد

سلطانی جم مدام دارد

آبی که خضر حیات از او یافت

در میکده جو که جام دارد

****

 فضا در معماری :

فضای معماری نیز به وجود آمده است ؛ تا علایقی خاص ، احساساتی ناب و تفکری برتر را به تصویر بکشد . فضای معماری فضایی کالبدی است که به صورت بصری قابل درک می باشد . گرچه همیشه این امکان وجود دارد یا شاید هدف برخی از فضاها در معماری اینچنین بوده است ؛ که فکر را به سویی خاص و به فضای خیالی دیگری معطوف نمایند . نظیر آنچه که در باغ ایرانی مشاهده می کنیم که هدف آن فرار از فشارها و روزمرگیها و سوق دادن فرد به سوی زیبایی های طبیعت و در نهایت به تصویر کشیدن بهشت بوده است .

معماری یعنی خلق و ساماندهی فضاها ، فضاهایی که ممکن است هر کدام القا کننده حالتی خاص در مخاطب خود باشند . منتهی مسئله ای که در مورد درک از فضاهای معماری مهم می نماید این نکته می باشد که بیشترین درک از فضای معماری به وسیله چشم صورت می گیرد البته نقش سایر حواس هم در درک برخی از فضاها اهمیت دارد .

معمار یک بنا ایده ای خاص را در سر می پروراند و برای اینکه بتواند این ایده را به تصویر بکشد نیاز به خلق فضا دارد . و این فضای اوست که تعیین می کند کدام دیوار از چه نوع مصالحی و به چه رنگی در کجای فضای او ظاهر شود . شاید خیلی از مردم به غلط این برداشت را داشته باشند فضای معماری را دیوار ها ، ستونها و سقفهایی که محصورش کرده اند به وجود آورده است . در صورتی که این برداشت نسبت به فضای معماری کاملاً غلط می باشد چون همانطور که در پیش درآمد ذکر شد این ماهیت فضاست که تعیین می کند کدامین عنصر در کجا قرار گیرد .

معمار می خواهد فضایی خاص را با هدفی خاص خلق کند ؛ مثلا در مساجد ، او فضایی را شکل می دهد که احساس تقدس ، توحید و هرآنچه که انسان را به خالق خود نزدیک تر می کند در ذهن مخاطب رسوخ کند . نظیر مسجد شیخ لطف الله درمیدان نقش جهان اصفهان که حتی فردی مسیحی نیز آنجا احساس تقدس و سبکی روح می کند و این امر به دلیل فضای خاص خلق شده در آن مسجد است .

آنچه که می توان در مورد فضای معماری به اختصار بیان نمود به شرح زیر می باشد :

- فضای معماری فضایی کالبدی است و از طریق بصری درک می شود

- فضای معماری هدفی خاص را دنبال می کند که القاء هدف آن در تمام افراد جامعه و در سطوح فکری مختلف تقریباً یکسان می باشد . ( نظیر مسجد شیخ لطف الله )


- فضای معماری فضایی است که در دل خود عناصری مادی را جای داده است .

- فضای معماری دارای روح است و در ذهن انسان رسوخ می کند و خیالاتی خاص را پدید می آورد . 

 دیباچه :

فرازهای پیشین گوشه ای بود از آنچه که شعر و معماری خود را به وسیله آن معرفی می نمایند و آن چیزی جز فضا نیست ؛ چون همانطور که ذکر شد هر تفکر ، خیال و اندیشه ای برای اینکه خود را معرفی نماید نیاز به خلق فضا دارد و این اولین تشابه معماری و شعر است . البته فضایی که شعر خلق می کند با فضای معماری تفاوت دارد زیرا فضای معماری فضایی مادی است و لی فضای شعر فضایی معنوی می باشد که در خیال شکل می گیرد .

فضای شعر تنها زمانی قابل درک است که فردی شعری را بخواند و این امر به فرد بستگی دارد ، یعنی فرد آزاد است که شعری را بخواند یا نخواند . ولی همین فرد هنگامی که از خیابان یا کوچه ای عبور می کند بناهای مختلفی را می بیند ؛ که هریک باهم و در تقابل بایکدیگر نیز فضاهایی را ایجاد نموده اند . در اصل فرد خواسته یا ناخواسته ناچار به درک فضاهایی است که توسط معماران به وجود آمده است . و لی در مورد شعر این طور نیست او تنها زمانی فضای یک شاعر را درک می کند که خود بخواهد و اشعار او را بخواند .

شعری که شاعر می گوید ممکن است دو پهلو باشد و معانی مختلفی از آن درک شود . این مسئله مستقیماً به سطح فکری و اندیشه ای مخاطب مربوط می شود که در سطح آگاهیهای خود چه برداشتی از شعر شاعری خاص دارد . ولی در معماری به این شکل نیست درک از فضاها در غالب موارد بین تمامی سطوح فکری و اندیشه ای فقط یکی می باشد . نظیر احساس سبکی که در مسجد شیخ لطف الله برای هر ناظری پیش می آید .

آنچه که در این گفتار ذکر شد هدفی خاص را دنبال می کند . حال که ما می دانیم تمامی هنرها و از آن میان شعر و معماری وجود خود را مدیون خلق و درک فضا هستند ؛ و خلق و درک هر فصا نیازمند ابزارهایی خاص به خود است بنابراین گفتار های بعدی حول رابطه ها و تشابهات ادبیات و معماری در این زمینه خواهد بود .

منبع:http://www.memaran.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 0:48  توسط فروغ  | 

حروف ابجد در معماری

حروف ابجد در معماری ایران

حروف ابجد در معماری ایران

ابجد. این واژه از نخستین چهار حرف الفبای قدیم سامی ساخته شده و به کاربرد حروف به‌جای اعداد (حساب ابجد = حساب جمل)، یعنی ارزش عددی حروف در ترتیب الفبای سامی باستان، اشاره دارد (4: ج 1، ص 261). برخی آن را نام نخستین صورت از صور هشتگانه حروف جمل دانسته‌اند (2 و 3: ج 1، ذیل "واژه": 2 دهخدا، علی‌اکبر. لغتنامه. ج 1. ذیل "ابجد"؛ 3) معین، محمد. فرهنگ فارسی. ج 1، ذیل "ابجد"). در تعریفی دیگر، ابجد ترکیب چهار صامت نخست از صامت‌های بیست و دوگانه سامی ـ عربی است که از باب اختصار به‌ترتیب کهن الفبای عربی گفته شده است (1: ج 2، ص 360 : 1) آذرنوش، آذرتاش. "ابجد". دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. ج 2، ص 360-362). در مشرق‌زمین، مجموعه حروف را (احتمالاً به‌منظور سرعت در حفظ کردن) در هشت لفظ قابل تلفظ، اما بدون معنی، به این ترتیب می‌آورند: ابجد، هوّز، حُطّی، کلمن، سعفص، قَرِشت، ثخذ، ضظغ (4: ج 1، ص 261).


