مبلمان شهری

به عنوان یکی از گزاره های مهم در مبحث شهرسازی و فضای شهری است که با نگاه زیبایی شناسانه به آن مهم ، می توان چهره شهر را زنده و پویا کرد . اما با سیری در شهر های ایران و نگاه نقاد به این رویکرد متاسفانه برعکس تمامی کشورهای توریست محور ، دست اندرکاران این حوزه در ایران که عموما در شهرداری ها سازماندهی می شوند دیدگاهی سطحی و بی کیفیت به این موضوع دارند و برای اثبات این ادعا به چند مورد اشاره میکنم : 

  1. عدم توجه به اقلیم منطقه درانتخاب نوع مصالح ساخت مبلمان و عدم تقسیم بندی نیمکت ها در4  فصل مانند صندلی های فلزی که متاسقانه طیف کثیری از مبلمان های پارک های ایران را تشکیل می دهند ودرتابستان داغ و در زمستان سرد هستند.
     
  2. بی کیفیت بودن متربالها که کاهش عمر مفید این وسابل را در مقابل عوامل طبیعی و مصنوع به همراه دارد. 
  3. بی مقیاس بودن و بی توجهی به عملکرد آنها در استفاده سه نسل کودک - جوان و پیر در جامعه ؛ که در نهایت کارایی این دستگاه ها را کاهش می دهد مانند نوع صندلی هایی که در پارکها استفاده می شود که عموما در یک  تیپ و با یک رنگ ، رنگ آمیزی شده اند . 
  4. طراحی های ضعیف - یکسان و اقتصاد ارزان محور ، که نشانی از کمبود بودجه و کم دانش بودن طراحان برای این مقوله در عرصه مدیریت شهری است که جنبه زیبایی شناسانه را که یکی از مهمترین هدف های این چیدمان ها می باشد بحث برانگیز می کند . 
  5. تمرکز های بی حساب بعضی از این مبلمان ها در قسمتی از شهر و کمبود هایی آشکار در نقاط دیگر ؛ مانند چندین باجه های تلفن در یک میدان و ...  
  6. عدم مکانیابی صحیح برای نصب این مبلمان ها که حوادثی نیز گاها با خود به همراه دارد مانند نصب صندلی ها در نزدیک رودخانه ها  یا روبروی خیابان ها– نصب بیلبورد ها و تلویزیون های تبلیغاتی در مسیر اتوبان ها یا در میدان هایی که عابران به علت نبود فضای مکث و امنیت لازم از مسیر های سواره فرصت مشاهده این تبلیغات را ندارند یا اگر استفاده کنند دچار ریسک بزرگی شده اند. 
     
  7. اطلاع رسانی های ضعیف در دو بعد کلان ( فرهنگ سازی چگونگی استفاده کاربران ) و در مقیاس خرد ( عدم نصب تابلو های راهنما درنقاط لازم و موثر ) باعث می شود که شهرداری و شهروند دچار اتلاف وقت و پرداخت هزینه های متعدد شوند. 
  8. احیای بافت های سنتی شهر بدون توجه به معماری مدرن ( پست مدرن افراطی )  یا گاها بی ربط با تاریخچه آن خیابان. 
  9. عدم توجه به آسیب های روانی جامعه و فردی در نوع انتخاب این مبلمان ها