 

تاریخچه. با توجه به اکتشافات اخیر (آثار رأس شَمره در شمال سوریه)، شاید الفبای خط اوگارتی‌ها، نخستین الفبایی باشدکه تاکنون شناخته شده است. نگارش این کتیبه‌ها که به خط میخی شبیه است به اواسط هزاره دوم پیش از میلاد می‌رسد. الفبای آن بر صامت‌ها استوار است و شامل بیست و دو حرف است که در شش گروه نخست الفبای ابجدی گرد آمده است. این الفبا از طریق زبان‌های آرامی به عربی راه یافته است. در دستگاه ابجدی فنیقی، بیش از 22 حرف وجود ندارد و بنابراین، بقیه صامت‌ها تا 28 حرف در گروه‌های ثخذ و ضظغ به آن افزوده شده است. این کار توسط اقوام غیرعرب که این خط را به‌کار برده‌اند انجام گرفته است. ریشه‌یابی نویسندگان مسلمان درباره ترکیبات دستگاه ابجدی بسیار غریب و افسانه‌آمیز است (1: ج 2، ص 361). عرب‌ها گاه به هریک از این هشت صورت معنایی خاص داده‌اند؛ مانند ابجد، یعنی آغاز کرد؛ هوّز، یعنی در پیوست؛ حطّی، یعنی واقف شد؛ کلمن، یعنی سخنگو شد؛ سعفص، یعنی از او آموخت؛ قرشت، یعنی تربیت کرد؛ ثخذ، یعنی نگاه داشت؛ و ضظغ، یعنی تمام کرد (2: ج 1، ذیل "ابجد"). برخی نیز شش ترکیب ابجد تا قرشت را نام پادشاهان مَدیَن پنداشته‌اند. در روایتی دیگر، این ترکیبات را نام جنیان و در جای دیگر نام ایام هفته دانسته‌اند (1: ج 2، ص 361).

شش گروه اصلی دستگاه ابجدی را به این شکل نیز آورده‌اند: ابجاد (ابوجاد)، هاوز (هوّاز)، حاطی، کلمان (کلمون)، صاع فض، و قرست (قریسات). اختلاف در ترتیب ابجدی شرقی و غربی نیز شاید دلیلی جز اختلاف منابع نداشته باشد. در مغرب و اندلس، چهار گروه ابجدی اول با گروه‌های شرقی یکی است، اما بقیه به این صورت گروه‌بندی شده است: صعفض، قرست، ثخذ، ظغش (:1 ج 2، ص 362). شیخ صدوق از حضرت علی (ع) روایت می‌کند که فرمود عثمان از رسول خدا (ص) تفسیر ابجد را پرسید و حضرت فرمود: "تفسیر ابجد را بیاموزید، به راستی سراسر آن شگفتی است؛ وای بر عالمی که تفسیر آن را نداند. پس کسی پرسید: یا رسول‌الله تفسیر ابجد چیست؟ حضرت فرمود: اما "الف" همزه الله است که حرفی از اسماء الهی است و اما "باء" بهجه‌الله است و "جیم" جنه‌الله و جلال‌الله و جمال‌الله ...".

انواع ابجد. ابجد بر سه نوع است: کبیر، صغیر، و وسیط. ابجد کبیر از عدد یک تا هزار است که به بیست و هشت حرف در زبان عربی به ترتیب زیر تقسیم شده است:

الف = 1؛ ب = 2؛ ج = 3؛ د = 4؛ ه  = 5؛ و= 6؛ ز = 7؛ ح = 8؛ ط. = 9؛ ی = 10؛ ک = 20؛ ل = 30؛ م = 40؛ ن = 50؛ س = 60؛ ع = 70؛ ف = 80؛ ص = 90؛ ق = 100؛ ر = 200؛ ش = 300؛ ت = 400؛ ث = 500؛ خ = 600؛ ذ = 700؛ ض = 800؛ ظ = 900؛ و غ = 1000 (بدین ترتیب، به‌طور مثال، "علی" برابر 110 است: ع = 70، ل = 30، و ی = 10). اما ابجد صغیر بر عدد حروف ابجد با کم‌کردن 9 از هریک از آنها اطلاق می‌شود؛ به‌طور مثال، عدد حرف "ی" 1 می‌شود، چون از 10 (= ی) اگر 9 واحد کم کنیم عدد 1 به‌دست می‌آید. در ابجد وسیط، حروف ابجد کبیر با کم‌کردن 12 (به جای 9) به‌همان طریق که در ابجد صغیر آمده محاسبه می‌شود. گاه به ابجد اکبر نیز اشاره می‌شود و آن مربع اعداد حروف ابجد کبیراست؛ که در این صورت، حرف "ی" برابر 100 می‌شود و یا حرف "ق" برابر 10000 خواهد بود.

در حساب ابجد، هر کلمه را یا به حساب مجمل محاسبه می‌کنند یا به حساب مفصّل. مجمل آن است که تعداد حروف کلمه را آن‌طور که نوشته می‌شود حساب کنند. به‌طور مثال، کلمه "قدوس" دارای چهار حرف "ق"، "د"، "و"، و "س" است که 170 می‌شود؛ ولی در حساب مفصّل هر حرف را تلفظ می‌کنند و آن‌گاه عدد را بر اساس تلفظ آن محاسبه می‌کنند، بدین ترتیب، حرف "ق" در کلمه قدوس قاف تلفظ می‌شود، یعنی از سه حرف "ق الف ف" تشکیل شده که به حساب ابجد 181 می‌شود دال، واو، و سین نیز به‌همین ترتیب محاسبه می‌گردد. بنابراین، قدوس به حساب مفصّل 349 خواهد شد، و حال آنکه به حساب مجمل 170 می‌شود. در مورد حروف فارسی "پ"، "چ"، "ژ"، و "گ" که در خط عربی وجود ندارد، قاعده بر آن است که عدد ابجد آنها را با حروف قریب‌المخرج عربی آنها محاسبه می‌کنند، به این صورت: پ= ب، چ = ج، ژ= ز، و گ= ک.

موارد استعمال حروف به‌جای اعداد همیشه محدود و استثنایی بوده و اعداد به مرور جای حروف را گرفته‌اند. با این همه، اعداد ابجدی در 1) اسطرلاب‌ها؛ 2) ماده تاریخ که معمولاً به‌صورت منظوم می‌آید؛ 3) شیوه‌های مختلف غیب‌گویی و ساختن کلمات؛ و 4) برای صفحه شمار مقدمه کتاب‌ها و فهرست مندرجات آنها در آثار امروزی به‌کار می‌رود؛ چنان‌که در غرب نیز از اعداد رومی برای این منظور استفاده می‌شود (4: ج 1، ص 261-262: 4) نیکنام، مهرداد. "ابجد". دایره‌المعارف تشیع. ج 1، ص 261-262).

از الفبای ابجد برای متناظر کردن اعداد و واژه‌ها نیز استفاده می‌شود. به این ترتیب که برای هر حرف واژه‌ای که بخواهند به عدد تبدیلش کنند عدد متناظر را از جدول زیر بر می‌دارند و اعداد بدست‌آمده را جمع می‌زنند. برای نمونه در این روش، واژهٔ «علی» برابر با «۱۱۰» می‌شود همچنین «یاعلی» برابر با ۱۲۱ می‌باشد. برخی افراد برای این شماره‌ها ویژگیهای فراطبیعی قائلند.

 

 

کاربرد:

الف)صفحه‌های مقدمهٔ بعضی از کتاب‌ها را با این عددها شماره گذاری می‌کنند.

ب)تاریخ وقایع مهم را با ترکیب حروف ابجد به صورت یک کلمه یا یک عبارت یا یک جملهٔ معنی دار یا شعر در می‌آورند که به خاطر سپردن آن کلمه یا عبارت یا آن جمله یا شعر، تاریخ مزبور را حساب می‌کنند.در معماری با شعر تاریخ نام بنا را در قسمتی از بنا مثلا کتیبه درج مینمایند

ج)در موسیقی پس از اسلام، در ثبت اصوات و دساتین از حروف ابجد استفاده شده‌است. برای نمونه نغنه‌های دستگاه شور با حروف ابجد عبارت بوده‌اند از: «یح یه یب ی ح ه ج ا» و فاصله‌ها و ابعاد آن‌ها: «ط ط ج‍ ج‍ ط ج‍ ج‍» که در موسیقی امروز به ترتیب نت‌های سل، لاکرن، سی بمل، دو، رکرن، می‌بمل، فا و سل را تشکیل می‌دهند.

د)گاهی در نوشتن، برای جدا کردن مطالب مختلف از یکدیگر، آنها را با حروف ابجد مشخص می‌کنند. مثلاً در همینجا برای جدا کردن کاربردهای حروف ابجد، آنها را با حروف الف، ب، ج و … مشخص کردیم.

 

 

 

الف

ب

ج

د

ه‍

و

ز

ح

ط

ی

ک

ل

م

ن

س

ع

ف

ص

ق

ر

ش

ت

ث

خ

ذ

ض

ظ

غ

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

۱۰

۲۰

۳۰

۴۰

۵۰

۶۰

۷۰

۸۰

۹۰

۱۰۰

۲۰۰

۳۰۰

۴۰۰

۵۰۰

۶۰۰

۷۰۰

۸۰۰

۹۰۰

۱۰۰۰

 

 مثال

1.     نوسازی بازار قیصریه لار:

بازار قیصریه در شهرستان لار از توابع استان فارس کشور ایران واقع شده‌است. این بازار یک مجموعه نفیس و پرتنوع معماری قدیم ایران است.

نوسازی بازار قیصریه در دوره ناصرالدین شاه به‌وسیله فتحعلی خان حاکم فارس صورت گرفت. کتیبه دوم، کتیبه مفصلی است که درپای گلوی گنبد هشتی دالان قیصریه بخط نستعلیق در دوره شاه عباس کبیر نصب شده‌است. کتیبه چهارسوق قیصریه از سمت جنوب شروع می‌شود و مضمون آن چنین است: شکر خدا که باز بتأیید کردگار درعهد پادشاه جهان سایه خدا عباس شاه آنکه ز خاک درش مدام کسب سعادت ابدی می‌کند همای از یمن عدل خان زمان آنکه از کفش خجلت برد محیط چو گیرد ره سخای ویران سرای لار بسعی وزیر دهر دستور بحر خاطر و دارای مهرو رای قنبر علی بیک آنکه ز آئینه دلش در غیرت ابد شده جام جهان نمای. و در دنباله کتبیه، معمار بازار و بنای آن معرفی شده‌اند: عمل استاد نورالدین محمد – بنا احمد سپاه و اشعار کتیبه باز ادامه می‌یابد : مامور شد چنانکه نمانده‌است جغد را از وی ز بهر ساختنش آشیانه جای از قیصریه‌ای که هوای فضای او همچون نسیم باغ بهشت است غم‌زده‌ای تاریخش از خرد طلبیدم جواب گفت دارالامان لار شد احیاء از این بنا. و بنابراین برحسب حروف ابجد، تاریخ تجدید ساختمان و تعمیرات قیصریه در دوره شاه عباس کبیر و سال ۱۰۱۴ هجری قمری است

2.     مجموعه گنجعلیخان کرمان:

مجموعه گنجعلیخان کرمان، مجموعه عام المنفعه ای است که همزمان با شکوفایی اقتصاد عصر صفوی در سالهای 1007 تا 1029 هجری قمری به سعی "گنجعلیخان" حاکم وقت کرمان ساخته شد و به همت پسرش "علیمردان خان" تکمیل گردیده است. این مجموعه هنوز هم مرکزیت خود را در هسته شهر حفظ کرده و از شاهکارهای معماری و مجموعه ای عالی از آثار باشکوه دوره صفویه محســــوب می شود. در بنای آن از وجـــود هنرمندانی چون "سلطان محمد معمار یزدی" و "علیرضا عباسی" خطاط مشهور، استفاده شده است.
این مجموعه شامل میدانی است که مرکز تجمع مردم، برگزاری مراسم جشن و عزا، ابلاغ اعلانات حکومتی، معرکه گیری مرشدان و شعبده بازان بوده است. این محوطه به ابعاد 50 × 100 متر و به مساحت 500 متر مربع می باشد که سه طرف آن بازارهای زیبای مسقف قراردارد و در طرف دیگر آن حجره های تجاری واقع شده اند. ضرابخانه در شمال، حمام در جنوب، کاروانسرا یا مدرسه و مسجد در شرق، آب انبار در غرب و دو چهارسوق زیبا در شمال غرب و جنوب غرب میدان قرار گرفته اند.
دروازه شرقی میدان گنجعلیخان به بازار بــزرگ گشوده می شود که روبروی آن حمام گنجعلیخان که به "حمام خان" معروف است، قرار دارد. این حمام که تا نیم قرن پیش دایر بوده، یکی از زیباترین و قدیمی ترین حمام های ایران است که در اوایل قرن یازدهم هجری قمری به فرمان "گنجعلیخان" ساخته شده و با نام موزه مردم شناسی، پرجاذبه ترین نقطه توریستی شهر کرمان محسوب می شود.

مرمت این حمام از سال 1347 آغاز گردید و پس از تعمیرات لازم و تغییراتی که در آن داده شد به گنجینه مردم شناسی گنجعلیخان تبدیل گردید و درحال حاضر با حدود 1000 متر مربع، فضایی کم نظیر را به معرض نمایش می گذارد.

دراین موزه دیدنی به کمک مجسمه های مومی بسیار زیبا و اشیاء و وسایل گوناگون، آداب و سنن اصیل و گاه فراموش شده به نمایش گذاشته شده است. برای دیدار از گنجینه به یاد ماندنی مردم شناسی گنجعلیخان از نظر آنوبانینی باید از سردر زیبای آن شروع کرد. جایی که آجرهای ساده و نیلی، حاشیه ای از سنگ مرمر، نقاشیهای زیبای سردر و مقرنس بندی زیبا نمای بیرونی سردر حمام را در جلوه ای زیبا و با شکوه به نمایش می گذارد و هر رهگذری را به درون فرا می خواند. بر سردر حمام که بخشی از نقاشیهای عهد صفوی آن به تازگی مرمت شده، کتیبه شعری به خط نستعلیق بر سنگ مرمر حک شده که مصرع آخر آن سال اتمام بنا را با تبدیل به حروف ابجد نشان می دهد.

"کسی نداده نشان در جهان چنین حمام" سال 1020 هجری قمری

سردر حمام چنان زیباست که هماهنگی کامل خود را با بازار پرشکوه و دیگر بناهای مجموعه گنجعلیخان به تمام معنا حفظ کرده. بر سقف پرشکوه سردر و در میان نقاشی های زیبای آن نام "استاد سلطان محمد معمار یزدی" که طراح و معمار همه بناهای گنجعلیخان است به چشم می خورد.

سردر ورودی دارای طاق نسبتا بلند با تزئین مقرنس بالا بلند و نقاشیهای زیبای روی آن که تنها قسمت مرکزی نقاشی آن باقی مانده و بر روی سایر قسمتها حدود 70 سال پیش "میرزا شکرا..." نقاشی نموده. نقاشی روی سردر ورودی حمام، تصویر شیطان است که عمــل استاد "محمد معماریــــزدی" است. مجسمه های جالب توجه آن درحالت های مختلف در سربینه و گرمخانه نمایش داده شده است.

 

رختکن
از 6 غرفه مجزا که متعلق به اقشار مختلف جامعه روزگار خود بودند، تشکیل شده و نور آن از طریق سقف نسبتا بلندی تامین می شود.

 

گرمخانه
بعد از رختکن و در دو جهت جنوب از طریق راهرویی به هشتی رسیده و سپس با پیچ و خمهای حساب شده که مانع از خروج هوای گرم و نیز مانع از دید عموم باشد، به گرمخانه می رسیم. در قسمت شرق و غرب گرمخانه دو سنگ یکپارچه مرمر سرخ رنگ به شکل محراب نصب گردیده که علاوه بر تامین نور و فضا، طلوع و غروب آفتاب و زمان تقریبی را نشان می دهد.

خزینه
دارای دو قسمت آب سرد و گرم بوده و در کف آن دو دیگ مسین بزرگ نصب گردیده که گرمای آن از طریق تون یا "گلخن" که در زیر خزینه قرار گرفته تامین می شده است. حرارت لازم به وسیله سوزاندن بوته های بیابانی ایجاد می گردیده.
آب حمام از طریق قنات "شهرآباد" تامین و تا سال 1316 دایر بوده است. روش کانال کشی و آبرسانی فواره ها بسیار دقیق و بر اصول هندسی حساب شده بسیار جالب توجه می باشد.


دیگر بناهای مجموعه گنجعلیخان عبارتند از:

 

چهارسوق
چهارسوق بزرگ گنجعلیخان محل تقاطع بازارهای شمالی، جنوبی و شرقی-غربی است. نمای داخلی آن پس از بازسازی سقف فرو ریخته توسط میرزا شکرا... که با نقاشیهای رنگ و روغن در دوره قاجاریه تزئین شده، پوشش و چهره مردم این دوره را به نمایش می گذارد. سقف چهارسوق، بلندترین و بزرگترین سقف بازار به شمار می آید و به سبک باشکوهی بنا شده است. چهارسوق مسگری نیز در گوشه شمال غربی میدان واقع شده، بازارهای مسگری غربی و شمال میدان را به هم پیوند می دهد.

 

بازار گنجعلیخان
بازارهای گنجعلیخان نشانی از میراث اقتصادی اجداد چهارصد سال قبل ما می باشد که جایگاه پیوند مشتری و مغازه دار شهری و روستایی، بالاشهری و پائین شهری و خریدار و فروشنده می باشد و از دیرباز قدرتی شکست ناپذیر، علیه سلاطین جبار بوده است. صدای پای رهگذران، گفتگوی مشتریان و فروشندگان و صدای چکش مسگران، همچون نوای دلنشین موسیقی، نوازشگر گوش هر شنونده مشتاقی است که آرزوی سفر به عصر شکوفای صفوی را دارد. زیرا هنوز هم ادویه و سوغاتی های عصر صفوی نظیر پسته، حنا، زیره، کتیرا، قاووت، قالی و... در آن یافت می شود. این بازار هم از نظر کالبد و هم از نظر کارکرد سرآمد همه بازارهای کرمان می باشد و در تلفیقی بی نظیر با سایر عناصر این مجموعه، نمونه کاملی از "معماری ارگانیک" را به نمایش می گذارد.

مدرسه
این بنا در سال 1007 هجری قمری، در شرق میدان به ابعاد 23 × 5/31 متر (با 725 متر مربع زیربنا) در دو طبقه ساخته شده. کتیبه های آن به خط استاد علیرضا عباسی، خطاط مشهور عصر صفوی نوشته شده است. کاشیکاری نمای داخلی و بیرونی مدرسه از نوع معرق و معقلی است و کاربندیهای زیبا، مقرض بندیهای منقوش، گچبریها و نقاشیهای دیدنی، مکمل تزئینات آن می باشد.
وجود حجره هایی به سبک مدارس مذهبی، سبک معماری، کتیبه سنگی وقف نامه و وجود یک قاب کاشیکاری در ضلع شرقی مدرسه که بر روی آن حدیث شریف "انامدینه العلم و علی بابها" نقش بسته است و نیز اسماء متبرکه و آیات قرآنی موجود در این بنا، حکایت از مدرسه بودن آن، در گذشته دارد.

 

مسجد (سال 1007 هجری قمری)
"مسجد یا نمازخانه گنجعلیخان" در شمال شرقی میدان و همجوار با مدرسه، قرار گرفته است. فضای داخلی این مسجد کوچک به ابعاد 25/5 × 5 متر و مساحت 5/27 متر مربع می باشد. این مسجد گنجینه ای از تزئینات معماری اسلامی دوره صفوی، نظیر گچبری، کاشیکاری، خطاطی، مقــرنس کاری، کاربندی، حجاری و نقاشیهای زیبا می باشد. کتیبه پاکار سقف به خط "شهاب الدین کرمانی"، خطاط عصر صفوی است که سوره مبارکه جمعه را با یک رنگ (خط و زمینه) نگاشته است.

 

ضرابخانه
این گنجینه دیدنی در شمال میدان واقع شده، بادگیر زیبای مجموعه ابراهیم خان بر بالای آن از داخل میدان، قابل دیدن است. نمای داخلی این بنا، با گنبدی بزرگ و هشت ضلعی، شامل چهار ایوان و سه اتاق در گوشه ها است. این مکان در گذشته محل ضرب سکه های رایج بوده و اکنون به گنجینه سکه تبدیل شده است. از خاکبرداری کف آن، سکه های صفوی و قدیمی به دســــت آمده که کارکرد آن را تائید می کند.
آب انبار علیمردان خان (1029 هجری قمری)
آب انبار در غرب میدان واقع شده و از طریق پلکانی سنگن به پائین (پای آب) راه دارد. طول مخزن 5/19، عرض آن 10 و ارتفاع آن 9 متر می باشد و با حجم 2000 متر مکعب قادر به تامین آب مصرفی بخشی از شهر بوده مخزن از طریق آب قنات پر می شده است. سردر این بنا دارای مقرنس زیبای منقوش و کتیبه های سنگی حکاکی شده آن به خط نستعلیق می باشد.

 3.   چهل ستون اصفهان:

کاخ چهل ستون اصفهان یکی از کاخ‌های مهم سه‌گانه باقی‌مانده از عصر صفوی است که هر چند در مقایسه با کاخ‌های پادشاهان پیشین عظمت کمتری داشت، اما به خاطر تزئینات بی‌نظیرش بسیار جذاب بود.

«مبارک‌ترین بناهای دنیا» مصرع آخر شعری است که به حساب حروف ابجد، سال اتمام بنا را بازگو می‌کند و در کتیبه‌ای در کاخ از زیر گچ بیرون آمد. سال 1057 هجری

 

4.     مسجد جامع اصفهان

اگر تاریخ ایران را به سه دوره پیش از تاریخ، دوره ایران باستان و دوره اسلامی تقسیم‌بندی کنیم، به ترتیب معبد چغازنبیل، مجموعه تخت جمشید و مسجد جامع اصفهان بهترین گزینه‌های معماری این دوران‌ هستند.

مسجد جامع اصفهان موزه‌ای است از تحول و تکامل معماری ایرانی در طول چهارده قرن تاریخ ایران پس از اسلام. واقعیت عینی تونل زمان را با گشت زدن در مسجد جامع اصفهان می‌توان لمس کرد.

اینجا مکان مقدسی است که در ابتدا جایگاه یک آتشکده عصر ساسانی بوده، سپس یک مسجد ساده در قرن دوم و سوم هجری بر روی آن بنا شده.

بعد از آن، دیلمیان، سلجوقیان، ایلخانیان، مظفریان، تیموریان، ترکمن‌ها، صفوی‌ها، افغان‌ها و قاجارها یا توسعه‌اش داده‌اند یا مرمتش کرده‌اند.

از طرفی طعمه حریق شده، از زلزله لرزیده و هم در جنگ بمباران شده و با این حال گنبد تاج‌الملک آن نهصد سال است که بدون برداشتن حتی یک ترک به حیات خود ادامه می‌دهد و اغراق نیست اگر بگوییم این گنبد یکی از کامل‌ترین گنبدهای آجری بنا شده بر روی کره زمین است.

گفته می‌شود در مسجد جامع اصفهان از 484 تکنیک مختلف برای ساخت تاق‌های قوسی استفاده شده است. علاوه بر همه اینها زیباترین محراب گچبری شده مساجد ایران، محراب الجایتو را می‌توان در اینجا به تماشا ایستاد.

در مسجد جامع اصفهان شبستان صفویه، شبستان سلجوقی، شبستان آ‌ل‌مظفر، ایوان‌های چهار طرف، مسجد الجایتو، آرامگاه علامه مجلسی، صفه حکیم، صفه عمربن عبدالعزیز، محراب دراویش، حوض، صحن، گنبد نظام‌الملک ، گنبد تاج‌الملک و.. از آثاری هستند که باید به دقت دیده شوند.

 

۵.     مسجد امام اصفهان

بنای مسجد شاه که در جنوب میدان شاه است از ابنیه زمان شاه عبّاسی اوّل صفوی است که در فاصله سال های 1021 تا 1014 هجری قمری ساخته شده، ساختمان این مسجد از لحاظ معماری و کاشیکاری و حجّاری و عظمت گنبد و مناره های بلند آن از شاهکارهای قرن یازدهم هجری به شمار می رود. تزئینات کاشیکاری مسجد شاه در زمان جانشینان شاه عباس به تدریج تکمیل شده است، کتیبه سر در اصلی مسجد بر روی کاشی معرق و به خط ثلث علیرضا عباسی و مورخ به سال 1025 هجری است.
در زیر این کتیبه، کتیبه دیگری به خط ثلث نصب شده که معرف نام معماری بنّا« استاد علی اکبر اصفهانی» و مباشر ساختمان مسجد بنام « محب علی بیگالله» است. در سر و جلو خان مسجد کتیبه های دیگری نیز جلب توجه می نماید. کاشیکاری معرق و خشتی هفت رنگ آن با پیچ فیروزه کاشی و مقرنس های درون سر در جزء زیباترین هنر کاشیکاری عهد صفوی به شمار می رود.
دو مناره کاشیکاری مرتفع، سردری دارای کتیبه هائی نیز می باشد.
در نقره مسجد دارای اشعاری به فارسی از دوران شاه صفی است، که بنا به حساب حروف ابجد متعلق به سال 1046 هجری قمری است. در دهلیز زیبای مسجد سنگاب بزرگ تاریخی واقع شده، این مسجد جزء مساجد چهار ایوانی است، کتیبه ایوان بزرگ و گنبد عظیم آن به خط عبدالباقی تبریزی است، در گنبد و بر بالای محراب کتیبه ای به خط« محمد صالح اصفهانی» به تاریخ 1038 هجری نقر شده، کتیبه های متعدد دیگری در چهلستون شرقی و گنبد جنوبی و سایر قسمت های مسجد بر روی کاشی معرق و خشت نوشته شده است، بر روی سنگاب چهلستون غربی کتیبه منظومی به خط نستعلیق نقر شده که متعلق به زمان شاه سلیمان صفوی و مورخ به سال 1095 هجری است.
در این مسجد فرامین متعددی از دوران شاه عباس اول بر روی الواح سنگی نقر و نصب شده است. در دو زاویه صحن مسجد بنای دو مسجد بنای دو مدرسه سلیمانی و ناصری جلب توجه می نماید. مدرسه سلیمانی متعلق به زمان شاه سلیمان صفوی و مورخ به سال 1087 هجری است، مدرسه دیگری که بنای آن هم متعلق به دوره صفوی است به علت تعمیراتی که در زمان ناصرالدین شاه قاجار در آن به عمل آمده، به نام ناصری شهرت یافته است، در این مدرسه دو تاریخ سال 1077 و 1095 هجری ثبت شده است.
گنبد عظیم کاشیکاری دو پوشه مسجد شاه و دو مناره مرتفع (ارتفاع این دو مناره 48 متر می باشد) جنبین آن دارای کتیبه هائی نیز می باشد و تاریخ پایان کتیبه گنبد سال 1037 هجری است. بلندی گنبد در حدود 54 متر است، حد فاصل مابین دو جدار داخلی و خارجی گنبد دو پوشه به طور تقریب در حدود 15 متر است. در این مسجد فرامین و الواحی از زمان قاجار نصب شده است. همچنین لوحه ای که حاکی از تعمیرات کلی گنبد و کتیبه ایوان بزرگ و سایر اصلاحات آن به سال 1328 خورشیدی است در مسجد نصب شده است.

منبع:http://tabrizarchitecture

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 0:27  توسط فروغ  | 

ایده در معماری

 ایده چیست؟ چگونه یک ایده طراحی کنیم؟

ایده ها را هرگونه جمع بندی و نتیجه گیری یا تعمیم که بر پایه علم، آگاهی عمومی، مبانی فلسفی و پیش فرض های عرفی باشد، تعبیر می کنند. علاوه بر این، در تعاریف، ایده ها را به گونه ای دسته بندی و تعبیر می کنند که این ویژگی ها را در بر داشته باشند:
- خلاق باشند.
- نوآورانه باشند.
- مبتنی بر حل مساله باشند.

همچنین در بررسی ادبیات ایده پردازی با این درس ها نیز روبرو می شویم:
- ایده پردازی، پیوند دقیقی با تفکر انتقادی دارد.
- ایده پردازی بر نوعی خلاقیت و یا تفکر خلاق مبتنی است.
- ایده پردازی باید خواه ناخواه همراه با نوعی مهارت ها و توان مندی هایی باشد که از جمله آن ها توانایی و مهارت بارش مغزی است.

برای آشنایی بیشتر با مبانی مفهومی و نظری ایده و نیز چگونگی طراحی یک ایده، خوب است که با تفکر انتقادی و تفکر خلاق بیشتر آشنا شویم.


 

تفکر انتقادی:
به تفکری انتقادی می گوییم که براساس سنجش و ارزیابی دقیق از اتفاقات و مشاهدات پیش رود و با در نظر گرفتن همه عوامل مربوط و شیوه درست منطقی به نتایجی برسیم که قابل لمس هستند و ممکن است که افراد زیادی بتوانند به همان نتایج برسند.

براساس تفکر انتقادی اطلاعات ما به وسیله مشاهده، تجربه، دلایل و ارتباط با دیگران به دست می آید. اطلاعاتی را نیز که به دست آوردیم براساس ملاک های صحیح و درست و به دقت و همچنین براساس سندهای معتبر، روشن و بدون هیچ ابهام، بی طرفانه و منصفانه ارزیابی و قضاوت می شود.

مراحل و اجزای تفکر انتقادی چیست؟
- باید بتوانیم افکار و دیدگاه هایمان را دسته بندی کنیم و آن ها را بر اساس موضوعات مختلف طبقه بندی کنیم. این یکی از اجزای مهم تفکر انتقادی است.
- برای ادعاهایمان، مثلا برای این که درستی حدس و پاسخ خود را برای یک رویداد مشخص کنیم، باید دلیل داشته باشیم.
- باید بتوانیم کلمات و تعبیرهای خود را در مورد هر موضوع و رویداد درست انتخاب کنیم و برای آن دلیل روشنی داشته باشیم و همین طور بتوانیم آنها را ارزیابی کنیم.
- دلایل خود را از طریق جمع آوری اطلاعات به دست آورده باشیم.
- بتوانیم، با استفاده از اطلاعاتی که در دسترس داریم، حدس ها و تحلیل خود در مورد یک موضوع، مساله یا رویداد را ارزیابی کنیم و بالاخره به جمع بندی و نتیجه گیری برسیم و قضاوتی به جا از موضع یا مساله و پدیده داشته باشیم.

البته باید توجه کنیم که تفکر انتقادی، لزوما باعث نمی شود که به حقیقت یا نتیجه گیری درست و صحیح دست پیدا کنیم. هیچ کس در هیچ کجا نمی تواند مجموعه ای کامل از اطلاعات را در یک مجموعه جمع آوری کند. خیلی از اطلاعات وجود دارد و ممکن است کشف نشده باقی مانده باشند. جهت گیری هر کسی می تواند مانعی برای جمع آوری و ارزیابی درست اطلاعات شود.

تفکر انتقادی چه سؤال هایی را مطرح می کند؟
- چه هدفی را دنبال می کنیم؟
- آیا می خواهیم نتیجه گیری کنیم؟
- چرا فکر می کنیم که درست می گوییم یا حق با ماست؟
- منبع اطلاعاتی ما چیست؟
- چه نوع اطلاعات و فرضیه هایی باعث نتیجه گیری ما می شود؟
- اگر اشتباه کنیم چه اتفاقی می افتد؟
- آیا می توانیم دو منبع نام ببریم که با دلایل ما مخالف بوده و دلیل آن را نیز ذکر کنیم؟
- چگونه به این نتیجه رسیدیم که چیزی را که می گوییم درست است و حقیقت دارد؟
- آیا برای ان چیزی که می گوییم،می توانیم دلیل دیگری نیز بیاوریم؟

تفکر خلاق:
به تفکری خلاق می گوییم که ابتکار و کشف و نوآ وری در آن وجود دارد. یعنی با این تفکر می توانیم این ویژگی ها را انجام دهیم. خلاقیت یا خلق کردن یا به وجود آوردن به نوعی فرآیند ذهنی است که مسئولیت تولید ایده ها و مفاهیم جدید و یا ارتباط بین این ایده ها و مفاهیم را به عهده دارد. از نظر علمی به وجود آمدن تفکر خلاق بیشتر به اصالت تناسب موضوع اشاره دارد. حالا به بیان امروزی تر: "خلاقیت بیشتر به معنی به وجود آوردن ایده ها و چیزهای نو و یا ابتکار در موضوع های هنری که متخصصان به عنوان یک ورزش علمی، هنری یا اجتماعی و فن آوری پذیرای آن هستند".

افرادی که اهل تفکر خلاق هستند دارای وِیژگی هایی از قبیل:
- انگیزه برای پیشرفت بیشتر
- کنجکاوی فراوان
- علاقه زیاد به نظم و ترتیب
- قدرت گفتن اینکه من هم هستم و همچنین داشتن اعتماد به نفس
- شخصیت غیر معمول
- پشتکار زیاد
- استقلال
- دارای طرز تفکر انتقادی
- دارای انگیزه های بالا و دانش زیاد
- سرشار از اشتیاق و احساس
- زیبا پسند، اشتیاق فراوان به مسائل اجتماعی دارای قدرت تأثیر گذاری بر دیگر مردم

برای اینکه بتوان به یک تفکر خلاق دست یافت:
- هدف و انگیزه را مشخص و تشخیص بدهیم.
- مهارت های پایه را ایجاد کرده و به دست آوریم.
- تشویق شدن برای به دست آوردن دانش مربوط به حوزه های مشخص و تخصصی
- برانگیختن و تشویق روحیه کنجکاوی و کشف کردن
- به وجود آوردن انگیزه به خصوص انگیزه های درونی
- تشویق و تقویت نمودن اعتماد به نفس
- دقت و اصرار داشتن در سبقت از دیگران و ارائه توانایی های خود
- بالا بردن سطح باورها و عقاید خود درباره خلاقیت
- ارائه فرصت هایی برای انتخاب و کشف کردن
- گسترش دادن و بهتر کردن توانایی های خود. (مانند: مدیریت؛ مثلاً مدیریت خود) آموزش دادن فنون و راه هایی برای آسان کردن عملکردهای خلاقانه
- به وجود آوردن تعادل

چگونه می توانیم یک ایده طراحی کنیم؟

به عنوان مثال، ما در کلان شهر تهران با مسائل مختلفی روبرو هستیم. محیط زیست، ترافیک، خدمات شهری و مسائلی از این قبیل. حالا می خواهیم که ایده ای را در یکی از این حوزه ها طراحی کنیم.

با در نظر گرفتن آنچه که در مورد شهر تهران و آن حوزه خاص می دانیم و با رعایت آنچه در مورد تفکر انتقادی و خلاق می دانیم، به عنوان مثال می خواهیم در مورد مسائل زیست محیطی، ایده ای را طراحی کنیم. برای این کار سعی می کنیم که این مراحل کلی را طی نمائیم:

1. اطلاعات لازم در مورد وضعیت آن حوزه را جمع آوری کنیم.
2. اطلاعات مان را دسته بندی کنیم.
3. تحلیلی در مورد آن اطلاعات ارائه کنیم.
4. سعی کنیم که این اطلاعات و تحلیل ها را به گونه تازه و نوآورانه یا جدیدی ببینیم. طوری که قبلا کمتر به این شکل تحلیل شده باشد.
5. انتخاب های موجود شهر برای مدیریت این مساله را در نظر بگیریم.
6. فرضیه ها و حدس هایی را در مورد راه حل های احتمالی و مناسب آن مساله در نظر بگیریم.

منبع: http://www.1888tehran.ir/article-fa-3.html

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 0:23  توسط فروغ  | 

زیبایی در معماری دیکانستراکشن

تعریف زیبایی در معماری دیکانستراکشن
• مکتب دیکانستراکشن یکی از شاخه‌های مهم فلسفه پست‌مدرن محسوب می‌شود و نقدی بر بینش ساختارگرائی و تفکرمدرن است؛ و هدف از آن گسستن از مفاهیم مطلق گذشته و پیوستن به وادی‌های ناشناخته آینده است.
• تاثیری که این مکتب در معماری بر جای می‌گذارد بیشتر در بعد ظاهری آن مطرح گشته و مفاهیم زیبایی‌شناختی آن را دگرگون می‌سازد، از اینرو بررسی جنبه‌های زیبایی‌شناسی معماری دیکانستراکشن ضرورت می‌یابد.
• زیبایی‌شناسی دراین قرن به تعمیم‌دهی بازتاب‌هایی خاص در تاریخ پرداخت؛ بازتاب‌هایی که به زعم نگارندگان ”باز تعریفی” را در واژگان زیبایی‌شناسی به وجود آورد تا امکان احساس لذتی در ادراک‌کننده را بر اثر هیجان و تمایل به ادراک تجربه‌ای جدید بر پایه ”دگرادراکی” مبتنی بر ”دگراندیشی” فراهم گرداند و پس از ادراک توسط حواس و یا انتقال به مرکز اندیشه، واکنش‌هایی مبتنی بر تجربه‌های اندوخته شده را برانگیزاند.

مقدمه
• مکتب فکری دیکانستراکشن توسط ژاک دریدا فیلسوف فرانسوی پایه گذاری شد.
• ساخت شکنی در فلسفه را می‌توان تلاشی برای جلوگیری از ارزش گرایی ”منطق – محور“ یا منطق‌گرایی ”ارزش – محور“ در ساحت زیبایی‌شناسی هنرومعماری دانست.
• ساخت‌شكني، انديشه‌هاي غرب را همواره زير سيطره متافيزيك حضور می‌داند ودریدا به عنوان یک فیلسوف زیبایی‌شناس، اساس گفتار خویش را بر مفهوم ”sous rapture “ قرار می‌دهد که به معنی نوشتن یک کلمه، خط زدن آن و بعد چاپ کردن آن به همان صورت خط خورده است، بی آنکه پاک شده‌باشد. منظور اين است كه اين كلمه چون نارسا بوده، خط خورده‌است ولي ضروري بنظر می‌رسد كه همچنان خوانا بر جا بماند (قره باغي،1380). بر اين اساس گويي در انگاره دريدا، معيارهاي سنتي زيبايي شناسي می‌بايست پاك شود ولي بايد همچنان خوانا باقي بماند، همانند روش عكس‌برداري با اشعه ايكس كه براي اطمينان از اصل بودن تابلو‌هاي نقاشي به كار گرفته می‌شود و با كمك اشعه مادون قرمز تمام لايه‌هاي زيرين تابلو نيز مرئي می‌شود تا تصاوير زير تصوير روئي نيز به چشم آيد و زيبايي آنها نيز از اين بستر ادراك گردد و در اين راه نه تنها معيارهاي زيباشناختي اثر بلكه روش انديشيدن و دريافت مخاطب هنري را نيز واسازي و حتي، گاهي ويران می‌كند.
• تلاش ساخت شکنی بر آن است تا با طرح پرسشی بنیادی از معماری یا معیارهای زیبایی شناسی آن، نه در جایگاه خود بلکه در جایگاه جدیدی از موجودی همتای خود، بر این نکته اشارت ورزد که باید به گونه‌ای جدید بر معیارهای زیبایی‌شناسی، نظری تازه افکند و این بار، نه از جایگاه وجودی فلسفه بلکه از محملی دیگر، این باز اندیشی را ممکن گرداند.
• چالش زیبایی شناسی واسازی را در همین جا می‌توان جستجو کرد که آیا آشفتگی و نابسامانی ظاهری را به عنوان پیامدی از این رویکرد جدید می‌پذیرد و همانند پست مدرنیزم، دچار نوعی بی ثباتی اصالتی، بی هویتی ساختاری، ابهام و تناقض درونی و مضامین زیبایی‌شناسی خشن و بی رحم می‌گردد؛ يا تنها سعي دارد كه نشان دهد كه پياده‌كردن يا واسازي يك ساختار ،چيز جديدي را در خود اين ساختار آشكار می‌سازد كه پيش از اين پنهان بوده‌است و يا زير سيطره اصول قبلي امكان بازنمايي را در خود نيافته‌است. بر اين اساس زيبايي‌شناسي ساخت‌شكني در مسيري قرار می‌گيرد كه برچسب پست مدرنيستي به خود می‌گيرد يا از نوعي تمايز، اختلاف، تغاير و تحديد برخوردار می‌گردد كه معلول عدم تلاش ساخت شكني بر تعريف‌پذيري يا تعريف‌كردن مفاهيم زيبايي شناسي معماري واسازي است.

سوال
• زیبایی که به عنوان یکی از معیارهای پذیرفته‌شده برای ارزش سنجی کالبدی در معماری مطرح می‌گردد و دارای تعاریفی است که اصول زیبایی شناسی معماری را تشکیل می‌دهد در معماری دیکانستراکشن که به ساختار شکنی تعاریف می‌پردازد چگونه مطرح می‌شود؟

اهداف

• با توجه به این نکته که معماری دیکانستراکشن بیش از یک دهه است که در دانشکده‌های معماری ارائه شده است، این تحقیق بر پایه ی شناخت معیارهای زیبایی شناسی در این مکتب که محتوای اصلی آن ساختارشکنی تعاریف است و معیارهای گذشته که به عنوان اصول پذیرفته شده میباشد تدوین گردیده است.


محدوده
• تعریف زیبایی شناسی.
• زیبایی شناسی در اصل لغتی یونانی و به معنی ادراک و تفاهم است.
• علم زیبایی شناسی به معنی وسیع کلمه به بررسی روش‌های احساس محیط و موقعیت فرد در داخل آن می‌پردازد و موضوع آن شناخت زیبایی است از این رو توجه به مفهوم زیبایی در این راستا ضرورت می‌یابد.
• زیبایی چیست؟
• زیبایی نمودی از پدیده است که پس از ادراک توسط حواس و انتقال به مرکز اندیشه یا مشاهده ادراک کننده، واکنش‌هایی مبتنی بر تجربه‌های اندوخته شده را در مخاطب برمی‌انگیزد.
• در چیستایی زیبایی، گروتر چنین بیان می‌کند که انسان در مواجه با یک جسم یا پدیده، پیام‌هایی را از آن دریافت میدارد که احساسات درونی او را تحت تاثیر قرار داده وماهیت آن پدیده را در ذهن او شکل می‌دهد. وقتی زیبایی شناختی یک پیام به حد مشخصی برسد، فرد جسمی‌را که پیام را از آن دریافت نموده، زیبا تشخیص می‌دهد. این حد خاص مقداری از اطلاعات می‌باشد که گیرنده را وادار به تشکیل طرح واره نموده و از این طریق ارتقائ، سطح ادراکش را به سطحی بالاتر از سطوح ادراکی می‌رساند وبه عکس نیز میتوان گفت که یک چیز زیبا، ادراکی غنی را برای ما ممکن میسازد و این باعث رضایت ما می‌شود.
• ميزان زيبايي
• «ميزان زيبايي» احساس لذتي در ادارک‌کننده است که بر اثر تمايل به تکرر تجربه‌ي فردي در عالم مشاهده‌ي دروني حاصل مي‌شود،اين تمايل نيز بر اثر کسب تجربه در هر زمينه، در انسان تکوين مي‌يابد (نيوتن،1366،ص276).بر ميزان زيبايي می‌توان مراتب كميت و كيفيت را نيز متصور شد كه از اين بستر كيفيت هنري آن معيارهاي ارزيابي را در بر می‌گيرد كه بر چوني و چگونگي زيباشناختي می‌پردازد و كميت هنري به معيارهايي اشاره می‌كند كه بر چندي و اندازه زيبايي، سوي نظر دارد. تلاشهاي اساسي براي تبيين و تعيين كمی‌زيبايي در تاريخ هنر و معماري صورت گرفته است كه زيبايي را با استفاده از معيار و فرمول رياضي بيان می‌كند(گروتر ،1375).یکی ديگر از معيارهاي زيبايي شناسي را می‌توان مبتني بر ارزش دانست كه ارزش گذاري زيبايي را در سطح اصيل تا بي بنيان به ارزش‌هاي پايه زيبايي شناختي ،سبك و مد تقسيم می‌كند. اين معيار ارزشي زيبايي شناختي در ساخت شكني دچار چالشي فراگير می‌شود و از گردونه ميزان سنجي معيارهاي زيبايي شناسي ساخت شكني، خارج می‌گردد.

هدف زيبايی

پاسخ به اين پرسش از دو ديدگاه در تاريخ معماري قابل بيان است:
الف- ديدگاه فلسفي- روان شناختي
ب- ديدگاه نظريه‌ي اطلاعات_ارتباطات

• فرويد در کتاب "ناآرامی‌در فرهنگ" حاصل زيبايي را تسکين‌دهنده‌اي براي تحمل زندگي در رنج‌ها و مشکلات مي‌انگارد.
• در ديدگاه «ويتروويوس» (قرن اول قبل از ميلاد)، زيبايي را در نماي خوش‌آيند و مطبوع ساختمان و محاسبه‌ي «تقارن» اجزاي آن مي‌داند.
• در ديدگاه روان شناختي نظرات فيلسوفان متغير و متفاوت است که تغيير و تحديد را در حوزه‌ي زيباشناسي به همراه دارد.
• در ديدگاه نظريه‌ي اطلاعات بايستي محتواي زيبايي‌شناسي از حداکثر دريافت ذهني عيني، 16 بيت در ثانيه کمی‌بيشتر باشد. اطلاعات «سمانتيک» ذهن را مشغول مي‌دارد و اطلاعات «زيبايي‌شناسي»، عواطف را مخاطب قرار مي‌دهد.
• در ديدگاه مدرنيستي ،معماري تجريدي و يا به گونه اي انتزاعي می‌شود و جنبه فانكشنال و عملكردي به خود می‌گيرد كه هر گونه تزيين وعنصر بدون كاربست در ساختمان را به كناري می‌نهد.
• پست مدرنيسم نيز تنها انگاره تغيير مدرنيسم را در سر می‌پروراند، گويي تنها مدعي است كه هر گونه گذر كردن مطلق، يعني آرمان شهرباوري رمانتيك، را زير پرسش می‌برد، در حالي كه در بهترين شكل ،تنها گونه اي انتقاد از خود و شكاكيت نسبت به مدرنيسم است و يا می‌توان آن را مدرنيته اي فراسوي علم باوري يا شالوده باوري وساخت باوري،در نظر گرفت يعني به گفته آلبرت ولمر، تنها خبراز مدرنيته اي جديد می‌دهد كه به ادراك درستي از انحراف‌هايي رسيده است كه روح مدرن را تسخير كرده است و يا جهان گستري دموكراتيك و كثرت باوري را در ذات خويش می‌پروراند.
• در فلسفه ساخت شكني نيز تا حدودي همين رويكرد ملموس است كه ساخت باوري را به كناري می‌نهد و هرگز حتي قصد آن را نيز ندارد كه آنچه را مدرنيسم در معيارهاي زيباشناخت خويش پرورانده است و يا ناخواسته بوسيله بزرگان معماري خويش به منصه ظهور رسانده است را مورد تدقيق جدي قرار دهد و يا هدفي بر آن مترتب شود و تنها به ساخت شكني همان ساختارهاي سنتي بسنده می‌كند و اين گمان را بوجود می‌آورد که ساخت شکنی برآن است تا تنها لايه‌هاي پنهان زيبايي شناسي آثار پيشين را آشكار كند و هرگز به ارزيابي آنها ياتدوين معيارهايي در اين باره نمی‌پردازد.
• نكته قابل تامل در اين است كه ظهور معيارهاي زيبايي شناسانه واسازي را می‌توان، تنها در انگاره معمار، آنهم در حد بسنده جستجو كرد كه از احساس تهييج دروني بهره می‌گيرد كه تنها نمودي درون ذات، براي طراح و معمار بحساب می‌آيد و تعميم آن در مقياس معيارپذيري يا معيارسازي در زيباشناخت واسازي، تا حدودي متناقض ويا حتي ناشدني می‌نمايد و بر اين اساس به گونه‌اي تناقض، زيباشناختي در آثار معماران واسازي دچار می‌گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اسفند1388ساعت 0:8  توسط فروغ  |